سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٤٨

نشناخته‌اند.

اينان، روشن است كه خيلى زود، رنگ مى‌بازند و رنگ فرهنگ بيگانه را به خود مى‌گيرند و بازيچه مى‌شوند، آنان هم طبيعى است كه غيرتمندانه و آگاهانه بر سر آنچه كه دارند پافشارى كنند و بايستند و به آن افتخار كنندو «آنچه خود داشت، زبيگانه تمنا» نكنند!

دانشجو با ورود جدّى‌تر به عرصه دانش و فرهنگ و انديشه، بر سر اين چند راهى‌ها قرار مى‌گيردو گاهى نسنجيده انتخابى مى‌كند كه «آينده» او را براى هميشه تاريك مى‌سازد.

بازنگرى عميق به «فرهنگ خودى»، سبب مصونيت و مقاومت در برابر اين هجوم‌ها و توفان هاست.

چه كسانى «مجذوب»، يا «مرعوب» يا «منكوب» يك فرهنگ مهاجم مى‌شوند؟

آنان كه ضعيف باشند. اين ضعف، به احساس بى ريشگى و احساس حقارت بر مى‌گردد. در مقابل، آن كوه بلند مغرور و باصلابت كه ايستادگى‌اش ضرب المثل مى‌شود، كسى است كه «احساس ريشه» مى‌كند و «اعتماد به نفس» دارد و فرهنگ خود و مكتب الهى و مترقى خويش را ارزشمند، پايا، پوياو پاسخگو مى‌شناسد.

مكتبى كه ريشه در وحى و رسالت دارد، چنين است و اين توانايى و سرشارى را دارد. اگر ما به ريشه‌هاى اين گنجينه دست نيافته باشيم و ارزش «آنچه داريم» را نشناخته باشيم. اين مشكل ماست، نه مكتب و مذهب.

اگر فهرستى از نام چهره‌هاى عظيم و نورانى بزرگان مكتب و مفاخر ملّى فراهم آيد، چندين جلد كتاب مى‌شود.

اگر آثار تأليفى انديشمندان برجسته مسلمان را در طول قرن‌هاى گذشته يكجا گردآورى كنند، كتابخانه‌اى بس عظيم خواهد شد. اين «اگر» تحقق‌