فرهنگ معارف نهج البلاغه - دشتى، محمد - الصفحة ٢٢٠ - ٣ - از هم متلاشى شدن بدن همه
ب: تشريح حالات انسان بعد از مرگ
١- پيچيده شدن در كفن ثمّ ادرج فى اكفانه مبلسا خ ٨٣ ٥١ ٢- تسليم و آرام به هنگام برداشته شدن از زمين و جذب منقادا سلسا خ ٨٣ ٥١ ٣- قرار گرفتن بر چوبههاى تابوت ثمّ القى على الاعواد خ ٨٣ ٥٢ ٤- آغاز سفر آخرت با بدن خسته و لاغر رجيع وصب و نضو سقم خ ٨٣ ٥٢ ٥- قرار گرفتن بر دوش فرزندان و برادران تحمله حفدة الولدان و حشدة الاخوان خ ٨٣ ٥٢ ٦- پايان يافتن ملاقاتها و ديدارها و منقطع زورته خ ٨٣ ٥٣ ٧- سپرده شدن به ديار مردگان و قد غودر فى محلّة الاموات رهينا خ ٨٣ ٣١ ٨- گرفتار شدن به خانه تنگ و تاريك و فى ضيق المضجع وحيدا خ ٨٣ ٣١ ٩- شكافته شدن پوست توسّط حشرات قد هتكت الهوام جلدته خ ٨٣ ٣١ ١٠- محو شدن طراوت بدن بواسطه سختيها و ابلت النّواهك جدّته خ ٨٣ ٣٢ ١١- نابودى آثار توسّط تندبادها و عفت العواصف آثاره خ ٨٣ ٣٢ ١٢- از بين رفتن نشانهها و محا الحدثان معاكمه خ ٨٣ ٣٢ ١٣- متلاشى شدن بدن پس از طراوت و شادابىها و صارت الاجساد بعد بضّتها خ ٨٣ ٣٢ ١٤- پوسيده شدن استخوانها بعد از توانائىها و العظام نخرة بعد قوّتها خ ٨٣ ٣٣ ١٥- آزاد نبودن ارواح گناهكاران در برزخ و الاراح مرتهنة اعبائها خ ٨٣ ٣٣ ١٦- يقين و آگاهى به اسرار نهانى موقنة بغيب انبائها خ ٨٣ ٣٣ ١٧- بسته شدن راه انجام اعمال نيك لاتستزاد من صالح عملها خ ٨٣ ٣٣ ١٨- بسته شدن راه توبه از اعمال زشت و لا تستعتب من سيّىء زللها خ ٨٣ ٣٤ ١٩- آرميدن در گور و مضمّنون اجداثا خ ٨٣ ١٦ ٢٠- رويگردانى تشييع كنندهگان حتى اذا انصرف المشيع خ ٨٣ ٥٣ ٢١- زنده شدن براى پاسخگوئى به سؤالات اقعد فى حفرته و عثرة الامتحان خ ٨٣ ٥٣
ج: عمومى بودن مرگ
١- حتمى بودن مرگ مقبوضون احتضارا خ ٨٣ ١٦ ٢- قرار گرفتن همه در قبر و مضمّنون اجداثا خ ٨٣ ١٦ ٣- از هم متلاشى شدن بدن همه و كائنون رفاتا خ ٨٣ ١٦