قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦ - قوانين زندگانى به نحو اجمال و كلى
اوج هيجان غرايز انسانى است كه غرايز حيوانى در برابر آنها ناچيز شمرده مى شود.
- مصالح فردى عالى رتبه هاى دولتها، آتش فروزان و مشتعلى است كه مصالح ملتها و عدالت اجتماعى و كرامت انسانى را به خاكستر تبديل مى نمايد.
به نظر من، همه اديان دست نخورده آسمانى متوجه تحديد غرايز انسانى توسط خود انسانها است و راه ديگرى ندارد.
دين اسلام كه آخرين برنامه كامل آسمانى مى باشد عنايت خاصى در كنترول غرايز آدمى دارد.
١- أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا. أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا (فرقان/ ٤٣ و ٤٤)
(رسول من) آيا كسى را ديده اى كه معبود خود را هوى و هوس خود قرار داده. آيا تو نگهبان بر او (از هلاكت) خواهى شد آيا مى پندارى كه اكثر آنان مى شنوند و تعقل دارند، نيستند اينان مگر (بمنزله) چهار پايان بلكه گمراه تر (از چهار پايان).
٢- أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ. .. (جاثيه/ ٢٣)
آيا مى بينى كسى كه غرايز خود را (مانند) معبود اختيار نموده و خدا او را دانسته گمراه نموده و بر گوش و دلش مهر نهاده است و بر چشم او پرده،! كى او را بعد از خدا راهنمايى خواهد كرد؟
در نهى از پيروى از هواها آيات زيادى وارد شده است كه نيازى به نقل آنها نيست. يوسف صديق با كاميابى از سخت ترين امتحان، باز هم از