قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠١ - دين و عقل
در مورد حيوانات به آيات زير توجه نماييد:
١- وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ (انعام ٣٨)
جنبندگان در زمين (حيوانات) و پرندگانى كه به دو بال خود پرواز مى كنند، نيستند مگر امتهايى مانند شما سپس بسوى پروردگار شان جمع مى شوند.
همه جنبندگان و پرندگان امتهايى مانند انسانها هستند. ممكن است مراد اين باشد كه هر نوعى از انواع جنبندگان زمينى و از انواع پرندگان امتى باشند و بسوى پروردگارشان محشور مى شوند ولى معلوم نيست كه حشر و جمع شان در قيامت است و يا قبل از آن در محلى كه خدا مى داند؟
بنابراين جمله (ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ) دلالتى بر تكليف حيوانات ندارد؛ خصوصا كه احتمال دارد ضمير جمع غايب منفصل در كلمه (ربهم) و ضمير جمع غايب مستتر در جمله (يحشرون) بسوى انسانها برگردد.
٢- وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ (فاطر ٢٤)
٣- وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ .... (يونس ٤٧)
از آيه اول استنباط كرديم كه هر نوع از انواع جنبندگان در زمين و هر نوع از انواع پرندگان، يك امت است و اين آيه بمنزله صغراى منطقى مى باشد. دوآيه اخير مى گويد: هر امت رسولى و نذيرى دارد. و اين دو آيه بمنزله كبراى منطقى مى شود.
نتيجه اين دو مقدمه (صغرا وكبراى منطقى) اين مى شود كه هر نوعى از انواع جنبندگان و پرندگان از خود رسول و نذيرى دارد. اين استدلال قابل ترديد نيست، جز از يك راه، كه گفته شود لفظ امت در دو آيه اخير انصراف به امتهاى انسانى دارد. خداوند به كلام خود داناتر است. در اخير، اين سوال عرض اندام مى كند كه آيا موجودات عاقل زنده جان در كهكشانهاى ديگر و حتى در منظومه هاى شمسى