قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٥ - يك حديث
شرايع آسمانى همانند زندگانى مومنان و يا بهتر از آنان جريان دارد، با قانون وضعى خودشان توانستند زندگانى خود را از بن بست نجات بدهد.
مى شود حتى از قرآن مجيد بر صحت ادعاى آنان به اين ايه استدلال نمود: كسيكه زندگانى حاضر را بخواهد به زودى به آنچه را كه بخواهيم براى كسى كه اراده كنيم در اينجا مى دهيم؛ بعد او را به جهنم سوزان با نكوهش و مردودى داخل مى كنيم و كسى كه آخرت را بطلبد و براى آن در حاليكه مومن است، تلاش نمايد در سعى خود مأجور است. ما هردو دسته (دنياطلبان و آخرت طلبان) را از بخشش پروردگارت مدد مى رسانيم و بخشش پروردگارت (ازكسى) ممنوع نيست (اسرى ١٨ و ١٩ و ٢٠)
بلى. حساب زندگانى دنيا از آخرت جدا است. در اين زندگانى مدد و فيض عام
رحمانى، خود از كانال اسباب ومسببات به همه مى رسد، كافر و مومن يكسان است.
يكى از دانشمندان بزرگ ما (شهيد سيد محمد باقر صدر رحمه الله) كه در ذهن من از گذشته هاباقى مانده، اين ادعاى غربيها را پسنديده و پذيرفته است و براى وجوب عقلى بعثت از راه عمل استدلال نموده كه بعداً آن را بيان مى داريم؛ نه از راه علم. ولى بايد در اين جواب تأمل نمود، زيرا اگر مراد از زندگانى، مجرد زندگانى ملى باشد كه در محدوده عدالت اجتماعى به آن نگاه كنيم مى شود آنرا پذيرفت و اگر در همه ابعاد وسيع انسان نگاه كنيم موضوع، مشكل مى شود؛ مثلا ارزش اضافى حق مالك است يا حق كارگر؟ ميدانيد كه بخاطر ندانستن صحيح اين مسأله كمونيست هاى شوروى ميليون ها انسان را نابود كردند و سرمايه هاى مردم را به غارت بردند و اگر جنايات ماركسيزم لينينيزم را بشماريد و شاخ در بياوريد تعجب نكنيد.