سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٣٤
عشق برتر و يك هدف اصلى نباشد، از ديگران كارى ساخته نيست.
كتاب و مطالعه، يكى از ابزار و راههاى تجهيز خويش به اين «ديد» و «بصيرت» است. چه اندازه با كتابخوانى مأنوس و با كتاب، همدميد؟
دانش و ايمان مثل دو بال براى يك پرواز است. يكى پشتوانه است، ديگرى چاشنىِ تأثير گذارنده و پيش برنده.
و چه زيباست كلام شهيد مطهرى[١] كه: «علم، وجود انسان را به صورت افقى گسترش مىدهد و ايمان به شكل عمودى بالا مىبرد، علم طبيعت ساز است و ايمان انسان ساز. علم زيبايى عقل است و ايمان، زيبايى احساس. علم، ابزار مىسازد و ايمان مقصد. علم، سرعت مىدهد و ايمان، جهت ....»
روشنتر بگوييم: مشكل امروز ما، ضعفِ اطلاعات مذهبى و معلومات دينى نيست، آن چه خطر ساز گشته، «ضعف ايمان» است، نه ضعف علم.
«ايمان مذهبى» وقتى سست باشد و آخرت و حساب و كتاب و بهشت و جهنم، در چهار چوب محاسبات بشر جايى نداشته باشد، يا در حاشيه قرار گرفته باشد، خيلى راحت سر «وجدان» كلاه گذاشته مىشود و انسان «مسخ» مىگردد و در حد يك كالا و ابزار تنزّل مىيابد و در چشم اندازش جز «منافع شخصى» و «سود مادّى» قرار نمىگيرد.
رهايى از تعلقات مادى يك ارزش است.
پايه را «پول» قرار ندادن هم يك اصل است.
وقتى آيين و مرام كسى تنها «سود» و «ثروت» بود، به هر قيمتى واز هر راهى و به قيمت از دست دادن هر چيزى، فاجعه به بار مىآيد. مال، مىتواند به عنوان يك لغزشگاه، سر راه انسان كمين كند.
چه چيزى مىتواند انسان را از ورود به «منطقه ممنوع» در قلمرو مسائل
[١] - در كتاب« انسان و ايمان»