قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٠ - رساله اى در بعثت
س ٤: چه قانونى مى تواند بشر را به سعادت برساند و قوانين قرآن چه ويژگى و خصوصيتى دارد؟
ج: هرقانونى كه متوجه همه ابعاد وجودى انسانها باشد و مقدار آنها را مد نظر داشته باشد و به هر بعد وجودى آنان به اندازه استحقاق واقعى او عنايت نمايد و به افراط و تفريط در حق آنها نينجامد و اين كار بجز از تقنين خالق حكيم ميسر نمى گردد؛ اسلام چنين قوانينى را براى بشر آورده است.
آرى قانون كامل براى انسانها از همين راه ميسر است و قانون قراردادى انسانى با وجود بر خوردارى از تجربه و دقت، تنها تا اندازه اى چرخهاى زندگانى را بحركت در مى آورد و هميشه با نواقصى همراه خواهد بود.
در تقنين بشرى، اگر احساسات بشرى بيشتر از تعقل او مؤثر نباشد؛ كمتر از آن نيست و اين خود به عقلانيت قوانين آسيب مى رساند؛ خصوصاً كه در عصر ما قوانين گاهى بطور مستقيم و گاهى توسط نمايندگان آنان از آراى مردم و عوام الناس گرفته ميشود.
قوه مقننه و قوه مجريه در اعصار اخير هيچ گاه از فشار رأى دهندگان خود كه احتمالا ٨٠ درصد، متمايل به لذت جويى هستند، جدا نبوده و حتماً آراى مذكور را مراعات مى كنند. برعلاوه كه غالب اعضاى اين دو قوه، خود نيز داراى چنين تمايلاتى مى باشند! انسان روحى دارد ملكوتى و مجرد از ماده كه نسبت او به بدن فيزيكى مانند نسبت مغز به پوست است و اين روح با استعداد شگفت انگيز خود ابعادى دارد كه در تقنين بشرى مهمل مانده است.
روح هر چند در اعصار ما علمى شده[١] ولى هنوز در فرهنگ غربى به رسميت شناخته نشده است.
[١] . درين موضوع به كتاب ديگر اينجانب( روح از نظر دين وعقل و علم روحى جديد) به قسمت اخير آن مراجعه شود خصوصا به آنچه كه از كتاب اسرار مرگ و زندگانى يك دانشمند امريكايى كه پنجاه سال عمر خودرا در تاليف آن صرف كرده، نقل شده است.