قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٤ - قانون دوم زندگانى اعتقاد به روز حساب
اخلاق و عقايد ما باشد يعنى همانگونه كه ماده در زندگى اين جهانى تبديل به انرژى مى شود، دوباره انرژى مذكور در آن جهان، متراكم و به شكل ماده مناسب اعمال و باورها و صفات نفسى بد وخوب ما تبديل گردد كه قرآن مجيد به آن اشاراتى دارد.
اين اعتقاد آدمى را با همان غرايز سركش او اگر عميق باشد از تجاوز به جان و مال و آبرو و ناموس مردم تا حدود زيادى جلوگيرى نموده و سپس او را به محبت و دلسوزى به مردم و كمك و احسان به ديگران و سهم گرفتن در امور عام المنفعه اجتماعى و پلان هاى دراز مدت كه تامين كننده نيازهاى عمومى مردم است، تشويق مى كند.
آرى مومن ميداند هر جفا و ستمى كه درحق ديگران روا بدارد به مجازات آن مبتلا مى شود و هر خدمتى به مردم بنمايد ثواب زيادى به او خواهد رسيد.
اعتقاد به خدا اگر در روح خواص اثر مثبت عميق دارد، اعتقاد به قيامت درجان خواص و عوام چنين است اگر شما در جامعه اقرار كنندگان به خدا و قيامت را شرير، خشن، حق تلف و بى خير مى بينيد دليلش دو امر مهم است كه از نظر ابتدايى مردم پنهان مانده است:
١. بسيارى از اين افراد مردم آزار، اعتقاد محكم قلبى به قيامت ندارند و تنها بناگزارى قلبى و اقرار زبانى دارند اينان فاقد اعتقاد به قيامت هستند.
٢. فرهنگ دينى را هيچ نفهميده اند، سطح تبليغ دينى و فهم فرهنگ اسلامى آنان بسيار ضعيف است و استخبارات كشورها آنان را فريب ميدهند. مانند فاحشه هاى غربى كه جوانان عرب را بنام فحشا بسوى خود دعوت نمى كنند چون ميدانند آنان مسلمان هستند و زنا را بد مى دانند بلكه به گفته بعضى از آگاهان در تلويزيون ها و يا انترنت شعار مى دهند