قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٢ - رساله اى در بعثت
س ٥: چرا خداوند رسالت را به حضرت پيامبر آخر الزمان ختم فرمود در حالى كه نيازمندى هاى بشر زياد تر شده است.
ج: در مورد عقايد و اصول دين و در مورد مكارم اخلاقى و در مورد عبادات، نيازهاى بشر اضافه نشده وآنچه كه در قرآن و سنت وارد شده با آنچه كه متكلمين و فقهاى ما استنباط كرده براى بشر كفايت مى كند.
بلى در مورد معاملات بالمعنى الاعم و مسايل مستحدثه و رفع شبهات وارده و برطرف كردن اختلافات مذهبى هر چند كه مكلفين در آنها بخاطر قصور فكرى معذور باشند، وجود پيامبر يا امام مطاع و مبسوط اليد مفيد بود و لابد به عللى ديگر كه براى ما- حداقل براى اينجانب مجهول است چنين نشد.
خلاصه ادامه رسالت هاكه شما سوال كرده ايد لازم نيست؛ بلكه اگر وجود مقدس رسول اكرم و يا جانشين كامل ايشان كه بهمه احكام شرعى واقف مى بود و در عين حال قدرت اجتماعى خصوصاً قدرت سياسى مى داشت در نظر ما بى خبران از واقعيت، بسيار مفيد بود ولى خداوند عالم به غيب چنين مصلحت ديده است.[١]
س ٦: پيامبران رحمت هاى الهى بوده اند چرا خداوند اين رحمت را پس از پيامبراسلام ادامه نداد؟ آياعقل بشركفايت مى كرد؟
ج: اين سوال تكرار سوال سابق شماست و جواب آن داده شد. بلى جمله اخير سوال شما مطلب تازه است. احتمال ميدهم كه اين جمله را اقبال لاهورى دركتابى گفته است كه خاتميت رسالت به اين جهت است كه خداوند بشر را بعقل او واگزار نموده است.
[١] . حتى فروع عقايد و اخلاق و عبادت غير منصوصه نيز چنين است.