دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٥ - سوم مسئله رهبرى
بر اين پايه بود كه انديشه سياسى امام خمينى (قدس سره) تبلور يافت. او نظريه سياسى خود را بر بنيادهاى زير پىريزى كرد:
يكم: حركت سياسى حتماً بايد در هدف، روش، اعتقاد و نظامى كه خواهان برقرارى آن است، اسلام را در نظر داشته باشد؛ زيرا اسلام تنها برنامه انقلابى است كه مىتواند تودهها را به گونه انقلابى، آن چنان بسيج كند كه موفقيت حركت رهايى بخش آنها تضمين شده باشد و در عين حال، چنين اسلامى نظام كارآمد و مناسبى است كه مىتواند زندگى بشر را در پرتو عدالت، پيشرفت و رفاه اداره كند.
دوم: حركت اسلامى نمىتواند بىنياز از تودههاى مردم باشد و حتماً بايد با تمام توش و توان، حمايت مردمى و همبستگى و همدلى تودهها را در مراحل مختلف جهاد و مبارزه و حركت سياسى خود فراچنگ آورد و در عين حال حتماً بايد از همه ابزارها و فرصتهاى لحظهاى و تاريخى براى فراهم آوردن اين پشتيبانى همه جانبه بهرهبردارى نمايد.
سوم: جنبش اسلامى حتماً بايد از رهبرى فقاهتى عادل و برازندهاى كه به تودهها اعتماد داشته و تودهها نيز وى را پذيرفته باشند، برخوردار باشد.
بر اين اساس امام خمينى (قدس سره) در دورههاى متعدد زمانى سعى كرد، حركت سياسى خود را آغاز كند؛ ولى يا شرايط اجتماعى و سياسى