سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٧٥

درجات بالاتر هم محروم مى‌ماند.

علم‌زدگان مغرور، همه هستى را با متراژ دانسته‌هاى خويش محاسبه مى‌كنند. تنها چيزى را مى‌پذيرند كه در محدوده تنگ و در فضاى علمى ذهنشان بگنجد. ناچار، بسيارى از حقايق عالم را تنها به اين سبب كه در محاسبات علمى آنان نمى‌گنجد، ردّ مى‌كنند.

غرور علمى، گاهى فرد را به رد و انكار روشن‌ترين حقايق و بديهى‌ترين واقعيات مى‌كشاند. عناد و لجاجت در بحث و زير بار «حق» نرفتن در مناظرات و گفت‌وگوها، ريشه در همين غرور دارد. از اين‌رو، به توجيه يك خطا و اشتباه مى‌پردازند، چون كه شهامت پذيرش حق و اعتراف به ضعف آگاهى ندارند.

سال‌هاى نخست ورود به محيطهاى دانش (چه در مقطع ابتدايى، چه دانشگاه) همراه با اين «غرور» است. اگر هر چه دانش بيش‌تر شد، تواضع هم افزوده گشت و به موازات ارتقاء سطح علمى، براى دانشجو روشن گشت كه چيزى نمى‌داند و دانسته‌هايش بسيار بسيار ناچيز است، اين را مى‌توان شاهدى بر «مسير درست» در علم آموزى دانست.

بارى، گفتنِ «نمى‌دانم»، هم نشانه شجاعت است، هم دليل خود ساخته بودن.

وقتى چيزى را نمى‌دانيم، بى‌جهت آسمان و ريسمان به هم نبافيم و ديگران را هم به اشتباه نيندازيم و اطلاعات غلط ندهيم و به «بافندگى» نپردازيم، كه چنين بافته‌هايى بسيار پوسيده است و زود از هم وا مى‌رود.

فروتنى، زمينه ساز رشد علمى و معنوى است.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است: «تواضَعوا لِمَن تَعَلَّمُونَ مِنه، و تواضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمونه؛[١] تواضع، هم نسبت به استادى داشته باشيد كه از او دانش‌


[١] - نهج‌الفصاحه، كلام ١١٨٥