قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٨ - دين و عقل
رابطه ارشادى آسمان[١] با انسان زمينى برقرار گرديد، چون اين رابطه از زمان حضرت آدم و ابتداى آفرينش انسان برقرار شده بود و تكرار آن تا آن روز و تا ارتحال ملكوتى آنحضرت (ص) ادامه داشته است و قرآن و سنت آثار همين دوره ٢٣ ساله است بلكه از اين جهت كه رسالت و بعثت امروز آغاز بزرگ ترين و جامع ترين و آخرين دين الهى است كه برخلاف اديان گذشته براى همه بشر روى زمين، بدون اختصاص به قوم يا منطقه اى و بدون ظرف زمانى محدود و تا آخر انقضاى اين جهان آمده است تا در دراز مدت بعنوان قانون اساسى اسلامى بر همه بشر روى زمين به حاكميت مطلقه برسد و بشر تكثرخواه را در دايره فرهنگ واحد و حكومت واحد و برادرى عمومى به كمال لايق او برساند. ولى ظاهراً مشوره دهندگان از اين جهت آن روز را مبدأ تاريخ قرار ندادند كه در آن روز جز خود نبى اكرم (ص) و دوتن از فاميل او مسلمان ديگرى وجود نداشت و بعبارت ديگر اسلام غريب بوده است تا چه رسد به اختيار روز ميلادالنبى (ص) كه يك مسلمان هم وجود نداشته و جامعه، يعنى جامعه شرك و دوره جهالت بوده است.
س ١٠: پيش از بعثت همانگونه كه شبه جزيره عربستان مركز بت پرستى بوده است، جاهاى ديگر نيز چنين بوده، پس چرا آن حضرت در جاى ديگر مبعوث نشد و چرا بزبان عربى مبعوث شد نه بزبان ديگر؟
ج: پيامبر از هر مكانى و در هر زمانى كه مبعوث مى شد باز هم سوال شما قابل تكرار بود، پس اين سوال مفهومى ندارد.
انبياء همه به زبان مادرى و در اماكن اولى خود مبعوث شده اند و حضرت آدم به لغت محدود خود كه كم كم بوسيله وضع الفاظ بحسب نياز، شكل مى گرفت؛
[١] . چون جبرئيل پيك وحى در آسمان است و گرنه خداوند هماگونه كه زمينى نيست، آسمانى هم نيست او در زمين و آسمان معبود است نه ساكن انجاها، او موجود مجرد لايتناهى و خالق آسمانها و زمين است.