جلوههاى حضرت در عصر غيبت از نگاه فقاهت - سيفي مازندراني، شيخ علي اکبر - الصفحة ٥٦ - فرمان امام به بازستانى منافع وقف از حسن بن مسلم و امر به صرف آن براى بناى مسجد جمكران
مشاهده حضورى امام زمان نشسته بر أريكه امامت و باخضر نبى و جمعى از صديقين در محضر حضرت
«فلمّا جئتُ إلى البابِ رأيتُ قوماً من الأكابر، فسلَّمْتُ عليهم فردّوا و رحّبوابي و ذهبوا بى إلى موضع هو المسجد الآن. فلمّا أمعنتُ النظرَ رأيتُ أريكةً فُرِشَت عليها فراشٌ حسانٌ، و عليها وسائدٌ حسانٌ و رأيت فتىً في زيِّ ابنِ ثلاثينَ متّكئاً عليها، و بين يَدَيهِ شيخٌ و بيده كتاب يَقرَؤه عليه، و حولَه أكثرُ من ستّين رجلًا يصلّون في تلك البقعة، و على بعضهم ثيابٌ بيضٌ و على بعضهم ثيابٌ خضرٌ، و كان ذلك الشيخ هو الخضر عليه السلام».
ترجمه: همينكه به نزديك درب رسيدم گروهى از بزرگان را ديدم و سلام كردم، جواب دادند و به من تبريك گفتند و مرا به جاى كنونى مسجد بردند. با دقت نگاه كردم تختى ديدم كه فرشهاى نيكو روى آن گذاشته بودند، و بالشتهاى نيكوئى روى آن قرار داده بودند.
جوانى- در حدود سى سال- را ديدم كه بر آن بالشتها تكيه داده بود، و در مقابل او پيرمردى نشسته بود، و كتابى در دست داشت برايش مىخواند. و بيش از شصت نفر در أطراف او حلقه زده بودند و در آنجا نماز مىگذاردند و بعضى لباس سفيد و برخى لباس سبز داشتند. و آن پيرمرد حضرت خضر بود.
فرمان امام به بازستانى منافع وقف از حسنبنمسلم و امر به صرف آن براى بناى مسجد جمكران
«فأجلسني ذلك الشيخ عليه السلام. و دعاني الامام عليه السلام باسمي، و قال:
اذهب إلى حسن