جلوههاى حضرت در عصر غيبت از نگاه فقاهت - سيفي مازندراني، شيخ علي اکبر - الصفحة ٥٨ - درخواست معجزه براى اثبات حقانيت ملاقات، امر به رفتن به خانه ابوالحسن، و فرمان بازستانى منافع وقف
درخواست معجزه براى اثبات حقانيت ملاقات، امر به رفتن به خانه ابوالحسن، و فرمان بازستانى منافع وقف
«قال حسنبنمثلة: قلت: يا سيدي، لابدّ لي في ذلك من علامة، فانّ القوم لا يقبلون ما لا علامةَ و لا حجةَ عليه و لا يصدِّقون قولي. قال عليه السلام: إنّا سنُعلم هناك. فاذهب و بلّغ رسالتَنا، و اذهب إلى السيد أبي الحسن، و قل له يجيىءُ و يحضره و يطالبه بما أخذ من منافع تلك السنين و يعطيه الناس حتى يبنوا المسجد. و يتمّ ما نقص منه من غلّةِ رَهقٍ- ملْكِنا بناحية أردهال-، و يُتِمُّ المسجدَ. و قد وقفنا نصفَ رهقٍ على هذا المسجد؛ لِيُجلَبَ غَلَّتُه كلَّ عامٍ، و يُصرَفَ إلى عِمارتِه».
ترجمه: حسن بن مثله گفت: سرورم من بايد نشانهاى داشته باشم؛ چون مردم بدون دليل از من نمىپذيرند. حضرت فرمود: ما در آنجا علامت قرار خواهيم داد.
پس برو و پيام مرا برسان. برو نزد سيد أبوالحسن و به او بگو بيايد و آنچه از منافع اين سالها كه او تصاحب كرد از او باز ستاند و به مردم بدهد؛ تا مسجدى در اينجا بنا كنند، و كمبود آن را از غلّات زمين ما در بخش رهق اردهال كاشان جبران، و مسجد را تكميل كنند. و نصف درآمد رهق[١] را ما وقف اين مسجد كرديم؛ تا هر ساله محصول آن صرف تعمير اين مسجد شود.
[١] - ظاهراً« رهق» نام آبادى نزديك اردهال بود كه زمين در آن واقع شدهبود.