دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ٩٧ - خط دوم ايجاد دگرگونىهاى اجتماعى
و مىفرمايد:
بدين ترتيب بر كسى كه به رهبرى و اعتلاى مرجعيت صالح مىانديشد، واجب است كه پيشاپيش اين زمينه سازى را- به هر اندازه كه بشود- به نوعى انجام دهد چه عدم انجام اين كار باعث مىشود كه گروهى از علماى صالح و شايسته- به رغم شايستگىهايى كه دارند- به هنگام عهده دارى مرجعيت، در ايجاد هر گونه تغيير احساس ناتوانى كامل كنند؛ زيرا كار تدارك قبلى و زمينه چينى براى اجراى آن را انجام ندادهاند و هدفهاى عالى مرجعيت و نيروهايى را كه به اين هدفها ايمان داشته باشند، تعيين نكردهاند.[١]
دوم: بهبود و تكامل شيوههاى مرجعيت؛ دستگاه مرجعيت حتماً بايد بهبود و تكامل يابد و ابزارها و سازوكارهاى عملى آن بايد به حدى كارآمد شود كه قادر به انجام وظايف دستگاه مرجعيت و تحقق هدفهاى آن باشد. اين امر نيز با بهينهسازى دستگاه مرجعيت در دو گستره امكان پذير است:
يكم: گستره خاص كه موكول به بهبود وضع داخلى دستگاه مرجعيت و بهينه سازى تركيب داخلى آن از راه ايجاد نهادى ستادى و اجرايى بر پايه كارايى، تخصص و تقسيم كار و پوشش دادن به
[١] همان.