جلوههاى حضرت در عصر غيبت از نگاه فقاهت - سيفي مازندراني، شيخ علي اکبر - الصفحة ٦٢ - نشانه و كرامت ديگر در ملاقات شيخ حسن با سيد ابوالحسن رضى الله عنه
مرا به آنجا بردند رسيديم، سپس حسن بن مثله گفت: بخدا نشانهاى كه امام برايم گفت يكى از آنها اين زنجيرها و ميخها است.
نشانه و كرامت ديگر در ملاقات شيخ حسن با سيد ابوالحسن رضى الله عنه
«فذهبنا إلى السيد الشريف أبيالحسن الرضا. فلمّا وصلْنا إلى باب داره، رأينا خدّامه و غلمانه يقولون: إنّ السيد أباالحسن الرضا ينتظرك من سحر، أنت من جمكران؟
قلت: نعم فدخلت عليه الساعة، و سلّمت عليه و خضعت، فأحسن في الجواب و أكرمني و مكّن لى في مجلسه و سبقني قبل أن احدِّثه.
و قال يا حسن بن مثله إنّي كنت نائماً فرأيت شخصاً يقول لي: إنّ رجلًا من جمكران يقال له: حسن بن مثلة يأتيك بالغدوّ، و لتُصدِّقَنَّ ما يقول، و اعتَمِد على قوله؛ فانّ قوله قولنا، فلا تَرُدَّنَّ عليه قولَه.
فانتبهتُ من رقدتي، و كنت أنتظرك الآن».
ترجمه: سپس به قم نزد سيدبزرگوار أبي الحسن الرضا رفتيم، همينكه به درب منزلش رسيديم، خادمان و غلامان او را ديدم كه مىگويند: سيد ابوالحسن الرضا از سحر منتظر تو است. آيا تو از جمكران هستى؟ گفتم: آرى.
فوراً وارد بر او شدم، به ايشان سلام و خضوع كردم. جواب سلام مرا نيكو داد، و مرا اكرام كرد، و در نشستگاه خود جايم داد. و قبل از اينكه سخن بگويم از من پيشى گرفت و فرمود: اى حسن بن مثله من در خواب بودم و شخصى را ديدم كه مىگويد: مردى از جمكران بنام حسن بن مثله فردا صبح نزد تو مىآيد و تو گفته او را قبول و اعتماد كن، كلام او كلام ما است، هرگز كلام او را رد نكن. از خواب بيدار شدم و تا الآن منتظر تو هستم.