قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٣ - يك حديث
بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد. عمر (رض) گفت درد بر او غالب شده (صحبت او مطلوب او نيست) كتاب خدا ما را كفايت مى كند. اين حديث از جهاتى محل بحث است، در اينجا از اين حديث استفاده مى شود كه آنحضرت (ص) توانايى نوشتن را داشته است كه فرمود: «اكتب لكم» (براى شما بنويسم) و احتمال اينكه دستور مى دهم چيزى را بنويسند، خلاف ظاهر لفظ حديث است كه بدون دليل پذيرفته نمى شود.
س ٢١: آيا از نظر عقلى بعثت انبياء واجب است يا خير؟
ج: بلى. عقل حكم مى كند يعنى مى داند كه آفريدگار انسان كه داراى حكمت بالغه وعدالت كامله است هرگز بشر را مهمل نمى گزارد و زمينه را براى فعليت كمال او از مرحله استعداد سرشار او بوسيله إنزال كتب و شرايع و ارسال رسل آماده مى سازد
اولا از جهت علم وثانياً از جهت عمل.
توضيح دليل اول اين است كه دوستى انسان به خودش ذاتى است و از اين صفت ذاتى لزوم جلب منفعت و دفع ضرر ناشى مى شود و مواد مورد نياز در روى زمين به اندازه اى كه هوسهاى مردم طماع را برآورده ساز وجود ندارد، قهراً در تحصيل آنها بين انسانها كشمكش واقع مى شود .. زندگانى انسان به زندگانى حيوانات وحشى در جنگل شباهت پيدا مى كند؛ بلكه به مراتب خطرناك تر از زندگانى جنگل مى شود؛ لذا عقل حكم مى كند كه بايد قانون عادلانه اى بوجود آيد تا حقوق همه تعيين و مشخص شود و نزاع از بين افراد انسان مرتفع گردد.
به تجربه قطعى ثابت شده كه تقنين اين قانون توسط نمايندگان شوراهاى دولتى جهان امكان پذير نيست، زيرا اكثر اينان اولًا نادان هستند و ثانياً بمنافع خود مى انديشند و ثالثا براساس نفوذ ناسيوناليزم در جهان ما، قوانين تا حد قدرت مادى كشور خود، به نفع ملت خود وضع مى كنند كه در عصر ارتباطات به ملتهاى