سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٣٣

علم در دستشان نباشد!

هرگز مباد كه «نفس»، بر سر «عقل»، كلاه بگذارد.

به هرحال، دانش بخشى از شخصيّت انسانى ما را مى‌سازد، نه همه آن را. از اين رو، همه بها را در «قيمت گذارى انسان» نبايد به علم داد، يعنى دانش و معلومات، حرف اول و اصلى را نمى‌زند.

«ايمان و عمل» مكمّل علم به شمار مى‌آيند. اگر «باور» نسبت به خدا و آخرت و روز حساب و كيفر و پاداش و بهشت و جهنم و محكمه الهى و داورى خدا نسبت به عملكردها ضعيف باشد يا اصلًا نباشد، علم به تنهايى قدرت نجات انسان را از اموج متلاطم و رساندن به ساحل امن ندارد.

نمى‌بينيد كه چگونه آتش، دامن دانش روز را گرفته و «انسانيت» در شعله‌اش مى‌سوزد؟

پس «تقويت بعد ايمانى» را در كنار آموختن علم و تخصص بايد در دستور كار قرار داد، چون مهم و حياتى است.

«يقين»، يك گوهر كمياب و قيمتى است، مثل كيميا، مسِ وجود را طلا مى‌كند.

ظرف دلها اگر با ايمان و يقين پرشود، محل نزول بركات الهى مى‌شود و چنين قلبى هم وسعت مى‌يابد، هم قدرت، هم حكمت و هم نورانيّت.

اما ... اگر دل، انبارى از شبهه‌ها، هوس‌ها، بى‌قيدى‌ها، بى‌اعتقادى‌ها، ناباورى‌ها باشد، پايگاه و جايگاه شيطان خواهد شد و «معلومات» به تنهايى نمى‌تواند بادبانى باشد كه زورق شكسته و طوفان زده وجود ما را از گرداب‌ها برهاند و به ديدار ساحل برساند.

سهم خود شما هم در بذر پاشى ايمان در مزرعه دل، مهم و مؤثر است.

چه كسى بايد نفوس شما را تزكيه كند و تعقل شما را بالا ببرد و وسعت ديد و عمق بينش شما را افزايش دهد؟ خودتان يا ديگران؟

اگر خودتان به فكر نباشيد و اگر كسب «گوهر باور» براى خود شما يك‌