قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٨ - رساله اى در بعثت
الهام، انداختن از جانب خدا يا فرشته در روح و جان (تفهيم روحانى) است كه شايد غالباً آدمى آنرا خاطرات قلبى خود بداند. و الهام اختصاص به انبيا (ع) و نبوت ندارد.
راغب در مفردات مى گويد: الهام، القاى چيزى است در قلب و مخصوص است به اينكه از جانب خدا و از ملأ أعلى باشد
الهام گاهى تكوينى است، مانند: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها. وتنها كلمه مذكور يك بار در قرآن و در همين آيه استعمال شده است.
شيعه مى گويد وحى بعد از در گذشت خاتم الأنبياء (ص) قطع شد ولى امامان اهل بيت كه حضرت پيامبر (ص) آنان را در حديث متواتر چنين معرفى كرد:
الخلفاء بعدى اثناعشركلهم من قريش
و در حديث ديگر نيز كه از طرف اهل سنت متواتر است، فرمود: من دو چيز سنگين يا نفيس را ميان شما ترك مى كنم كه اگر به آن تمسك كنيد گمراه نمى شويد: كتاب خداوند و عترت (اهل بيت) من است. از جانب خداوند به آنها الهام مى شود. و اين الهام به نظر من حالت آگاهانه دارد. بهر حال آنچه از مجموع احاديث بدست آورده ام؛ الهام اين است كه فرشته مطلب مورد اراده خداوند را اولا بر روح حضرت پيامبر (ص) مى آورد و سپس، فرشته آن را از جانب ايشان به ارواح امامان به ترتيب مى رساند تا به روح امام زنده القاء كند تا اينكه امام زنده از امامان ديگر عالم تر نگردد.
قرآن براى پيامبر (ص) همه اش وحى شمرده مى شد ولى وقتى بر ديگران آنرا مى خواند، وحى نبود بلكه تعليم رسول بود و الهام به امامان نيز از جانب آن حضرت (ص) تعليم ايشان شمرده مى شود. اين الهام از الهامى كه بديگران؛ مانند صلحاء و اولياء و حتى به مردم عوام مى شود آگاهانه تر و عميق تر و از نظر محتوى مهم تر است.