سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ١٩
برابرشان چه نوع رفتارى داريم؟ اگر آنان رادر جمعى ببينيم، مراتب ادب و ارادت خود را در حضور جمع، ابراز مىكنيم؟
اينجاست كه «ميزان شعور» و «سطح معرفت» روشن مىشود.
اين هم يك شاخص است. معيار كه هميشه نمرات و معدّلها نيست!
در سخنان راهگشان حضرت على عليه السلام، تابلوهاى زيبا و درخشان فراوانى وجود دارد.
يكى از آنها اين سخن است:
«قُم مِن مجلِسِك لِأبيكَ و مُعلِّمِك، وَ انْ كنتَ اميراً»،[١]
به احترام پدرت و معلمت از جاى برخيز، هر چند كه «امير» باشى!
يعنى فرمانروايى نبايد انسان را چنان از خود غافل و از پدر و معلم مغرور سازد كه وظيفه ادب و تواضع و خاكسارى را در مقابلشان از ياد ببرد.
تنها شاگردان ابتدايى نيستند كه با فرمانِ «برپا» ى مبصر كلاس، به احترام معلم بايد برخيزند، دانشجو و طلبه و استاد هم نسبت به معلم خود (در هر مرتبهاى كه باشد و باشند) بايد چنين رفتار كنند.
موقعيت علمى و قدرت و رياست، نبايد مانع انجام وظيفه و رعايت ادب و خضوع شود و مقام و منصب و رتبه و ا عتبار نبايد آدم را كور و كر سازد.
اين دليل عظمت روح و خودساختگى معنوى و رهايى از غرور و تكبر است. در غير اين صورت، سطح دانش بالا رفته، ولى سطح ارزش پايين آمده است.
گويند: يكى از استادان در جلسهاى شركت كرد كه سخنران آن، يكى از شاگردان قديمش بود. سخنران نه در ورود به جلسه، نه در هنگام سخن، توجهى به استاد خود نكرد و بىاعتنا سخن گفت و هنگام خروج از مجلس كه به ضرورت با استاد قديم خود رو يا روى شد، پرسيد: استاد! كجاييد؟ چه
[١] - غررالحكم، ج ٢، ص ١٩١