قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤١ - يك بحث علمى
قانون نود و هشتم زندگانى: ترك عواطف در مجازات مجرمين
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ (نور/ ٢) مرد و زن زناكار هركدام را تا صد تازيانه بزنيد و هرگز رأفت و ترحم در حق آن دو در دين خدا روا مداريد.
تشريع و تطبيق مجازات و مكافات (كيفر و پاداش) براى حفظ مصالح عمومى و تحكيم امنيت و سلامت اجتماعى و فردى مى باشد و چنانچه مجريان در موقع تطبيق دچار احساسات و عواطف خود شده، ازآن ها چشم پوشى نمايند، فساد انتشار مى يابد و هم چنان اگر رشوت خوارى و روابط لحاظ شود. و لذا قرآن بر آن تأكيد فرموده است.
در اسلام تطبيق قانون بر همه و اجراى عدالت اجتماعى بسيار دقيق و مورد حساسيت خاصى مى باشد و داستان هايى تكان دهنده در اين مورد وجود دارد. در يك كلام مى توان گفت: جامعه مترقى و عدالت پرور جامعه اى است كه قوانين زندگانى آن اولا معقول و مطابق فطرت و نياز آن جامعه باشد و ثانيا بدون تبعيض بر همه يكسان تطبيق شود و راه فرار از قانون سالارى حتى براى شخص اول آن وجود نداشته باشد، كه قرآن همين نكته را در حق حضرت پيامبر عظيم الشان تصريح مى فرمايد.
يك بحث علمى:
آدمى عقلى دارد و احساساتى، و هر دو در نظام زندگانى انسان نقش سرنوشت سازى دارند ولى سؤال اساسى اين جا است كه معيار دقيقى از موارد اين دو روشن نيست و نيز چند در صد عاطفى