اقتصاد معتدل
(١)
شناسنامه
١ ص
(٢)
اقتصاد معتدل
١ ص
(٣)
تمهيد
١ ص
(٤)
نكته مهم
١ ص
(٥)
(آغاز)
٣ ص
(٦)
سيستم سرمايه دارى
٤ ص
(٧)
بچه دليل و منطق اين قانون بوجود آمد؟
٥ ص
(٨)
(سيستم سوسيالستى و كمونستى)
٨ ص
(٩)
(سوسيالستى)
٩ ص
(١٠)
كمونيستى چيست؟
١٠ ص
(١١)
فرق كمونستى و سوسيالستى
١٠ ص
(١٢)
(سوسيالستى بى اساس است)
١١ ص
(١٣)
(كمونستى و تفتيش آن)
١٤ ص
(١٤)
(قيمت از چه پيدا ميشود)
١٨ ص
(١٥)
سيستم اقتصاد اسلامى
٢٣ ص
(١٦)
اقتصاد اسلامى آخرين ايستگاه سيستمهاى اقتصادى
٢٤ ص
(١٧)
قانون توزيع به نظم توليد مربوط نيست
٢٥ ص
(١٨)
(اسباب) توزيع در اسلام سه چيز است
٢٧ ص
(١٩)
«تجارت و ارزش اضافى ماركس»
٣٠ ص
(٢٠)
(سيستم عوامل اقتصادى)
٣١ ص
(٢١)
(ملكيت مجتمع و موارد آن)
٣٣ ص
(٢٢)
موضوع اول
٣٥ ص
(٢٣)
موضوع دوم
٣٨ ص
(٢٤)
موضوع سوم
٣٨ ص
(٢٥)
موضوع چهارم
٣٨ ص
(٢٦)
موضوع پنجم
٣٩ ص
(٢٧)
موضوع ششم
٣٩ ص
(٢٨)
موضوع هفتم
٣٩ ص
(٢٩)
موضوع هشتم
٣٩ ص
(٣٠)
موضوع نهم
٣٩ ص
(٣١)
موضوع دهم
٤٠ ص
(٣٢)
موضوع يازدهم
٤٠ ص
(٣٣)
موضوع دوازدهم
٤٠ ص
(٣٤)
موضوع سيزدهم
٤١ ص
(٣٥)
موضوع چهاردهم
٤١ ص
(٣٦)
مؤلفات مؤلف اين رساله
٤٥ ص

اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣ - (آغاز)

بر اقتصاد كاپيتاليستى و اقتصاد سوسياليستى و كمونستى تحرير يافته علم اقتصاد نيست بلكه ما بحث خود را از نگاه طريقه اقتصادى تعقيب مى‌كنيم زيرا اسلام بحيث يك دين جامع كه متكفل سعادت انسان و تكامل روحانى و زندگانى فردى و اجتماع و اقتصادى و اخلاقى ميباشد نظرى به علم اقتصاد و اصطلاحات آن ندارد بلكه دستور ميدهد بايد چنين بشود- لذا مطالعين گرامى حق ندارند اقتصاد اسلامى را به اين دليل ترديد كنند كه در اصول مهمه تقنينيه اسلامى (قرآن مقدس و سنت شريفه نبوى) اصطلاحات علمى اقتصاد موجود نيست زيرا ما ادعا نكرديم اسلام علم اقتصاد را به مردم عرضه فرموده است و بر هيچكس هم پوشيده نيست كه مسايل علم اقتصاد كنونى در مصادر تشريع و تقنين اسلامى مطرح نشده بلكه ما ميگوئيم دين مقدس اسلام طريقه اقتصاد را به بهترين وجهى پى‌ريزى فرموده.

(آغاز)

امروز در جهان اقتصاد دو طريقه متضاد و دو سيستم مختلف در سراسر گيتى حكومت ميكند كه هركدام از خود پيروان متعصب و سرسختى دارد كه بشدت از آن دفاع ميكنند و برترى او را در ساحه معالجه فقر و عدالت اجتماعى از ديگرى ثابت ميكنند ولى دين اسلام بر هردو طريقه خط بطلان كشيده و هيچ‌يك را شايسته تطبيق و اجرا نميداند بلكه اصرار دارد بايد طريقه خودش تطبيق شود كه سبب منحصربه‌فرد عدالت اجتماعى و توازن ثروت در جامعه و مانع از تمركز آن در يك طبقه معين ميشود. به بيان روشنتر سرمايه‌دارى آزاد و سيوسيالستى و كمونستى هيچ‌گاه نمى‌تواند بشر را از بدبختيهاى اقتصادى و مشكلات مادى نجات دهد و عقده‌ها و آلام طبقه مستمند را تسكين بدهد و از يكطرف از تمركز ثروت در طبقه سرمايه‌دار و سركشى و استثمار بى‌جاى آنها جلوگيرى كرده و از طرف ديگر عدالت اجتماعى را نسبت بهمه افراد مراعات نموده باشد.

باساسا اين نكته لازم افتاد ما بايد بررسى مختصرى از طريقه سرمايه‌دارى آزاد و از طريقه اشتراكى و كمونستى بنماييم و با عينك واقعبينى‌