سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٤٩

يافته است. كافى است به كتابخانه‌هاى بزرگ سرى بزنيد. از ديدن اين همه آثار، كه هر كدام مايه فخر و مباهات است، احساس قشنگ و اعتماد بخشى به انسان دست مى‌دهد.

بسيارى از نوابغ و فرزانگان علمى وادبى ما، در غرب و درميان غير مسلمانان ولى اهل مطالعه، آشناتر و معروف ترند. دريغ از ما كه گاهى كمتر از آنان، مى‌شناسيمشان و با آثار و انديشه‌هاى آن چهره‌هاى پر جاذبه، بيگانه‌ايم.

كسانى چون حافظ و مولانا، حكيم عمر خيام و بوعلى سينا، خواجه نصير و زكريّاى رازى، ابوريحان بيرونى و جابر بن حيّان، ملّا صدرا وفارابى، ميرداماد و شيخ بهايى، سيد جمال الدين، امام خمينى قدس سره، علامه طباطبايى، پرفسور حسابى و استاد جعفرى و ... در جهان غرب، شناخته شده‌اند و درباره آنها صدها كتاب تأليف شده است.

همه اينها يعنى چه؟ ... يعنى ريشه‌هاى فرهنگى استوار و غنى و افتخاراتى بى نظير و ستودنى.

وقتى يك جوان مسلمان دانشجو، آن قدر افتخارات مكتبى و سرمايه‌هاى علمى داردكه مى‌تواند در سطح جهان، به مسلمانى و به ايرانى بودن خويش مباهات كند، چرا اين همه «بيگانگى از خويش»؟ جوان امروزى در جهان اسلام، نهال بى ريشه‌اى نيست كه در مقابل توفان‌هاى فكرى و جريان‌هاى فرهنگى وارداتى، خود را ببازد، بلرزد، خم شود، كنده شود و بر باد برود! مگر اينكه اين ريشه‌ها را نشناسد، يا آنها را قطع كرده باشد.

بگذار روشن‌تر بگويم: تناورترين درخت كهنسال «باغ معارف بشرى» در سرزمين ما، در كوهپايه‌هاى مكتب و فرهنگ دينى ما، از دامن نوابغ شرقى و تفكّر اسلامى روييده و سر برآورده است.

ما، اكنون در سايه سار آن آرميده‌ايم و از ميوه‌ها و ثمراتش كه بسى‌