قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٧ - دين و عقل
س ٨: همان گونه كه عقل يك راهنما است پيامبر هم يك راهنما مى باشد و راهنمايى پيامبر توسط عقل درك مى شود و عقل بدون راهنمايى پيامبر مى تواند بدى و خوبى را درك كند پس چه نيازى به وجود پيامبر است؟
ج: اين سوال بسيار سطحى و حتى غلط است، زيرا عقل عملى در قلمرو محدودى كاربرد دارد ولى در خارج از آن ادراكى ندارد تا راهنمايى نمايد، مانند عبادات و حقوق و غيره. اينها محدوده عقل عملى (مستقلات عقليه و حسن و قبح همه عقلاى جهان) است. مثلا عقل عملى در مورد عدالت حكم دارد كه ميگويد نيكوست و ممدوح. اما وقتى عدالت به رسيدن حق به صاحب حق تفسير شود، عقل عملى نمى تواند در تعريف حق، حكم صادر كند چون خردمندان در مصاديق آن اختلاف نظر دارند؛ مثلا ارزش اضافى در نظام اقتصادى ماركسيزم حق كارگران است و در نظام اقتصادى اسلام حق سرمايه دار ولى قلمرو حكومت وحى و رسالت بسيار گسترده است كه نيازهاى بشر را تأمين مى كند. بلى رسالت پيامبر توسط عقل بايد اثبات شود ولى محتواى رسالت از توان عقل عملى بيرون است.
س ٩: چرا هجرت حضرت پيامبر از مكه به مدينه، سرآغاز تاريخ مسلمان قرارگرفت؟
ج: ظاهراً اين كار به مشورت جمعى در زمان خليفه ثانى (رض) تصويب شده كه مسلمانان بوسيله هجرت از آزار واذيت مشركين قريش مكه راحت شدند و آزادانه به دين خود عمل نمودند و عملا حكومت اسلامى زير نظر شريف خاتم النبيين (ص) به شكل ابتدايى تحقق يافت.
مناسب اين بود كه روز مبعث و سال آن مبدء تاريخ اسلامى قرار مى گرفت كه بزرگترين روز براى انسان در كره زمين است. نه باين سبب كه در اين روز