دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٤ - سوم مسئله رهبرى
محال است كه يك جنبش رهايىبخش بدون برخوردارى از رهبرى صالح و شايستهاى كه بتواند حركت دشوار مبارزاتى آن را در مسير درست سمت و سو دهد و در شرايط دشوار رويارويىها، تصميم قاطع و مناسبى اتخاذ كند و مواضع تودهها را در پشتيبانى از حركت آزادىخواهانه، يكسان و متحد گرداند و كادرهاى انقلابى را از نظر آرمانها، برنامه، روحيه دهى، توان مبارزه و ادامه راه تا تحقق همه هدفها تغذيه كند، روى موفقيت و پيروزى را ببيند.
رهبرى با چنين ويژگىهايى تنها هنگامى قادر به تحقق هدفهاى خويش است كه از دو شرط عمده و اساسى برخوردار باشد:
١. شايستگىهاى علمى و عملى به اين معنا كه رهبر بايد فقيه عادل و داراى توانايى رهبرى تودهها در راه آزادى و برقرارى حكومت عدل اسلامى باشد.
٢. اعتماد متقابل و همسنگ ميان رهبرى و تودهها بدين معنا كه از يك سو تودههاى مردم بايد به شايستگىها و كفايت رهبر در رهبرى، اعتماد داشته باشند و در نتيجه زمام رهبرى خود را به وى بسپارند، از فرمانها و دستورهايش اطاعت كنند و تا پايان راه حمايتش كنند. از سوى ديگر رهبر نيز بايد به تودهها و وفادارى آنها در راه آزادى و تحقق هدفهاى بزرگ انقلابى خود، كاملًا اعتماد و اطمينان داشته باشد.