خارج فقه مقارن
(١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (36)
٤ ص
(٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (35) – محاجه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر (2)
٥ ص
(٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (34) – محاجه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر (1)
٦ ص
(٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (33) – مواردی از جهل «عمر بن خطاب» نسبت به احکام الهی!
٧ ص
(٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (32) – سرنوشت خمس در زمان خلافت ابوبکر (2)
٨ ص
(٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (31) – مراد از «ذوی القربی» در آیه خمس چه کسانی هستند!؟
٩ ص
(٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (30) – سرنوشت خمس در زمان خلافت ابوبکر (1)
١٠ ص
(٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (29) – جمع بندی نهایی از مسئله مکاتبات پیامبر برای دریافت خمس (2)
١١ ص
(٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (28) – جمع بندی نهایی از مسئله مکاتبات پیغمبر اکرم برای دریافت خمس!
١٢ ص
(١٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (27) – كارگزاران پیغمبر اکرم برای دریافت خمس!
١٣ ص
(١١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (26) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (10)
١٤ ص
(١٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (25) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (9)
١٥ ص
(١٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (24) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (8)
١٦ ص
(١٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (23) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (7)
١٧ ص
(١٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (22) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (6)
١٨ ص
(١٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (21) – روایاتی در منابع اهل سنت، در بیان دریافت خمس توسط امیرالمؤمنین
١٩ ص
(١٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (20) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (5)
٢٠ ص
(١٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (19) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (4)
٢١ ص
(١٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (18) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (3)
٢٢ ص
(٢٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (17) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (2)
٢٣ ص
(٢١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (16) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (1)
٢٤ ص
(٢٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (15) – چرایی عدم وجود اخذ خمس در سیره پیامبر اکرم (2)
٢٥ ص
(٢٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (14) – چرایی عدم وجود اخذ خمس در سیره پیامبر اکرم
٢٦ ص
(٢٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (13) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (9)
٢٧ ص
(٢٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (12) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (8)
٢٨ ص
(٢٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (11) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (7)
٢٩ ص
(٢٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (10) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (6)
٣٠ ص
(٢٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (9) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (5)
٣١ ص
(٢٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (8) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (4)
٣٢ ص
(٣٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (7) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (3)
٣٣ ص
(٣١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (6) – چند نکته مهم در باب رجال و درایه
٣٤ ص
(٣٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (5) - بیان چند نکته مهم رجالی!
٣٥ ص
(٣٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (4) - خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (2)
٣٦ ص
(٣٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (3) - خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام)
٣٧ ص
(٣٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (2) - ضرورت استفاده از نرم افزارهای علوم اسلامی
٣٨ ص
(٣٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (1)- خمس در لغت و اصطلاح
٣٩ ص
(٣٧)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين كتابهايي كه در عصر ائمه ع نوشته شده است (6600 كتاب )
٤٠ ص
(٣٨)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين توصيه ائمه ع بر نوشتن احاديث و منابع آنها
٤١ ص
(٣٩)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين هدف از ممانعت نشر حقايق قرآني، نشر آيات و روايات ولايت بوده
٤٢ ص
(٤٠)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين ممانعت از نشر حقايق قراني توسط خليفه دوم
٤٣ ص
(٤١)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين ممانعت عثمان از نقل حديث و زنداني كردن عمر صحابه را به جرم
٤٤ ص
(٤٢)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين تهديد و برخورد خشن ابوبكر و عمر نسبت به ناقلين حديث
٤٥ ص
(٤٣)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين نهي و ممانعت از نقل احاديث نبوي توسط عمر
٤٦ ص
(٤٤)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين سوزاندن احاديث نبوي توسط ابوبكر و عمر
٤٧ ص
(٤٥)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين مقايسه سنت در مكتب اهل بيت ع و مكتب سقيفه
٤٨ ص
(٤٦)
=اذان از ديدگاه فريقين بررسي جايگاه حي علي خير العمل در اذان
٤٩ ص
(٤٧)
=شهادت ثالثه در اذان شهادت ثالثه در اذان، از چه زماني شروع شد؟
٥٠ ص
(٤٨)
=اذان از ديدگاه فريقين مراد از تثويب چيست ؟
٥١ ص
(٤٩)
=اذان از ديدگاه فريقين معناي تثويب لغتا و اصطلاحا
٥٢ ص
(٥٠)
=اذان از ديدگاه فريقين تثويب در اذان
٥٣ ص
(٥١)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (8)
٥٤ ص
(٥٢)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (7)
٥٥ ص
(٥٣)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (6)
٥٦ ص
(٥٤)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (5)
٥٧ ص
(٥٥)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (4)
٥٨ ص
(٥٦)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (3)
٥٩ ص
(٥٧)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (2)
٦٠ ص
(٥٨)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (1)
٦١ ص
(٥٩)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (5)
٦٢ ص
(٦٠)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (4)
٦٣ ص
(٦١)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (3)
٦٤ ص
(٦٢)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان (2)
٦٥ ص
(٦٣)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان (1)
٦٦ ص
(٦٤)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال مراجع تقليد شيعه (2)
٦٧ ص
(٦٥)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال مراجع تقليد شيعه (1)
٦٨ ص
(٦٦)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نقد كلام مرحوم خوئي ره" (3)
٦٩ ص
(٦٧)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نقد كلام مرحوم خوئي ره" (2)
٧٠ ص
(٦٨)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نظر مرحوم آيت الله خوئي ره " (1)
٧١ ص
(٦٩)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "شيخ مفيد و كاشف الغطاء ره"
٧٢ ص
(٧٠)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "بررسي روايت شيخ صدوق ره" (2)
٧٣ ص
(٧١)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "بررسي روايت شيخ صدوق ره" (1)
٧٤ ص
(٧٢)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول مرحوم مقدس اردبيلي ره"
٧٥ ص
(٧٣)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول شيخ طوسي ره" (2)
٧٦ ص
(٧٤)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول شيخ طوسي ره" (1)
٧٧ ص
(٧٥)
=وضو از ديدگاه فريقين خلاصه بحث هاي گذشته
٧٨ ص
(٧٦)
=وضو از ديدگاه فريقين ادله علماي اهل سنت در شستن دست و پا، و پاسخ از ادله آنها
٧٩ ص
(٧٧)
=وضو از ديدگاه فريقين اقوال فقهاي شيعه و سني در باب شستن دستها در وضو (2)
٨٠ ص
(٧٨)
=وضو از ديدگاه فريقين اقوال فقهاي شيعه و سني در باب شستن دستها در وضو (1)
٨١ ص
(٧٩)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (3)
٨٢ ص
(٨٠)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (2)
٨٣ ص
(٨١)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (1)
٨٤ ص
(٨٢)
=بدعت هاي عثمان قتل مسلمان به قصاص كشتن كافر
٨٥ ص
(٨٣)
=بدعت هاي عثمان مخالفت علي عليه السلام با حديث "عليكم بسنتي و "
٨٦ ص
(٨٤)
=بدعت هاي عثمان بررسي روايت «عليكم بسنتي و سنة الخلفاء من بعدي»
٨٧ ص
(٨٥)
=بدعت هاي عثمان موارد اختلاف عمر وابوبكر در مسائل ديني و كشوري
٨٨ ص
(٨٦)
=بدعت هاي عثمان اضافه كردن اذاني ديگر بر نماز جمعه
٨٩ ص
(٨٧)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (3)
٩٠ ص
(٨٨)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (2)
٩١ ص
(٨٩)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (1)
٩٢ ص
(٩٠)
=وضو از ديدگاه فريقين اختلاف در وضو از زمان عثمان
٩٣ ص
(٩١)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از رواياتي كه ابن قدامه نقل كرده است
٩٤ ص
(٩٢)
=وضو از ديدگاه فريقين عمل به استحسان و قياس از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام
٩٥ ص
(٩٣)
=وضو از ديدگاه فريقين استحسان و قياس يكي از دلائل اهل سنت بر شستن سر و پا
٩٦ ص
(٩٤)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (4)
٩٧ ص
(٩٥)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (3)
٩٨ ص
(٩٦)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (2)
٩٩ ص
(٩٧)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (1)
١٠٠ ص
(٩٨)
=وضو از ديدگاه فريقين تصريح برخي از روايات اهل سنت در مسح سر و پا (2)
١٠١ ص
(٩٩)
=وضو از ديدگاه فريقين تصريح برخي از روايات اهل سنت در مسح سر و پا (1)
١٠٢ ص
(١٠٠)
=وضو از ديدگاه فريقين برخي از علماي اهل سنت كه قائل به مسح در وضو هستند
١٠٣ ص
(١٠١)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي ابن عباس در كتب اهل سنت و تحريف روايات از طرف برخي
١٠٤ ص
(١٠٢)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت و تحريف آنها
١٠٥ ص
(١٠٣)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت (2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت (1)
١٠٧ ص
(١٠٥)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي نبي اكرم ص در كتب اهل سنت (2)
١٠٨ ص
(١٠٦)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي نبي اكرم ص در كتب اهل سنت (1)
١٠٩ ص
(١٠٧)
«غَسل» یا «مَسح» پاها، در وضو
١١٠ ص
(١٠٨)
=وضو از ديدگاه فريقين علماي اهل سنت تقليد از خودشان را جايز نمي دانند
١١١ ص
(١٠٩)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو در روايات اهل سنت
١١٢ ص
(١١٠)
=وضو از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت در باب وضو
١١٣ ص
(١١١)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو از ديدگاه قرآن
١١٤ ص
(١١٢)
«غَسل» یا «مَسح» پاها، در وضو
١١٥ ص
(١١٣)
=وضو از ديدگاه فريقين نقل روايت آلوسي در باب وضو و پاسخ از آن
١١٦ ص
(١١٤)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو ار ديدگاه ائمه عليهم السلام (2)
١١٧ ص
(١١٥)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو ار ديدگاه ائمه عليهم السلام (1)
١١٨ ص
(١١٦)
نماز تراويح تلخيص نماز تراويح (2)
١١٩ ص
(١١٧)
نماز تراويح تلخيص نماز تراويح (1)
١٢٠ ص
(١١٨)
نماز تراويح تشكيك علماي اهل سنت در تعداد ركعات نماز تراويح
١٢١ ص
(١١٩)
=نماز تراويح نقد روايات وارده از علي ع در تأييد نماز تراويح
١٢٢ ص
(١٢٠)
=نماز تراويح صحت نداشتن حديث (عليكم بسنتي و سنه الخلفاء الراشدون )
١٢٣ ص
(١٢١)
=نماز تراويح اعتراف عمر به بدعت بودن نماز تراويح و توجيه علماي اهل سنت
١٢٤ ص
(١٢٢)
=نماز تراويح مختصري از اقوال علماي شيعه در نماز تراويح
١٢٥ ص
(١٢٣)
=نماز تراويح روايات ائمه عليهم السلام در رابطه با بدعت
١٢٦ ص
(١٢٤)
=نماز تراويح تقسيم بدعت به حسنه و سيئه در نزد اهل سنت
١٢٧ ص
(١٢٥)
=نماز تراويح نماز تراويح از ديدگاه فقهاي اهل سنت (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
=نماز تراويح نماز تراويح از ديدگاه فقهاي اهل سنت (1)
١٢٩ ص
(١٢٧)
=نماز تراويح نماز تراويح در صحيح مسلم و بخاري
١٣٠ ص
(١٢٨)
=نماز تراويح مناقشه در روايات اهل سنت
١٣١ ص
(١٢٩)
=نماز تراويح نماز تراويح در روايات اهل سنت
١٣٢ ص
(١٣٠)
=نماز تراويح تراويح در روايات ائمه عليهم السلام (2)
١٣٣ ص
(١٣١)
=نماز تراويح تراويح در روايات ائمه عليهم السلام (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
=نماز تراويح علت نامگذاري تراويح
١٣٥ ص
(١٣٣)
=نماز تراويح تلخيص ابتدايي از نماز تراويح
١٣٦ ص
(١٣٤)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (3)
١٣٧ ص
(١٣٥)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (2)
١٣٨ ص
(١٣٦)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (1)
١٣٩ ص
(١٣٧)
=متعه الحج تعداد عمره هايي كه رسول خدا ص انجام داده
١٤٠ ص
(١٣٨)
=متعه الحج مخالفت صحابه با عمر در تحريم متعه الحج
١٤١ ص
(١٣٩)
=متعه الحج متعه الحج از ديدگاه صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
=متعه الحج متعه الحج در كتب شيعه
١٤٣ ص
(١٤١)
=متعه الحج امر رسول خدا ص از خروج از احرام مولوي است يا ارشادي؟
١٤٤ ص
(١٤٢)
=متعه الحج غضب رسول خدا ص و نفرين عايشه
١٤٥ ص
(١٤٣)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه ائمه عليهم السلام (2)
١٤٦ ص
(١٤٤)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه ائمه عليهم السلام (1)
١٤٧ ص
(١٤٥)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه قرآن
١٤٨ ص
(١٤٦)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (4)
١٤٩ ص
(١٤٧)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (3)
١٥٠ ص
(١٤٨)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (2)
١٥١ ص
(١٤٩)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (ازدواج وناسه)
١٥٣ ص
(١٥١)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (ازدواج دوستانه)
١٥٤ ص
(١٥٢)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح مسيار) (2)
١٥٥ ص
(١٥٣)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح مسيار) (1)
١٥٦ ص
(١٥٤)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح به نيت طلاق)
١٥٧ ص
(١٥٥)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (خروج از حصر محلل)
١٥٨ ص
(١٥٦)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (متعه و شكل گيري خانوادگي)
١٥٩ ص
(١٥٧)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (7)
١٦٠ ص
(١٥٨)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (6)
١٦١ ص
(١٥٩)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (5)
١٦٢ ص
(١٦٠)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (4)
١٦٣ ص
(١٦١)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (3)
١٦٤ ص
(١٦٢)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (2)
١٦٥ ص
(١٦٣)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (1)
١٦٦ ص
(١٦٤)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (5)
١٦٧ ص
(١٦٥)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (4)
١٦٨ ص
(١٦٦)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (3)
١٦٩ ص
(١٦٧)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (2)
١٧٠ ص
(١٦٨)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (1)
١٧١ ص
(١٦٩)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب در روايات ائمه عليهم السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب از ديدگاه علماي شيعه
١٧٣ ص
(١٧١)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب از ديدگاه مراجع تقليد
١٧٤ ص
(١٧٢)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب
١٧٥ ص
(١٧٣)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (3)
١٧٦ ص
(١٧٤)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (2)
١٧٧ ص
(١٧٥)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (1)
١٧٨ ص
(١٧٦)
نكاح متعه محدود و نامحدود بودن تعداد متعه از ديدگاه تشيع (2)
١٧٩ ص
(١٧٧)
نكاح متعه محدود و نامحدود بودن تعداد متعه از ديدگاه تشيع (1)
١٨٠ ص
(١٧٨)
نكاح متعه متعه از ديدگاه ائمه عليهم السلام در كتب اهل سنت (2)
١٨١ ص
(١٧٩)
نكاح متعه متعه از ديدگاه ائمه عليهم السلام در كتب اهل سنت (1)
١٨٢ ص
(١٨٠)
نكاح متعه سيره صحابه و دستور رسول خدا ص به متعه زنان
١٨٣ ص
(١٨١)
نكاح متعه روايات و سيره عملي ائمه عليهم السلام در موضوع متعه (2)
١٨٤ ص
(١٨٢)
نكاح متعه روايات و سيره عملي ائمه عليهم السلام در موضوع متعه (1)
١٨٥ ص
(١٨٣)
نكاح متعه بررسي روايات متعه متنا و سندا از كتب شيعه (2)
١٨٦ ص
(١٨٤)
نكاح متعه بررسي روايات متعه متنا و سندا از كتب شيعه (1)
١٨٧ ص
(١٨٥)
نكاح متعه روايت حميري از قرب الاسناد در موضوع متعه
١٨٨ ص
(١٨٦)
نكاح متعه مناظره امام صادق ع با ابوحنيفه در موضوع متعه
١٨٩ ص
(١٨٧)
نكاح متعه بحث سندي در روايات متعه (ابو بصير اسدي)
١٩٠ ص
(١٨٨)
نكاح متعه اقوال ائمه عليهم السلام در نكاح متعه
١٩١ ص
(١٨٩)
نكاح متعه كلياتي در موضوع متعه (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
نكاح متعه كلياتي در موضوع متعه (1)
١٩٣ ص
(١٩١)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
=الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (3)
١٩٥ ص
(١٩٣)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (2)
١٩٦ ص
(١٩٤)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (1)
١٩٧ ص
(١٩٥)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (3)
١٩٨ ص
(١٩٦)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (2)
١٩٩ ص
(١٩٧)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (1)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
=الجمع بين الصلاتين بررسي روايات اهل سنت (2)
٢٠١ ص
(١٩٩)
= الجمع بين الصلاتين بررسي روايات اهل سنت (1)
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء ع و پاسخ از شبهات وارده (7)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء ع و پاسخ از شبهات وارده (6)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين تبرك جستن بر خاك قبر رسول خدا ص
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (5)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (3)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (2)
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت در مايسجد عليه
٢١١ ص
(٢٠٩)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين نهي رسول خدا ص از سجده بر عمامه
٢١٢ ص
(٢١٠)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده در عصر نبوت
٢١٣ ص
(٢١١)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين آراء علماي اهل سنت در باب مايسجد عليه
٢١٤ ص
(٢١٢)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين بررسي اقوال علماي فريقين
٢١٥ ص
(٢١٣)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده بر مهر از ديدگاه اهل بيت ع (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده بر مهر از ديدگاه اهل بيت ع (1)
٢١٧ ص
(٢١٥)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين پاسخ از شبهات وارده
٢١٨ ص
(٢١٦)
=التامين في الصلاه خلاصه اي از بحثهاي گذشته
٢١٩ ص
(٢١٧)
= التامين في الصلاه روايت سنن ابي داود در مورد آمين گفتن در نماز (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
= التامين في الصلاه روايت سنن ابي داود در مورد آمين گفتن در نماز (1)
٢٢١ ص
(٢١٩)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (5)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (4)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (3)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (2)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (1)
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
= التامين في الصلاه بررسي روايات ابوهريره و برخورد صحابه با ايشان
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
= التامين في الصلاه بررسي رواياتي كه از طرف ابوهريره و ديگر صحابه وارد شده
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
= التامين في الصلاه روايت ابوهريره يكي از ادله اهل سنت بر جواز (2)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
= التامين في الصلاه روايت ابوهريره يكي از ادله اهل سنت بر جواز (1)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (3)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (2)
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (1)
٢٣٣ ص
(٢٣١)
= التامين في الصلاه روايت جميل بن دراج در گفتن آمين در نماز
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
= التامين في الصلاه اقوال علماي اهل سنت در گفتن آمين در نماز
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
=اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (10)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (9)
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (8)
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (7)
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (6)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (5)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (4)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (3)
٢٤٣ ص
(٢٤١)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (2)
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (1)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
= اذان از ديدگاه فريقين روايت شيخ صدوق ره در شهادت ثالثه و جواب از آن (2)
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
=اذان از ديدگاه فريقين روايت شيخ صدوق ره در شهادت ثالثه و جواب از آن (1)
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
اذان از ديدگاه فريقين مودت در آيات و روايات
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
اذان از ديدگاه فريقين مراد از مودت در آيه مودت چيست؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (3)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (2)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (1)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
اذان از ديدگاه فريقين بررسي معناي (ولي) در آيه ولايت از ديدگاه فريقين
٢٥٣ ص
(٢٥١)
اذان از ديدگاه فريقين مناقشه علماي وهابي و اهل سنت در آيه ولايت
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات ولايت علي علیه السلام با آيه ولايت (مائده 55) (2)
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات ولايت علي علیه السلام با آيه ولايت (مائده 55) (1)
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات شهادت ثالثه از كتب شيعه و سني
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث چهارم شهادت ثالثه در اذان (اشهد ان عليا ولي الله)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
اذان از ديدگاه فريقين فلسفه اذان از ديدگاه ائمه عليهم السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
اذان از ديدگاه فريقين انگيزه خليفه دوم از حذف (حي علي خير العمل) از اذان
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
اذان از ديدگاه فريقين جعل روايت براي اذان گفتن بلال در زمان عمر
٢٦١ ص
(٢٥٩)
اذان از ديدگاه فريقين انگيزه حذف (حي علي خير العمل) از اذان
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
اذان از ديدگاه فريقين اجماع اهل بيت ع بر گفتن حي علي خير العمل
٢٦٣ ص
(٢٦١)
اذان از ديدگاه فريقين سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (2)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
اذان از ديدگاه فريقين سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (1)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
اذان از ديدگاه فريقين سيره ائمه (ع) در گفتن حي علي خير العمل
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
اذان از ديدگاه فريقين وجود و نسخ (حي علي خير العمل) در اذان
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث سوم جايگاه (حي علي خير العمل) در اذان
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
اذان از ديدگاه فريقين معناي بدعت از ديدگاه شيعه و سني
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
اذان از ديدگاه فريقين نمونه هايي از بدعت، در نزد اهل سنت
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
اذان از ديدگاه فريقين تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (2)
٢٧١ ص
(٢٦٩)
اذان از ديدگاه فريقين تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (1)
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (3)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (2)
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (1)
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
اذان از ديدگاه فريقين روايات شيعه در مورد تثويب
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
اذان از ديدگاه فريقين روايات مجوزه تثويب، توجيه و تأويل آنها
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث دوم تثويب در اذان (الصلوه خير من النوم)
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
اذان از ديدگاه فريقين بررسي تناقضات موجود در روايات تشريع اذان
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
اذان از ديدگاه فريقين آتش زدن احاديث توسط ابوبكر
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (5)
٢٨١ ص
(٢٧٩)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (4)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (3)
٢٨٣ ص
(٢٨١)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (2)
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (1)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
اذان از ديدگاه فريقين تشريع اذان از ديدگاه مذاهب اربعه اهل سنت (2)
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
اذان از ديدگاه فريقين تشريع اذان از ديدگاه مذاهب اربعه اهل سنت (1)
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
اذان از ديدگاه فريقين چگونگي تشريع اذان در كتب فقهي اهل سنت
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اذان از ديدگاه فريقين نقش وحي در تشريع اذان و انكار ابن كثير
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
اذان از ديدگاه فريقين روايت صحيح بخاري در چگونگي تشريع اذان
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
اذان از ديدگاه فريقين دسته بندي روايات اهل سنت در تشريع اذان
٢٩١ ص
(٢٨٩)
اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه اهل سنت (2)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه اهل سنت (1)
٢٩٣ ص
(٢٩١)
اذان از ديدگاه فريقين نحوه تشريع اذان از ديدگاه شيعه
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
اذان از ديدگاه فريقين ثواب اذان در روايات ائمه عليهم السلام
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث اول - اذان از ديدگاه فريقين
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
وضو از ديدگاه فريقين بدعتها و عوامل قتل عثمان (2)
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
وضو از ديدگاه فريقين بدعتها و عوامل قتل عثمان (1)
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
وضو از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در غسل رجلين
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
وضو از ديدگاه فريقين اولين مورد اختلاف در وضو
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (3)
٣٠١ ص
(٢٩٩)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (2)
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (1)
٣٠٣ ص
(٣٠١)
وضو از ديدگاه فريقين علت عدم اقتداء اهل سنت به امام جماعت شيعه
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
وضو از ديدگاه فريقين روايات مسح پيامبر ص از طريق اميرالمؤمنين ع (2)
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
وضو از ديدگاه فريقين روايات مسح پيامبر ص از طريق اميرالمؤمنين ع (1)
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت مبني بر مسح رجلين
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
وضو از ديدگاه فريقين نقد نظرات (عيني) در بحث غسل رجلين
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وضو از ديدگاه فريقين تعليم وضو توسط جبرائيل
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي حديث ويل للاعقاب (2)
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي حديث ويل للاعقاب (1)
٣١١ ص
(٣٠٩)
وضو از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در بحث وضو، مسح و (2)
٣١٢ ص
(٣١٠)
وضو از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در بحث وضو، مسح و (1)
٣١٣ ص
(٣١١)
وضو از ديدگاه فريقين المسح علي الرجلين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (2)
٣١٤ ص
(٣١٢)
وضو از ديدگاه فريقين المسح علي الرجلين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (1)
٣١٥ ص
(٣١٣)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (3)
٣١٦ ص
(٣١٤)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (2)
٣١٧ ص
(٣١٥)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (1)
٣١٨ ص
(٣١٦)
وضو از ديدگاه فريقين مناقشات پيرامون آيه وضو
٣١٩ ص
(٣١٧)
وضو از ديدگاه فريقين قرائت سه گانه (ارجلكم) در آيه وضو (2)
٣٢٠ ص
(٣١٨)
وضو از ديدگاه فريقين قرائت سه گانه (ارجلكم) در آيه وضو (1)
٣٢١ ص
(٣١٩)
وضو از ديدگاه فريقين مسح يا غسل رجلين در قرآن
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
آشنايي با فقه مقارن ويژگيهاي مذاهب اربعه و رؤساي آنها
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذهب فقهي مالكي، شافعي و حنبلي
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذهب فقهي حنفي
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذاهب كلامي
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
آشنايي با فقه مقارن علل و پيدايش فرق اسلامي (2)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آشنايي با فقه مقارن علل و پيدايش فرق اسلامي (1)
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش و تطور فقه مقارن
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آشنايي با فقه مقارن اجتهاد در نزد شيعه و سني
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
آشنايي با فقه مقارن اسباب اختلاف فقهاء
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آشنايي با فقه مقارن تعريف فقه مقارن
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
بدعت از دیدگاه فریقین روش مناظره و معنای وحدت
٣٣٣ ص
(٣٣١)
بدعت از دیدگاه فریقین فتاوای علمای وهابی عامل اصلی جنایات
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
بدعت از دیدگاه فریقین شبکه های وهابی و پاسخ ما به شبهات آن ها
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
بدعت از دیدگاه فریقین وهابیت و تکفیر اهل سنت (1)
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
بدعت از دیدگاه فریقین وهابیت و تکفیر اهل سنت (2)
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
بدعت از دیدگاه فریقین مذمت تقلید و مشروعیت توسل
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
بدعت از دیدگاه فریقین مذاهب اربعه اهل سنت از دیدگاه وهابیت
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
بدعت از دیدگاه فریقین پاسخ به شبهات عزاداری (1)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
بدعت از دیدگاه فریقین پاسخ به شبهات عزاداری (2)
٣٤١ ص
(٣٣٩)
بدعت از دیدگاه فریقین زیارت اهل قبور از دیدگاه وهابیت و
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
بدعت از دیدگاه فریقین برگزاری مراسم میلاد از دیدگاه وهابیت و پاسخ به آن
٣٤٣ ص
(٣٤١)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایی از بدعت از دیدگاه وهابیت (1)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایی از بدعت از دیدگاه وهابیت (2)
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
بدعت از دیدگاه فریقین مجازات مبدعین از دیدگاه وهابیت
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (1)
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایي از توهین های شبکه های ماهواره ای وهابی
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (2)
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (3)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (4)
٣٥١ ص
(٣٤٩)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (5)
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (6)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (7)
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
بدعت از دیدگاه فریقین نقد ادلّه اهل سنت بر خلافت «ابوبكر»
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
بدعت از دیدگاه فریقین سابقه تکفیر و قتل در اسلام
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
بدعت از دیدگاه فریقین تشریح فهرست مبحث «بدعت»
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
بدعت از دیدگاه فریقین «بدعت» در لغت و اصطلاح
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
بدعت از دیدگاه فریقین سنت در اصطلاح فقهاء
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (1)
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
بدعت از دیدگاه فریقین شبهه ازدواج «ام کلثوم» با «عمربن خطاب»
٣٦١ ص
(٣٥٩)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (2)
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (3)
٣٦٣ ص
(٣٦١)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (4)
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
بدعت از دیدگاه فریقین بررسی روایات منتسب به امیرالمؤمنین در تأیید «نماز تراویح»
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (5)
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (6)
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت در فرهنگ وهابیت (2)
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (1)
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (2)
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
بدعت از دیدگاه فریقین دفع شبهه از شرک بودن توسل
٣٧١ ص
(٣٦٩)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در اصطلاح قرآن (2) – سنت در لسان معصومین
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بدعت از دیدگاه فریقین
٣٧٣ ص
(٣٧١)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت در فرهنگ وهابیت (1)
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در اصطلاح قرآن (1)
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در لغت و اصطلاح
٣٧٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص

خارج فقه مقارن - خارج فقه مقارن - الصفحة ٣٦٦ - بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (٥)

بدعت از دیدگاه فریقین:نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (٥)

کد مطلب: ٧١٢٢ تاریخ انتشار: ٢٧ دي ١٣٩٣ - ١٠:٥٨ تعداد بازدید: ٢١٢٢ خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین بدعت از دیدگاه فریقین:نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (٥)
جلسه چهل و سوم ٢٧/ ١٣٩٣/١٠

    بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهل و سوم ٢٧/ ١٣٩٣/١٠

موضوع درس: بدعت از دیدگاه فریقین:نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (٥)

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله

و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله

و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

در جلسات گذشته، درباره تقسیم بندی «بدعت»، از ناحیه فقهای اهل سنت، به «بدعت حسنه» و «بدعت سیئه»؛ مفصل صحبت کردیم و نظر تعدادی از علما را بیان کردیم. آخرین نظری را هم که مطرح کردیم نظر «ابن تیمیه» بود که مفصل مطرح و نقد کردیم.

من مقید هستم که وقتی نظر بزرگان اهل سنت را مطرح می کنیم و عباراتی را از این ها بیان می کنیم، نقد کامل و مفصل، بیان بشود، تا عزیزان با روش نقد، آشنائی بیشتری پیدا بکنند.

١٠- نظر «صالح فوزان» در «المنتقی من فتاوی صالح فوزان»

از جمله این علماء، که درباره تقسیم بندی «بدعت»، نظری دارند؛ آقای « الشيخ صالح بن فوزان آل فوزان» است؛ که هم عضو «لجنه دائم افتاء» هست و هم عضو «هیئت کبار علمای عربستان سعودی» است.

«لجنه دائم افتاء»، پنج نفر هستند، که یک نفر رئیس لجنه است، که رئیس لجنه، همیشه مفتی اعظم است. یک نفر قائم مقام است و سه نفر هم عضو دارد.

کلیه استفتائاتی که از داخل و خارج عربستان، مطرح بشود؛ این پنج نفر جواب می دهند. و ملاک در مشروعیت یک فتوا، نظر «لجنه دائم افتاء» است.

ما در سال ٨٢ که سفری به طائف داشتیم، آقای «آل شیخ» مفتی اعظم عربستان، حدود ١٨جلد مجموعه پاسخ به استفتائات را به ما هدیه داد.

«هیئت کبار علمای عربستان» هم، تقریباً شبیه شورای عالی انقلاب فرهنگی ما هست. حدود ٢٥ نفر عضو دارد، و اقدامات فرهنگی که قرار است در عربستان اجرا بشود، باید در این هیئت کبار، به تصویب برسد.

آقای «صالح فوزان» که گفتیم هم عضو «لجنه دائم افتاء» عربستان سعودی هست و هم عضو «هیئت کبار علمای عربستان سعودی» هست؛ و شخصی متشدد و نسبت به دیگر اعضاء، خیلی آدم تندی است، و جزء تکفیری های عربستان سعودی هست؛ درباره تقسیم بندی «بدعت» به «بدعت حسنه» و «بدعت سیئه» می گوید:

«ليس مع من قسَّم البدعة إلى بدعةٍ حسنة و بدعةٍ سيئةٍ دليلٌ؛ لأن البدع كلَّها سيئةٌ؛ لقوله صلى الله عليه وسلم: (كل بدعة ضلالة، وكل ضلالة في النار ) [رواه النسائي في سننه ( ٣/١٨٨-١٨٩ ) من حديث جابر بن عبد الله بنحوه، و رواه الإمام مسلم في صحيحه ( ٢/٥٩٢ ) بدون ذكر: " وكل ضلالة في النار "»

کسی که بدعت را به حسنه و سیئه تقسیم کرده است، هیچ دلیلی ندارد. و تمام انواع بدعتها سیئه هستند. برای اینکه پیغمبر فرمود: «تمام بدعتها گمراهی است و هر گمراهی در آتش است» که این روایت را نسائی در سنن خود نقل کرده است. و مسلم هم در صحیح خود نقل کرده است ولی عبارت «تمام گمراهی ها در آتش است» را ندارد.

المنتقی من فتاوی الفوزان ج ١٦ ص ١ فتوای شماره ٩٤  

آقای «صالح فوزان» در ادامه می گوید که:

«وأما قوله صلى الله عليه وسلم: ( مَن سنَّ في الإسلام سُنَّةً حسنةً ) [رواه الإمام مسلم في  صحيحه ( ٢/٧٠٤-٧٠٥ ) من حديث جرير بن عبد الله]؛ فالمرادُ به: من أحيا سنَّةً؛ لأنه صلى الله عليه وسلم قال ذلك بمناسبة ما فعلَهُ أحد الصَّحابة من مجيئه بالصَّدقة في أزمةٍ من الأزمات، حتى اقتدى به الناس و تتابعوا في تقديم الصَّدقات.»

مراد از این کلام پیغمبر که فرمود: هر کس سنت حسنه ای را در اسلام، پایه گذاری کند؛ این است  که یعنی یک سنت اسلامی را زنده کند. زیرا پیغمبر این فرمایش را به مناسبتی فرمود و آن مناسبت این بود که یکی از صحابه در یکی از بحران هایی که در مدینه پیش آمد، صدقه ای داد و مشکل برطرف شد، و دیگر مردم هم به کار او اقتدا کردند و صدقه دادند.

ایشان در ادامه کلام خود، به توجیه کلام «عمر» پرداخته و می گوید:

«وأما قول عمر رضي الله عنه: نعمتِ البدعةُ هذه؛ فالمراد بذلك البدعة اللغويَّة لا البدعة الشرعيَّةُ؛ لأنَّ عمر قال ذلك بمناسبة جمعه الناس على إمام واحد في صلاة التَّراويح، و صلاة التَّراويح جماعة قد شرعها الرسول صلى الله عليه وسلم؛ حيث صلاها بأصحابه ليالي، ثم تخلَّفَ عنهم خشية أن تُفرضَ عليهم، و بقي الناس يصلُّونها فرادى و جماعات متفرِّقة، فجمعهم عمر على إمام واحد كما كان على عهد النبي صلى الله عليه وسلم في تلك الليالي التي صلاها بهم، فأحيى عمر تلك السُّنَّة، فيكون قد أعاد شيئًا قد انقطع، فيُعتبَرُ فعله هذا بدعة لغويَّة لا شرعيَّةً؛ لأنَّ البدعة الشرعية محرَّمة، لا يمكن لعمر و لا لغيره أن يفعلها، و هم يعلمون تحذير النبي صلى الله عليه وسلم من البدع»

مراد از بدعت، در کلام عمر که گفت: نعمة البدعة هذه، بدعت لغوی است نه بدعت شرعی. زیرا عمر، این حرف را در مناسبتی گفت. و آن مناسبت، برپایی جماعت، برای نماز تراویح بود. و نماز تراویح به جماعت را هم، پیغمبر تشریع کرده بود و چند شبی هم با اصحاب خوانده بود و بعد از چند شب به خاطر ترس از واجب شدن نماز تراویح بر مردم، آن را ترک کرده بود. و بعد از آن، مردم عده ای فرادی می خواندند و عده ای به جماعت. و عمر آمد و همه آنها را بر یک امام واحد، جمع کرد، همانگونه که در زمان پیغمبر در آن چند شب به جماعت خوانده شده بود. بنابراین عمر، آن سنت را زنده کرد. در حقیقت چیزی را که قطع شده بود را اعاده کرد. و این فعل عمر، بدعت لغوی است نه بدعت شرعی که حرام است.

المنتقی من فتاوی الفوزان ج ١٦ ص ١ فتوای شماره ٩٤  

سه نکته اساسی در کلام آقای صالح فوزان وجود دارد:

١-     مراد از بدعت در کلام عمر، بدعت لغوی است.

٢-     بدعت لغوی یعنی که عمر مردم را به یک امام جماعت واحد جمع کرد.

٣-     نماز تراویح به جماعت را شارع مقدس، تشریع کرده است.

آقای «صالح فوزان» ابتدا می گوید کار عمر، «بدعت» بود، ولی بدعت لغوی بود. چند سطر بعد می گوید که نه، این کار عمر، احیای «سنت» بود.

اگر یک آدم عادی این حرف متناقض را مطرح کند، گلایه ای نیست؛ ولی وقتی کسی که به قول خودشان بالاترین مرتبه علمی را دارد، چنین متناقض سخن بگوید؛ جای گلایه است.

«بدعت» در کلام «عمر»، بدعت لغوی است نه بدعت شرعی!

عمده توجیه آقای صالح فوزان، و دیگر علمای اهل سنت، که به دفاع از عمل خلیفه قیام کرده اند، این است که «بدعت» در کلام «عمر»، بدعت لغوی است نه بدعت شرعی.

در جواب از این توجیه آقایان اهل سنت، باید اولاً مشخص کنیم که مراد از «بدعت» در لغت و اصطلاح چیست؛ تا بعد ببینیم که کار خلیفه دوم، بدعت لغوی بوده است یا بدعت شرعی.

«خلیل بن احمد، ابن تمیم فراهیدی» نویسنده کتاب لغت «العین» در معنای لغوی و اصطلاحی «بدعت» می نویسد:

«البَدْعُ: إحداثُ شيءٍ لم يكن له من قبلُ خلقٌ و لا ذكرٌ و لا معرفةٌ

والبِدْعُ: الشيء الذي يكون أولاً في كل أمر، كما قال الله عز وجل: قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ أي: لستُ بأوّل مُرْسَل.

والبِدْعَةُ: اسم ما ابتدع من الدين و غيره

والبِدْعَةُ: ما استحدثت بعد رسول الله من أهواء وأعمال»

«البَدع»: ایجاد کردن یک چیزی است که قبل از این نبوده و اثری و ذکری از آن وجود نداشته و شناختی نسبت به آن وجود نداشته است.«البِدع»: چیزی است که در هر امری اولین باشد. مثل کلام خداوند که فرمود: ای پیغمبر بگو من پیامبر نوظهوری نیستم. یعنی اولین فرستاده نیستم. (احقاف/٩) البِدعة: اسم آن چیزي است كه دردين و غير دين ايجاد مي شود. البدعه: آن عقاید و اعمال باطل است که بعد از پیامبر ایجاد شده است.

العین ابن تمیم فراهیدی ج ٢ ص ٥٤

در حقیقت، «بدعت لغوی» یعنی یک کار نوظهور و جدید؛ ولی «بدعت شرعی» یعنی انجام یک کاری که قبلاً نبوده و ما آن را به شرع نسبت بدهیم.

آقایان اهل سنت، می گویند که مراد آقای خلیفه از بدعت، بدعت لغوی است نه بدعت شرعی. و وقتی عملی، بدعت لغوی شد، می شود بدعت را تقسیم بندی کرد و گفت که فلان عمل بدعت حسنه است و فلان عمل بدعت سیئه. ولی اگر بدعت شرعی شد، دیگر قابل تقسیم به حسنه و سیئه نیست.

آیا واقعاً مراد «عمر»، بدعت لغوی بوده است؟

حال سؤال اینجاست که آیا واقعاً مراد آقای «عمر» از عبارت «نعمة البدعة هذه»، بدعت لغوی بوده است؟

برای رسیدن به جواب این سؤال، باید متن روایت «عمر» را دوباره بررسی کنیم. آقای بخاری، این روایت را اینگونه نقل می کند:

«عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَبْدٍ القَارِيِّ، أَنَّهُ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ عُمَرَ بْنِ الخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، لَيْلَةً فِي رَمَضَانَ إِلَى المَسْجِدِ، فَإِذَا النَّاسُ أَوْزَاعٌ مُتَفَرِّقُونَ، يُصَلِّي الرَّجُلُ لِنَفْسِهِ، وَيُصَلِّي الرَّجُلُ فَيُصَلِّي بِصَلاَتِهِ الرَّهْطُ، فَقَالَ عُمَرُ: إِنِّي أَرَى لَوْ جَمَعْتُ هَؤُلاَءِ عَلَى قَارِئٍ وَاحِدٍ، لَكَانَ أَمْثَلَ ثُمَّ عَزَمَ، فَجَمَعَهُمْ عَلَى أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ، ثُمَّ خَرَجْتُ مَعَهُ لَيْلَةً أُخْرَى، وَالنَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلاَةِ قَارِئِهِمْ،قَالَ عُمَرُ: «نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِهِ»

عبدالرحمن میگوید: در یکی از شبهای ماه رمضان با عمربن خطاب وارد مسجد شدیم. مردم در مسجد پراکنده و متفرق بودند، بعضی ها فرادی نماز میخواندند؛ وبعضی ها هم سه چهار نفره پشت سر یک نفر نماز جماعت می خواندند. عمر گفت: اگر اینها را مجتمع می کردم به یک امام جماعت بهتر و زیباتر بود؛ سپس تصمیمش را گرفت و ابی بن کعب را امام آنها قرار داد. شبی دیگر به همراه عمر وارد مسجد شدم و دیدم مردم پشت سر ابی بن کعب به جماعت ایستاده اند. در این هنگام عمر گفت: این بدعت خوبی است.

صحیح بخاری ج ٣  ص ٤٥  ح ٢٠١٠ باب فضل من قام رمضان

آنچه از این روایت استفاده می شود، این است که نماز جماعت تراویح، چیز نوظهوری نبوده است. زیرا روایت می گوید بعضی ها فرادی نماز میخواندند؛ و بعضی ها هم سه چهار نفره پشت سر یک نفر، نماز جماعت می خواندند. آقای عمر، آمده و فرادی خوان ها را به جماعت متصل کرده است.

پس کار عمر، بدعت لغوی نبوده. چون گفتیم که آقای «فراهیدی» می گوید: بدعت لغوی یعنی ایجاد کردن یک چیزی که قبل از این نبوده و اثری و ذکری از آن وجود نداشته است. در حالی که روایت می گوید، عده ای در مسجد مشغول نماز جماعت تراویح بودند.

الآن هم در بیت الله الحرام، اینگونه است. در ماه رمضان، عده ای نماز تراویح می خوانند، عده ای طواف می کنند، و عده ای دیگر مشغول نماز واجب و دعا و... هستند. بنابراین آنچه کلام آقای عمر به آن دلالت می کند، بدعت لغوی نیست، بلکه بدعت شرعی است.

عصبانیت رسول اکرم از «نماز تراویح»

اضافه بر اینها، طبق نقل منابع معتبر اهل سنت، پیغمبر فقط یک شب نماز تراویح را خواند، آنهم فرادی، ولی عده ای به ایشان اقتدا کردند. حضرت چون دید که مردم به ایشان اقتدا کردند، ناراحت شد و از فردا شب به مسجد نیامد.

این روایت را «بخاری» در صحیح خودش نقل می کند:

«فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّي فِيهَا، فَتَتَبَّعَ إِلَيْهِ رِجَالٌ وَجَاءُوا يُصَلُّونَ بِصَلاَتِهِ، ثُمَّ جَاءُوا لَيْلَةً فَحَضَرُوا، وَأَبْطَأَ رَسُولُ اللَّهِ عَنْهُمْ فَلَمْ يَخْرُجْ إِلَيْهِمْ، فَرَفَعُوا أَصْوَاتَهُمْ وَحَصَبُوا البَابَ، فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ مُغْضَبًا، فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ: «مَا زَالَ بِكُمْ صَنِيعُكُمْ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُكْتَبُ عَلَيْكُمْ، فَعَلَيْكُمْ بِالصَّلاَةِ فِي بُيُوتِكُمْ، فَإِنَّ خَيْرَ صَلاَةِ المَرْءِ فِي بَيْتِهِ إِلَّا الصَّلاَةَ المَكْتُوبَةَ»

شبی پیغمبر اکرم آمد به مسجد و مشغول نماز نافله شد. در این هنگام عده ای از مردم آمدند و به نماز نافله پیغمبر اقتدا کردند. فردا شب دوباره در مسجد حاضر شدند ولی پیغمبر دیر کرد و به مسجد نیامد. مردم به درب خانه پیغمبر رفتند و درب خانه پیغمبر را زدند و با صدای بلند ایشان را صدا زدند. در این حال پیغمبر در حالی که غضبناک بود از خانه خارج شد و به مردم فرمود: این چه کاری است که شما انجام می دهید؟ من گمان می کنم این نماز تراویح بر شما واجب بشود. شما باید نماز نافله را در خانه بخوانید. همانا بهترین نماز انسان نمازی است که در خانه خوانده می شود. مگر نماز واجب.

صحیح بخاری ج ٥ ص ٢٢٦٦ باب ما یجوز من الغضب ح ٥٧٦٢

بخاری می گوید:«فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ مُغْضَبًا»: پیغمبر اکرم با کسانی که نماز تراویح را به جماعت می خواندند، با غضب برخورد کرد. یعنی در حقیقت نماز تراویح، منهی رسول اکرم است.

 وقتی آقای «عمر» می گوید:

«نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِهِ»

این بدعت خوبی است.

صحیح بخاری ج ٣  ص ٤٥  ح ٢٠١٠

«نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِهِ»؛ در حقیقت یعنی «نعم البدعة خلاف سنة رسول الله» و این همان بدعت شرعی است.

آیا عمل مردم، باعث وجوب شرعی یک عمل می شود؟

و این که آقای بخاری در ادامه روایت نقل می کند که:

«مَا زَالَ بِكُمْ صَنِيعُكُمْ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُكْتَبُ عَلَيْكُمْ»:

این چه کاری است که شما انجام می دهید؟ من گمان می کنم این نماز تراویح بر شما واجب بشود؛

هر چند ما گمان می کنیم این قسمت را دودمان بنی امیه اضافه کرده باشند، سؤال این است که مگر عمل مردم، باعث وجوب شرعی یک عمل می شود؟ آیا مگر عمل مردم موجب حرمت یک عمل می شود؟

ذیل این روایت بخاری، اصولاً با فلسفه احکام اسلامی منافات دارد. زیرا حلال و حرام احکام، در اختیار خداوند متعال است. هر چه را بخواهد حلال و هر چه را بخواهد حرام می کند.

روایات متعدد این را اثبات می کنند که حلال الهی ملاک خاص خودش را دارد و حرام الهی نیز ملاک خودش را دارد.

هیچ حلالی نیست، مگر این که در آن فعل و قول حلال، مصلحتی هست، چه ما بدانیم آن مصلحت را و چه ندانیم. و همچنین هیچ حرامی نیست، مگر این که در آن مفسده وجود دارد، حال چه ما آن مفسده را بدانیم و چه ندانیم.

حال ما سؤال می کنیم که این نماز جماعت تراویح این آقایان، مصلحت داشت یا مفسده؟

اگر مصلحت داشت، که واجب می شد. و اگر مفسده داشت، حرام می شد.

این که مردم نسبت به یک عملی اصرار کنند، و این اصرار مردم، موجب وجوب یک عملی بشود؛ چیزی که ذیل روایت به آن اشاره می کند؛ این با شریعت منافات دارد.

کلمه «کتب»، در عبارت«ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُكْتَبُ عَلَيْكُمْ»اشاره به وجوب دارد. و اصولاً در آیات قرآن هم، هر کجا این کلمه آمده، دلالت بر وجوب دارد مثل:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيام كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُم»

‏ای کسانی که ایمان آوردید، روزه بر شما واجب شده است همان گونه که بر پیشینیان شما واجب شده بود.

سوره بقره آیه ١٨٣

شما اگر شارحین صحیح بخاری را هم ملاحظه کنید، خواهید دید که همه گفته اند: استعمال اولیه کلمه «کتب»، در وجوب است.

ترس پیغمبراکرم از قوم تازه مسلمان عایشه!

اما این که چگونه می شود - طبق نقل صحیح بخاری - پیغمبر از نماز جماعت تراویح، غضبناک باشد، ولی این ها اصرار بر اقامه آن داشته باشند؛ باید کمی برگردیم به عقب تر. باید برگردیم به سؤال «عایشه» از پیغمبر، و جواب پیغمبر به سؤال ایشان!

«صحیح بخاری» نقل می کند:

عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: سَأَلْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنْ الجَدْرِ أَمِنَ البَيْتِ هُوَ؟ قَالَ: «نَعَمْ» قُلْتُ: فَمَا لَهُمْ لَمْ يُدْخِلُوهُ فِي البَيْتِ؟ قَالَ: «إِنَّ قَوْمَكِ قَصَّرَتْ بِهِمُ النَّفَقَةُ» قُلْتُ: فَمَا شَأْنُ بَابِهِ مُرْتَفِعًا؟ قَالَ: «فَعَلَ ذَلِكَ قَوْمُكِ، لِيُدْخِلُوا مَنْ شَاءُوا وَيَمْنَعُوا مَنْ شَاءُوا، وَلَوْلاَ أَنَّ قَوْمَكِ حَدِيثٌ عَهْدُهُمْ بِالْجَاهِلِيَّةِ، فَأَخَافُ أَنْ تُنْكِرَ قُلُوبُهُمْ، أَنْ أُدْخِلَ الجَدْرَ فِي البَيْتِ، وَأَنْ أُلْصِقَ بَابَهُ بِالأَرْضِ»

عایشه می گوید از پیغمبر پرسیدم: آیا حجر اسماعیل، جزء بیت است؟ فرمود: بله گفتم: چرا آن را داخل در بیت نکردند؟ فرمود: اموال قوم تو کم آمد نتوانستند حجر را داخل در بیت کنند. گفتم: چرا درب بیت بالا قرار گرفته است؟ فرمود: قوم تو این کار را انجام دادند تا هر کسی را که بخواهند به درون بیت راه بدهند و هر کسی را که نخواهند از ورود به بیت منع کنند. و اگر قوم تو تازه مسلمان نبودند، و تازه از جاهلیت جدا نشده بودند؛ و من نمی ترسیدم از اینکه دلهایشان از اسلام برگردد، حجر اسماعیل را داخل در بیت می کردم. و همچنین درب خانه را از پائین نصب می کردم.

صحیح بخاری ج ٦ ص ٢٦٤٦ ح ٦٨١٦

این کلام حضرت پیغمبر، مشعر به این واقعیت است که دین اسلام، هنوز در دلهای اینها ریشه ندوانده و محکم نشده بود.

افراط و تفریط برخی از صحابه در حضور پیغمبر

تازه مسلمانهائی که هم دچار تفریط بودند و هم دچار افراط؛ از یک طرف هنوز اسلام در قلبشان استوار نشده بود و هنوز دچار برخی از آداب جاهلی بودند؛ و از طرفی دیگر دچار افراط بودند و در مسائل دینی و اجتماعی از پیغمبر جلوتر می زدند.

عده ای از مسلمانها می رفتند در بیابانها و کوه ها، به عبادت و تهجد مشغول می شدند و زن و بچه و زندگی را ترک می کردند. وقتی خبر به پیغمبر می رسید به شدت ناراحت می شدند و می فرمودند من که پیغمبر هستم، چنین کاری نمی کنم.

«بخاری» این افراط برخی از صحابه را اینگونه نقل می کند:

«قَالَ أَحَدُهُمْ: أَمَّا أَنَا فَإِنِّي أُصَلِّي اللَّيْلَ أَبَدًا، وَ قَالَ آخَرُ: أَنَا أَصُومُ الدَّهْرَ وَلاَ أُفْطِرُ، وَ قَالَ آخَرُ: أَنَا أَعْتَزِلُ النِّسَاءَ فَلاَ أَتَزَوَّجُ أَبَدًا، فَجَاءَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَيْهِمْ، فَقَالَ: «أَنْتُمُ الَّذِينَ قُلْتُمْ كَذَا وَ كَذَا، أَمَا وَاللَّهِ إِنِّي لَأَخْشَاكُمْ لِلَّهِ وَ أَتْقَاكُمْ لَهُ، لَكِنِّي أَصُومُ وَ أُفْطِرُ، وَ أُصَلِّي وَ أَرْقُدُ، وَ أَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي»

یکی از صحابه گفت: من تمام شب را به نماز مشغول هستم. و دیگری گفت: من همه روزها روزه هستم و هرگز افطار نمی کنم. صحابه ای دیگر گفت: من از زنان فاصله گرفته ام و هرگز ازدواج نمی کنم. در این هنگام پیغمبر آمد و فرمود: شما این گونه سخن می گوئید ولی من که به خدا قسم از همه شما بیشتر از خدا می ترسم، و با تقواترین شما هستم، چنین نمی کنم. من روزها روزه می گیرم و افطار هم می کنم. شبها هم نماز می خوانم و هم می خوابم. و با زنها ازدواج می کنم. هر کس از این سنت من اعراض کند، از من نیست.

صحیح بخاری ج ٥ ص ١٩٤٩ ح ٤٧٧٦؛ صحیح مسلم ج ٢ ص ١٠٢٠ ح ١٤٠١

این انحرافها و کج روی ها در میان صحابه وجود داشته است. پیغمبر اکرم در طول ١٣سال که در «مکه» بودند، فرصت و شرایط تبیین شریعت را نداشتند، و فقط توانستند عده ای را با مسئله توحید آشنا کنند.

در مدتی هم که در «مدینه» ساکن شدند، جنگ های پی در پی و پشت سر هم، تمام فرصت نبی مکرم را گرفت. در طول ده سال مدینه، ٨٤ جنگ و غزوه بر پیغمبر تحمیل شد. یعنی در هر سال به طور متوسط، بیش از هشت جنگ و غزوه، بر پیغمبراکرم و مسلمانها تحمیل شد.

نبی مکرم با این شرایط؛ فرصت بیان کردن خیلی از حقایق را پیدا نکرد. و لذا عده زیادی که تازه مسلمان بودند، از شریعت خیلی اطلاع نداشتند و عده ای دیگر هم علاقه ای به دانستن شریعت نداشتند.

ای عمر! مایه عذاب اصحاب پیغمبر نباش

«مسلم نیشابوری» در صحیح خود نقل می کند که خلیفه دوم، وقتی حدیث «استیذان» را از «ابو موسی اشعری» می شنود، به او می گوید من این حدیث را تا بحال نشنیده ام؛ یا باید شاهد بیاوری که حدیث استیذان را شنیده ای؛ و یا اینکه شلاقت می زنم! در نهایت هم «ابی ابن کعب» را به عنوان شاهد می آورد و او هم به «عمر» می گوید: ای پسرخطاب! مایه عذاب اصحاب رسول الله نباش!

«جَاءَ أَبُو مُوسَى إِلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فَقَالَ السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ هَذَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَيْسٍ. فَلَمْ يَأْذَنْ لَهُ فَقَالَ السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ هَذَا أَبُو مُوسَى السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ هَذَا الأَشْعَرِىُّ. ثُمَّ انْصَرَفَ فَقَالَ رُدُّوا عَلَىَّ رُدُّوا عَلَىَّ. فَجَاءَ فَقَالَ يَا أَبَا مُوسَى مَا رَدَّكَ كُنَّا فِى شُغْلٍ. قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَقُولُ « الاِسْتِئْذَانُ ثَلاَثٌ فَإِنْ أُذِنَ لَكَ وَإِلاَّ فَارْجِعْ ». قَالَ لَتَأْتِيَنِّى عَلَى هَذَا بِبَيِّنَةٍ وَإِلاَّ فَعَلْتُ وَفَعَلْتُ... فَلَمَّا أَنْ جَاءَ بِالْعَشِىِّ وَجَدُوهُ قَالَ يَا أَبَا مُوسَى مَا تَقُولُ أَقَدْ وَجَدْتَ قَالَ نَعَمْ أُبَىَّ بْنَ كَعْبٍ. قَالَ عَدْلٌ. قَالَ يَا أَبَا الطُّفَيْلِ مَا يَقُولُ هَذَا قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَقُولُ ذَلِكَ يَا ابْنَ الْخَطَّابِ فَلاَ تَكُونَنَّ عَذَابًا عَلَى أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ»

ابوموسی اشعری روزی به خانه عمربن خطاب رفت و کنار درب خانه گفت: سلام بر شما! این عبدالله بن قیس است. ولی کسی اجازه ورود نداد. بار دوم گفت: سلام بر شما، این ابوموسی است. باز جوابی نیامد. بار سوم گفت: سلام بر شما، این اشعری است. باز جوابی نیامد و ابوموسی برگشت. عمر گفت: او را برگردانید، او را برگردانید. وقتی ابوموسی برگشت، عمر به او گفت: چرا برگشتی؟ من مشغول بودم. ابوموسی گفت: من از رسول خدا شنیدم که فرمود: اجازه گرفتن برای ورود به یک خانه، سه مرتبه است، اگر اجازه دادند که هیچ و الا برگرد. عمر گفت: برای این گفته ات باید شاهد بیاوری! و گرنه فلان می کنم. ابوموسی رفت و غروب با یک شاهد برگشت. عمر گفت: چه شد؟ شاهد پیدا کردی؟ گفت: آری، ابی بن کعب را آورده ام. عمر گفت: ابی ابن کعب آدم عادلی است. عمر از او پرسید: این ابوموسی چه می گوید؟ ابی ابن کعب به عمر گفت: من این روایت را از پیغمبر شنیده ام. بعد برگشت به عمربن خطاب گفت: ای پسرخطاب! مایه عذاب اصحاب پیغمبر نباش.

صحیح مسلم ج ٣ ص ١٦٩٦ كتاب الْآدَابِ، باب الاِسْتِئْذَانِ ح ٢١٥٤

این حدیث، به خوبی نشان می دهد که حتی «عمربن خطاب»، که خود را خلیفه مسلمین می داند، از تعالیم شریعت و احادیث نبی مکرم، بی خبر است و اطلاعی ندارد. وقتی وضعیت خلیفه مسلمین، اینگونه باشد، تکلیف سایر مسلمین، نسبت به آگاهی آنها از شریعت اسلام و تعالیم پیغمبر، روشن است.

والسلام علیکم و رحمة الله