اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣ - (آغاز)
بر اقتصاد كاپيتاليستى و اقتصاد سوسياليستى و كمونستى تحرير يافته علم اقتصاد نيست بلكه ما بحث خود را از نگاه طريقه اقتصادى تعقيب مىكنيم زيرا اسلام بحيث يك دين جامع كه متكفل سعادت انسان و تكامل روحانى و زندگانى فردى و اجتماع و اقتصادى و اخلاقى ميباشد نظرى به علم اقتصاد و اصطلاحات آن ندارد بلكه دستور ميدهد بايد چنين بشود- لذا مطالعين گرامى حق ندارند اقتصاد اسلامى را به اين دليل ترديد كنند كه در اصول مهمه تقنينيه اسلامى (قرآن مقدس و سنت شريفه نبوى) اصطلاحات علمى اقتصاد موجود نيست زيرا ما ادعا نكرديم اسلام علم اقتصاد را به مردم عرضه فرموده است و بر هيچكس هم پوشيده نيست كه مسايل علم اقتصاد كنونى در مصادر تشريع و تقنين اسلامى مطرح نشده بلكه ما ميگوئيم دين مقدس اسلام طريقه اقتصاد را به بهترين وجهى پىريزى فرموده.
(آغاز)
امروز در جهان اقتصاد دو طريقه متضاد و دو سيستم مختلف در سراسر گيتى حكومت ميكند كه هركدام از خود پيروان متعصب و سرسختى دارد كه بشدت از آن دفاع ميكنند و برترى او را در ساحه معالجه فقر و عدالت اجتماعى از ديگرى ثابت ميكنند ولى دين اسلام بر هردو طريقه خط بطلان كشيده و هيچيك را شايسته تطبيق و اجرا نميداند بلكه اصرار دارد بايد طريقه خودش تطبيق شود كه سبب منحصربهفرد عدالت اجتماعى و توازن ثروت در جامعه و مانع از تمركز آن در يك طبقه معين ميشود. به بيان روشنتر سرمايهدارى آزاد و سيوسيالستى و كمونستى هيچگاه نمىتواند بشر را از بدبختيهاى اقتصادى و مشكلات مادى نجات دهد و عقدهها و آلام طبقه مستمند را تسكين بدهد و از يكطرف از تمركز ثروت در طبقه سرمايهدار و سركشى و استثمار بىجاى آنها جلوگيرى كرده و از طرف ديگر عدالت اجتماعى را نسبت بهمه افراد مراعات نموده باشد.
باساسا اين نكته لازم افتاد ما بايد بررسى مختصرى از طريقه سرمايهدارى آزاد و از طريقه اشتراكى و كمونستى بنماييم و با عينك واقعبينى