جلوههاى حضرت در عصر غيبت از نگاه فقاهت - سيفي مازندراني، شيخ علي اکبر - الصفحة ٦١ - شيخ حسن تمام شب را در حيرت و انديشه، و صبح شاهد نشانه هاى حضرت بود
مىكنى و به همين مكان مىآورى و فردا شب قربانى مىكنى. و روز چهارشنبه هجدهم رمضان گوشت آن را به بيماران و كسانى كه بيمارى سختى دارند انفاق مىكنى. خداوند همه آنان را با خوردن اين گوشت شفا مىدهد.
و آن بز أبلق است و هفت نشانه سياه و سفيد مانند دراهم دارد؛ چهار تا در يك طرف و سه تا در طرف ديگر قرار دارند.
سپس برگشتم و رفتم، براى بار سوم مرا برگرداند و فرمود در اين مكان هفت يا هفتاد روز اقامت كن. (اين ترديد ظاهراً از راوى است و توضيح مزبور نيز ظاهراً از شيخ صدوق مىباشد) اگر هفت روز باشد با شب بيست و سوّم رمضان، شب قدر و اگر هفتاد روز باشد با روز بيست و سوّم ذىالقعدة منطبق است و هر دو روز مبارك هستند.
شيخ حسن تمام شب را در حيرت و انديشه، و صبح شاهد نشانههاى حضرتبود
«قال حسن بن مثلة: فعدتُ حتى وصلتُ إلى داري و لم أزل الليل متفكّراً حتى اسفَرّ الصبحُ فأدّيتُ الفريضة و جئت إلى عليِّ بن المنذر، فقصصت عليه الحال فجاءَ معي حتى بلغت المكان الذي ذهبوا بى إليه البارحة. فقال: واللَّه العلامة التي قال لي الامام عليه السلام؛ واحد منها إنّ هذه السلاسل و الأوتاد ههنا».
ترجمه: حسن بن مثله مىگويد: من برگشتم تا اينكه به خانهام رسيدم، و تا صبح به فكر فرو رفتم تا سپيده دميد. و من فريضه صبح را انجام دادم و نزد على بن منذر آمدم، و ماجرا را براى او نقل كردم. و با هم رفتيم تا به همان جايگاهى كه ديشب