قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٤ - يك حديث
ديگر آسيب مى رساند و دنيا را بسوى جنگل مى راند. همين قوانين بوده و هست كه استعمار و استثمار را بوجود آورد و جهان بشرى را آتش زد كه شعله هاى استعمار و شراره هاى استثمار هر چند با عوض كردن ماسكها تا امروز خرمن عقل و وجدان و كرامت انسانى را تضعيف وعدالت اجتماعى بلكه استقلال سياسى و حاكميت ملى مردم كشورهاى كوچك را فداى هوس هاى موج سواران قلدر بين المللى مى كند.
بنابرين قانونى بايد از طرف پروردگار انسان وضع شود كه اولا حكيم است و ثانيا به تمام خصوصيات طبيعت و فطرت انسانى آگاهى دارد و ثالثا نظر لطف و محبت او به همه بندگانش يكسان است و عدالت اجتماعى را به بهترين وجه تامين مى سازد.
برعلاوه كه روح آدمى كه نسبت به بدن او بمنزله مغز نسبت به پوست است[١]؛ براى تكامل خود به عبادت حق نيازمند است و تشخيص اين عبادت از قدرت بشر بيرون است و تنها قدرت وعلم لايتناهى خداوند است كه روح را به سوى كمالات لايق او هدايت فرمايد بنابراين بشر شديداً نيازمند دين است و بر خداوند از نظر عقل لازم است تا براى سعادت و تكامل بشر دين بفرستد.
دانشمندان غربى چه ميگويند؟ ادعاى ماترياليستها و همه ملحدان و دين گريزان و دين سيتزان اين است كه علوم تجربى و علوم انسانى در قرون اخير ترقى خوبى يافته و عقل بشر پيشرفت كرده است و به او اين قدرت را داده است تا بوسيله قوانين وضعى زندگانى مادى خود را اداره كند و خود را از بن بست نجات دهد.
نويسنده: ممكن در مقام تاييد اين ادعاى غربيها بگوييم كه ادعاى مذكور مجرد ادعا نيست بلكه محسوس و مشهود است زيرا زندگانى ماترياليستها و منكران
[١] . از نظر فلسفه و علوم انسانى و علوم تجربى هنوز حقيقت آن مجهول است.