تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤ - مقام اول در اين كه انسان مركب از بدن فيزيكى و روح مجرد است
سؤال مهم ديگر اين است كه چگونه از اين ارتباط مجهول با بدن، بدن انسانى حيات و زندگى انسان را پيدا مىكند. امروز در طب، اقسام گوناگونى از حيات ذكر مىگردد كه ما آنها را در جزء دوم كتاب «الفقه و مسائل طبيه» نقل كردهايم كه بالاترين آنها حيات انسانى است.
تعريف مطلق حيات چيست؟ حيات حيوانى و انسانى و ملكى و جنى چيست؟ نمىدانيم و جواب نداريم! تا چه رسد به معرفت حيات مخلوقات زنده جانى كه ما هنوز آنها را كه احتمالا در منظومههاى ديگر كهكشان ما و يا كهكشانهاى ديگر زيست مىكنند، تصور نكردهايم، تا چه رسد به حيات خداوند كه فلاسفه و متكلمين هيچ تفسيرى از آن ارائه نكردهاند.
كلود برنارد، فيزيولوژيدان معروف فرانسوى مىگويد زندگى قابل تعريف نيست ولى آن را از آثارش مىتوان شناخت، يعنى موجود زنده را از غير زنده تميز مىتوان داد، آثار حيات مانند حركت، تنفس، تبادس ماده و انرژى، توليد مثل، تنميه، تغذيه، قابليت تأثر و عكس العمل در مقابل عوامل خارجى، مادهسازى و تأمين بدل ما يتحلل افسردگى و پيرى و غيره.
البته اينها آثار حيات مشترك گياهان و حيوانات و انسانها مىباشد و دو دسته اخير را از حس و حركت اختيارى و اراده و صدا مىتوان تشخيص داد، و حيات انسان را از نطق و علم و فكر در حال طبيعى نيز مىتوان دانست. فلاسفه و متكلمين (دانشمندان عقايد) حيات خداوند را كه نفهميدهاند نيز از همين راه آثار (علم و قدرت او) تعريف كردهاند.