جلوههاى حضرت در عصر غيبت از نگاه فقاهت - سيفي مازندراني، شيخ علي اکبر - الصفحة ٦٣ - حركت سيد ابوالحسن به سوى جايگاه امام عصر و رخداد معجزه بز شفابخش
حركت سيد ابوالحسن به سوى جايگاه امام عصر و رخداد معجزه بز شفابخش
«فقصّ عليه الحسن بن مثلة القصص مشروحاً، فأمر بالخيول تُسرج و تخرجوا. فركبوا فلمّا قربوا من القرية، رأوا جعفر الراعي و له قطيع على جانب الطريق فدخل حسن بن مثلة بين القطيع و كان ذلك المعز خلف القطيع. فأقبل المعز عادياً إلى الحسن بن مثلة، فأخذه الحسن ليعطي ثمنه الراعي و يأتي به، فأقسم جعفر الراعي: أنّي ما رأيت هذا المعز قطّ ولم يكن في قطيعي، إلّا أنّي رأيته. و كلّما اريد أن آخذه، لا يمكنني، و الآن جاءَ إليكم. فأتوا بالمعز- كما أمر به السيد- إلى ذلك الموضع و ذبحوه».
ترجمه: سپس حسن بن مثله، واقعه را مشروح براى سيد ابوالحسن قمى بازگو كرد. آنگاه سيد دستور داد اسبها را زين كرده و از شهر خارج شدند. چون نزديك قريه رسيدند، جعفرِ چوپان را ديدند كه گله خود را در كنار جادّه مىچراند. حسن بن مثله ميان گلّه رفت و آن بز پشت گلّه بود، آنگاه بز با سرعت به سوى حسن بن مثله آمد و حسن آن را گرفت كه قيمت آن را به چوپان بدهد و بياورد. و جعفر قسم خورد من اين بز را هرگز نديدم و در گلّه من نبود، ولى آن را ديدم و هرگاه خواستم آنرا بگيرم نتوانستم. و حال مىبينم كه به سمت تو آمد. آنگاه بز را طبق دستور به همان موضع بردند و ذبح كردند.