عاشورا و اهميت دين
(١)
1 سخنرانى عاشوراى 1388
٧ ص
(٢)
نياز انسان به دين
٧ ص
(٣)
جايگاه انسان در نزد خداوند
١٠ ص
(٤)
نقش دين در زندگانى بشر
١٤ ص
(٥)
حكومت يزيد و خطر نابودى اسلام
١٩ ص
(٦)
مطلب مهمتر
٢٢ ص
(٧)
فلسفه قيام امام حسين (ع)
٢٣ ص
(٨)
فلسفه عزادارى عاشورا
٢٧ ص
(٩)
يزيد و يزديت
٣٠ ص
(١٠)
امر به معروف و نهى از منكر يا جهاد؟
٣٣ ص
(١١)
تاريخ عزادارى امام حسين (ع)
٣٤ ص
(١٢)
پيروزى حسين بن على (ع) در نجات دين
٣٥ ص
(١٣)
پيام عاشورا
٣٧ ص
(١٤)
«حسينيت» جاويدان است
٤٠ ص
(١٥)
اوج بندگى خدا
٤١ ص
(١٦)
2 سخنرانى عاشوراى 1389
٤٥ ص
(١٧)
موضوع هدايت
٤٥ ص
(١٨)
انواع هدايت
٤٧ ص
(١٩)
ارزش دين
٥٧ ص
(٢٠)
فلسفه عزادارى
٦٠ ص
(٢١)
نجات دين
٦٤ ص
(٢٢)
ظهر عاشورا
٧٢ ص
(٢٣)
3 سخنرانى عاشوراى 1390
٧٧ ص
(٢٤)
ابعاد قيام حسينى
٧٧ ص
(٢٥)
ظلم ستيزى
٧٨ ص
(٢٦)
طاغوت
٨٣ ص
(٢٧)
معناى يك حديث
٨٥ ص
(٢٨)
موضع گيريها در عاشورا
٨٧ ص
(٢٩)
خطر در كمين بيدارى اسلامى
٨٩ ص
(٣٠)
هشدار
٩٤ ص
(٣١)
عدالت اجتماعى
٩٥ ص
(٣٢)
يك مطلب ديگر
١٠٤ ص
(٣٣)
وضع فعلى افغانستان
١٠٦ ص
(٣٤)
4 ذكر چند نكته (از سخنرانى ايشان در تاسوعاى 1389 با تفصيل بيشتر)
١٠٩ ص
(٣٥)
5 الحاقيه (در مورد كفر يزيد)
١١٧ ص

عاشورا و اهميت دين - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩ - نياز انسان به دين

است ولى براى خدايى كه خارج از مكان و زمان است به اندازه چند روز و چند ساعت هم نيست، چون او زمانى نيست و زمان بر او نمى گذرد بلكه او خالق زمان است. به هر حال خلقت ادامه دارد، از آنروزى كه آدم ابوالبشر بدنيا آمده است او اولين انسان و اولين پيغمبر هم بوده است و پيش از وجود «امت»، «پيغمبر» به وجود آمده است و اين موضوع نشان دهنده أهميت و عظمت دين است كه قبل از «امت»، «پيغمبر» به وجود مى آيد تا دين را براى اولين افراد انسانى تعليم دهد.

سلول هاى مغزى بشر دنياى منحصر به خودش است كه با هيچ يك از مصنوعات مادى قابل قياس نيست و تاكنون مطالب زيادى در مورد مغز انسان نوشته شده است ولى بازهم بعنوان يك قلعه اسرار آميز باقى است و حقايق آن كشف نشده و اميدوارم روزى برسد كه حقايق مغز روشن شود و علم در داخل مغز انسان به نحو عميق و محيط، راه پيدا كند و از حقيت مغز انسان بفهمد، آن موقع اين انتظار بيجا نخواهد بود كه همه مردم انيشتين و ابوعلى سينا به دنيا بيايند و كره زمين از نوابغ پر شود.

تمام اسرار خلقت آدمى به مغز پيچيده ولاينحل او مربوط است، مغزى كه حجم آن به اندازه دو كف دست انسان هم نمى شود.

از عالم فيزيك كه بگذريم نوبت به روح انسان ميرسد كه هزار مرتبه پيچيده تر از مغز انسان است، انسان داراى استعداد زيادى است‌