دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٦ - سوم مسئله رهبرى
متناسب با اهداف انقلابى او وجود نداشت يا زمينههايى كه بتوان طى آن شرايط پيش گفته مورد نياز براى حركت سياسى اسلامى را فراهم آورد، ديده نمىشد.[١]
امام خمينى (قدس سره) سه دوره زمانى رهبرى دينى و مرجعيت مذهبى در جامعه ايران را تجربه كرد:
اول: رهبرى آيتالله العظمى شيخ عبدالكريم حائرى در زمان سلطنت رضاخان؛
دوم: رهبرى سه تن از فقهاى برجسته يعنى سيدمحمد تقى خوانسارى، سيدمحمد حجت و سيدصدرالدين صدر؛
سوم: رهبرى آيتالله العظمى بروجردى.
نقطه ضعف اين رهبران بى اعتمادى به مردم و عدم اطمينان آنان نسبت به آگاهى تودهها از هدفهاى حركت اسلامى و عدم پشتيبانى مستمر و پيگير مردم از ايشان تا رسيدن به هدف در حركت رهايىبخش بود.
رهبرى دينى در جنبش مشروطيت تجربه تلخى را از سر گذرانده بود. طى آن دوره رهبرى دينى از سوى دستان نابكار و جنايتكار در معرض قتل و زندان قرار مىگرفتند. از جمله مىتوان به اعدام رهبر بزرگ مذهبى آيتالله شيخ فضل الله نورى و قتل رهبر دينى ديگرى چون آيتالله سيد حسن مدرس و بسيارى ديگر
[١] . سيدحميد روحانى، همان، ص ٩٥- ١١٢.