دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥ - پيشگفتار
نيست. همچنان كه خشونت زمانى كه منجر به قتل بىگناهان شود يا به وارد آمدن زيان مادى و يا معنوى به مسلمانان ديگر-- كه هيچ يك (از اين مسلمانان) حق تكفير و ريختن خون ديگرى را ندارد-- منجر شود، شرعاً حرام گشته است.
نمىتوان حركت و جنبشى بر پايه قتل و ترور و تكفير ناحق و ناموجه مسلمانان را به عنوان حركتى اصلاحى چه رسد به اسلامى توصيف و قلمداد كرد. بر اين اساس مىتوان گفت كه روش ابوالاعلى مودودى به ويژه در جنبههاى تكفيرى آن كمترين تأثيرى بر شخصيتهايى كه آيتالله اراكى در پژوهش خود بدانها مىپردازد، نداشته است. جمالالدين اسدآبادى سالها پيش از مطرح شدن انديشههاى ابوالاعلى مودودى زندگى مىكرد. دو شخصيت ديگر يعنى شهيد صدر (رحمه الله) و امام خمينى (قدس سره) هم هرگز به خشونت فرا نخواندند و درست طبق شريعت تسامحى اسلامى و بر اساس آن چه اكثريت فقها و علما و روشنفكران مسلمان در موردش اتفاق نظر دارند، عمل كردند.
اگر ابوالاعلى مودودى در پاكستان و محمد رشيد رضا در مصر از انديشههاى سيد جمالالدين اسدآبادى گسستند، آقاى اراكى در اين پژوهش ثابت مىكنند كه خط پيوستهاى كه ميان سيد جمالالدين اسدآبادى، شهيد صدر (رحمه الله) و امام خمينى (قدس سره) وجود دارد و آنان را به يكديگر پيوند مىدهد، قابل انكار نيست. اين پيوند داراى دو جنبه است: