اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - سيستم اقتصاد اسلامى
نشان ميسازيم كه براى اثبات نبوت و رسالت پيغمبر اسلام اين خود معجزهئى است كه چهارده قرن قبل در محيط عربهاى نيمه وحشى اقتصادى را پىريزى كرد كه تا امروز بزرگان بشر نتوانستند مانند آنرا در عالم اقتصاد عرضه بدارند آيا حضرتش متصل بماوراى عالم طبيعت و ماده نبوده و اين قانون و صدها قانون قوى ديگرى را خداوند متعال بر او وحى نفرموده؟. لابد وحى فرمود زيرا آوردن اين دستورات از قوه يك بشر متعرف كه در يك محيط جهالت زندگى كرده بيرون است بلى.
|
يتيمى كه ناخوانده قرآن درست |
كتب خانه چند ملت بشست |
|
سيستم اقتصاد اسلامى
ديديم كه محور سرمايهدارى آزاد ملكيت فردى بود و به ملكيت عمومى جز درباره از حالات ضرورى كه وضع استثنائى به خود ميگيرد توجهى نشده بود. و برعكس كمونستى و سوسيالستى بر اساس ملكيت عمومى استوار بوده و توجهى به ملكيت فردى مبذول ننموده بود مگر از نظر مجبورى.
ولى در اسلام اقتصاد بر پايه ملكيت فردى و ملكيت عمومى پىريزى شده و بهركدام ازين دو قسم ملكيت طبق حالت اوليه عاديه يعنى بدون حالت استثنائى و ضرورى اعتبارى داده شده و ما نام اين ملكيت را ملكيت مختلط ميگذاريم و ميگوئيم در اسلام ملكيت مختلط معتبر است و ملكيت فرد يا ملكيت مجتمع هيچكدامشان به تنهائى محور اقتصادى شناخته نشده.
فجائعى كه در كشورهاى سرمايهدارى غربى جريان دارد اختلاف فاحش طبقاتى و عدم تامين عدالت اجتماعى و احيانا تلف كردن سرمايه داران و صاحب ماشينهاى توليدى مقادير زيادى از محصولات خود را جهت باقى ماندن قيمت آنها بحال اولى و عدم تنزل آن بمفاد مردم مستمند و سودخورى از جيب و زحمت فقراء و احتكار در عالم تجارت و ارتكاب هرگونه ظلم و بىحرمتى نسبت بمردم ضعيف دنياء براى