دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ٥٣ - فصل دوم برنامههاى انقلابى سيد جمالالدين
عثمانىها با وجود اندكى جمعيت، كشورهاى غربى را به وحشت انداختند و پوزه خودكامان را به خاك ماليدند؛ ولى از نيم قرن به اين سو با وجود وسعت سرزمين و فراوانى جمعيت دست گدايى به سوى شاهان فرنگ دراز كرده و به آنها پناه جستهاند و چنين مىانديشند كه در روى زمين بدون آنها نمىتوانند زندگى كنند.
تا آنجا كه مىگويد:
امتى هماى سعادت و خوشبختى را در آغوش مىكشد كه افراد آن همچون اعضاى يك پيكر با همديگر همبسته باشند ... و زمانى شكوه و عظمت و اعتبار پيدا مىكند كه مسير حركت اعضا و افراد آن همچون شعاعهاى يك دايره به يك نقطه يعنى سعادت جمع منتهى گردد و از محيط منافع بشريت خارج نشود و هر يك ابتدا منافع جمع را مد نظر قرار دهند و پس از آن به نفع شخصى خويش بينديشند تا منافع جمع همچون چشمه جوشانى باشد كه منافع افراد از آن سرچشمه گيرد.[١]
پايه سوم: احياى امت اسلام از طريق بازگشت به اجراى كامل اسلام و وحدت آن در پناه حكومت واحد اسلامى.
[١] همان، صفحات ١٠٧ به بعد.