تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٨ - رساله ضوابط تفسيرى
* نوع اول كه روايت، تفسير آيه نيست بلكه تأويل آن را بيان مىكند. بنابراين ظهور لفظى آيه به حال خود باقى است، و منافاتى بين تأويل و ظاهر آيه وجود ندارد.
* نوع دوم كه ذكر يك فرد يا جمع خاصى و يا ذكر يك مورد، از باب جرى و تطبيق كلى بر يك مصداق روشنتر و يا مصداق خفى يا ضعيفتر آن است، كه در اين صورت باز اطلاق و يا عموم آيه به حال خود باقى است.
* نوع سوم از باب حصر مفهوم است، و روايات مىگويد مراد از آيه فلان فرد و يا فلان مورد است و جز آن ديگر مفهوم و معنايى قصد نشده است. در اين صورت عموم يا اطلاق و يا ظهور آيه مخصوص به همان فرد و يا مورد مىشود.
اگر مرد محقق به اين فايده توجه عميقى نمايد، از بسيارى اشتباهات مفسرين به دور مى ماند. و الله العالم.
٤- اسباب نزول آيات، يكى ديگر از عوامل لغزش مفسرين است، اسباب نزول در مواردى كه اطمينان به صحت آنها حاصل شود و يا به سند معتبر ثابت گردد راهگشاى پژوهشگران مىگردد. و انسان را از بيراهه رفتن نجات مىدهد، و اگر مفسرى سادهلوحى كند، و يا بناى او بر جمع كردن همه منقولات معتبر و غير معتبر باشد، از مقصود كتاب خدا به دور مىرود و به جهل مركب مبتلا مىشود.
به هر حال شأن نزول، غالباً نمىتواند عموم يا اطلاق آيه را به قيد نمايد، هر چند براى تفسير آيه مفيد واقع مىشود.