اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١ - (قيمت از چه پيدا ميشود)
دانند: به اين عذر كه عمل دو كاريگر مساوى بوده آيا يك عاقلى در عالم پيدا مىشود چنين نظريه بدهد. اين موارد و نظائر آنها بما دانسته ميكند كه ماده مانند عمل مصدر قيمت و ارزش ميشود و ماركس اشتباه بزرگى نموده كه قيمت را معلول يگانه (كار) دانسته و روى اين اساس غاصبيت سرمايهدارها نيز منتفى خواهد شد.
(ثانيا) ما ميدانيم كه نسخه خطى كه مثلا قدامت تاريخى دارد امروز مقابل ده جلد كتاب مطبوع يا بيشتر يا كمتر قيمت دارد درحاليكه عمليكه در كتابهاى مذكور انجام شده صد موافق كارى است كه خطاط در نسخه مزبور خرج كرده است درست است كه ماركس متوجه اين ايراد بود و لذا اين مورد را از قانون خود (اصالت عمل در قيمت) استثناء نمود ولى ما سوال ميكنيم كه ميان نسخه قديمى و ده جلد كتاب و يا ده كيلو روغن چه امر مشتركى وجود دارد كه اساس قيمت مبادلوى و تجارتى را تشكيل ميدهد مسلما عمل نيست زيرا ديديم مقدار عمل در هردو ماده مذكور خيلى متفاوت بود و حال اينكه قيمتشان متساوى است.
گمان نمىكنم ماركس و طرفداران او جواب منطقى درين زمينه ارائه دهند ولى خواهيد ديد ما امر مشترك بين اين دو چيز را پيدا خواهيم كرد درحاليكه طلسم ماركس را شكسته باشيم
(ثالثا) كاريكه از روى ظرافت و سليقه خوب روى يك ماده انجام شده با كاريكه فاقد اين كيفيت بوده از نظر قيمت فرق دارد با اينكه مقدار هردو عمل يكى است بالاخره كميت عمل اساس قيمت نيست چه عمل استاد با عمل غير استاد در ارزش متفاوت است ول مقدار يكى باشد.
(رابعا) يك نفر بنا يك سال بر تعميرى كه ماده آن خاك و خشت خام است كار مىكند ولى در مقابلش بناء ديگرى در يك سال تعميرى را تكميل ميكند كه از ماده مرغوب محيط باشد آيا قيمت آن