قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨ - توضيحى در مورد غرايز
احتياج، در پوشيدن لباس، تهيه مسكن، ظرف، فرش و صدها چيز ديگر نيز وجود دارد. اگر روزى جمعيت زمين را بيست ميليارد فرض كنيم همه آنان به يكديگر محتاج هستند.
وجود غرايز از يك طرف و زندگانى اجتماعى از سوى ديگر هر دو ضرورى و لا ينفك از افراد انسان است ولى اين دو باهم در موارد زياد تضاد دارند. راه علاجى از اين بن بست جز تحديد و تعديل غرايز توسط قوانين زندگانى وجود ندارد و اين قوانين را كه همه عقول قبول داشته باشند همين قوانينى است كه در قرآن وجود دارد و ما تفصيل آنرا براى شما بعداً نقل مى كنيم.
توضيحى در مورد غرايز
مراد من از غرايز در اينجا اوصافى است كه به روح انسان متعلق به كالبد او قائم بوده و قابليت جدايى را ندارد و اين غرايز در وجود همه افراد انسان با اختلاف كميت و كيفيت (چند و چونى) تحقق دارد بطور نمونه به چند مورد از آنها اشاره مى كنم[١]:
١. دوستى به ذات كه در همه حيوانات شايد وجود داشته باشد و در انسان احتمالا بنحو شديد تحقق دارد.
آدمى خود را دوست دارد و در دوستى ديگران و اشياى ما حول او به اندازه نزديكى بخود و فايده داشتن به او، محبت دارد مانند دوستى به خويشاوندان و زن و شوهر و ياران و دوستان و ...
٢. جلب منفعت
[١] ١- شايد اكثر اين غرايز در كتب اخلاق اسلامى و كتب روانشناسى بدست آيد.