تفسير سوره شمس - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣ - مقام اول در اين كه انسان مركب از بدن فيزيكى و روح مجرد است
١- درباره تركب انسان از دو چيز و حقيقت رابطه اين دو چيز.
٢- درباره روح ناطقه انسانى.
٣- درباره بدن فيزيكى و قواى او.
مقام اول: در اين كه انسان مركب از بدن فيزيكى و روح مجرد است
و حقيقت انسانيت او را همين روح تشكيل مىدهد[١].
علاقه روح به بدن، علاقه حال به محل و ظرف به مظروف و راكب به مركوب نيست، بلكه علاقه تدبيرى است، مانند علاقه زمامدار به كشور و ملت و يا علاقه پرستار به طفل و بيمار و يا علاقه عاشق به معشوق.
البته اين تشبيهها بسيار ناقص است، زيرا حقيقت اين رابطه هنوز مجهول باقى مانده است. مثلًا ما هنوز نمىفهميم كه چرا بدن به خاطر تأثرات و ناراحتىهاى روحى بيمار مىشود و سلامتى فيزيكى خود را از دست مىدهد و بالعكس، چرا ألم و لذت مادى به راحتى و ناراحتى روحى منجر مىشود، چه نوع اتحادى بين بدن فيزيكى و روح مجرد وجود دارد؟ حتى اگر به قول صاحب اسفار، روح، جسمانى الحدوث و روحانى البقاء باشد.
[١] . اجزاى جسم به حسب لاغرى و چاقى و بريدن و غيره عوض مىشوند و سلولهاى بدن در هفت سال تبديل مىيابند، ولى فرد به حسب وجدان خود، خود را باقى و غير متغير مىداند. و نيز گاهى شخص قوى البدن ضعيف الاراده و ترسو و نادان مىباشد. و ضعيف البدن صفات روحى او قوى مىباشد و از اينجا مغايرت بدن و روح ثابت مىگردد.