سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٣٩

ناتوان‌تر از او كسى است كه دوستانش رانتواند نگه دارد.»[١]

و چقدر زيبا سعدى اين مفهوم را چنين بازگو كرده است كه: «دوستى را كه به عمرى فرا چنگ آرند، نشايد كه به يك دم بيازارند.»[٢]

پس، هم يافتن دوست و داشتن روحيه جمعى و همكارى و همراهى و همدلى و همدردى مهم است و يك «هنر» محسوب مى‌شود، هم حفظ دوستان و دوستى‌ها و تحكيم رابطه‌ها و تقويت پيوندها. به خصوص، دوستان خوب و با كمال دوران دانشجويى را نبايد به اين سادگى فراموش كرد و از دست داد.

اين هم از حرف‌هاى كهنه و در عين حال نو و به روز است كه دوستى با هر كس نشايد و دوستى با بدان نبايد و دوستى‌هاى بر سر هوس نپايد و اين كه دوستِ خوب و بد داريم و:

همنشين تو از تو به بايد

تا تو را عقل و دين بيفزايد

ضرورى است كه «دوست» را از «دوست نما» بشناسيم و از آنان كه اهل تملّق و ريا و دورويى و نقش بازى كردن و چاپلوسى و اهل بردنِ دل و دين‌اند، بپرهيزيم و به دوستى تكيه و اعتماد كنيم كه بتواند تكيه‌گاه ما باشد، نه آن كه خودش هم بى‌ريشه و پوك و سست و بسته به جاى ديگر باشد!

دوست، همدم تنهايى‌هاى انسانى و شريك غم‌ها و شادى‌هاى او و بازوى يارى رسان در نيازمندى‌ها و تكيه گاهى مناسب در مشكلات و گرفتارى‌ها و مشاورى خيرخواه در لحظاتِ ترديد و ابهام است، و در واقع، يك «سرمايه معنوى» است، نامش دوست.


[١] - نهج البلاغه، فيض الاسلام، حكمت ١١.

[٢] - گلستان سعدى، باب هشتم.