خارج فقه مقارن
(١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (36)
٤ ص
(٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (35) – محاجه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر (2)
٥ ص
(٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (34) – محاجه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر (1)
٦ ص
(٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (33) – مواردی از جهل «عمر بن خطاب» نسبت به احکام الهی!
٧ ص
(٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (32) – سرنوشت خمس در زمان خلافت ابوبکر (2)
٨ ص
(٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (31) – مراد از «ذوی القربی» در آیه خمس چه کسانی هستند!؟
٩ ص
(٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (30) – سرنوشت خمس در زمان خلافت ابوبکر (1)
١٠ ص
(٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (29) – جمع بندی نهایی از مسئله مکاتبات پیامبر برای دریافت خمس (2)
١١ ص
(٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (28) – جمع بندی نهایی از مسئله مکاتبات پیغمبر اکرم برای دریافت خمس!
١٢ ص
(١٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (27) – كارگزاران پیغمبر اکرم برای دریافت خمس!
١٣ ص
(١١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (26) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (10)
١٤ ص
(١٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (25) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (9)
١٥ ص
(١٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (24) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (8)
١٦ ص
(١٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (23) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (7)
١٧ ص
(١٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (22) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (6)
١٨ ص
(١٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (21) – روایاتی در منابع اهل سنت، در بیان دریافت خمس توسط امیرالمؤمنین
١٩ ص
(١٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (20) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (5)
٢٠ ص
(١٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (19) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (4)
٢١ ص
(١٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (18) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (3)
٢٢ ص
(٢٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (17) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (2)
٢٣ ص
(٢١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (16) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (1)
٢٤ ص
(٢٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (15) – چرایی عدم وجود اخذ خمس در سیره پیامبر اکرم (2)
٢٥ ص
(٢٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (14) – چرایی عدم وجود اخذ خمس در سیره پیامبر اکرم
٢٦ ص
(٢٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (13) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (9)
٢٧ ص
(٢٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (12) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (8)
٢٨ ص
(٢٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (11) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (7)
٢٩ ص
(٢٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (10) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (6)
٣٠ ص
(٢٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (9) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (5)
٣١ ص
(٢٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (8) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (4)
٣٢ ص
(٣٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (7) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (3)
٣٣ ص
(٣١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (6) – چند نکته مهم در باب رجال و درایه
٣٤ ص
(٣٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (5) - بیان چند نکته مهم رجالی!
٣٥ ص
(٣٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (4) - خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (2)
٣٦ ص
(٣٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (3) - خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام)
٣٧ ص
(٣٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (2) - ضرورت استفاده از نرم افزارهای علوم اسلامی
٣٨ ص
(٣٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (1)- خمس در لغت و اصطلاح
٣٩ ص
(٣٧)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين كتابهايي كه در عصر ائمه ع نوشته شده است (6600 كتاب )
٤٠ ص
(٣٨)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين توصيه ائمه ع بر نوشتن احاديث و منابع آنها
٤١ ص
(٣٩)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين هدف از ممانعت نشر حقايق قرآني، نشر آيات و روايات ولايت بوده
٤٢ ص
(٤٠)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين ممانعت از نشر حقايق قراني توسط خليفه دوم
٤٣ ص
(٤١)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين ممانعت عثمان از نقل حديث و زنداني كردن عمر صحابه را به جرم
٤٤ ص
(٤٢)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين تهديد و برخورد خشن ابوبكر و عمر نسبت به ناقلين حديث
٤٥ ص
(٤٣)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين نهي و ممانعت از نقل احاديث نبوي توسط عمر
٤٦ ص
(٤٤)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين سوزاندن احاديث نبوي توسط ابوبكر و عمر
٤٧ ص
(٤٥)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين مقايسه سنت در مكتب اهل بيت ع و مكتب سقيفه
٤٨ ص
(٤٦)
=اذان از ديدگاه فريقين بررسي جايگاه حي علي خير العمل در اذان
٤٩ ص
(٤٧)
=شهادت ثالثه در اذان شهادت ثالثه در اذان، از چه زماني شروع شد؟
٥٠ ص
(٤٨)
=اذان از ديدگاه فريقين مراد از تثويب چيست ؟
٥١ ص
(٤٩)
=اذان از ديدگاه فريقين معناي تثويب لغتا و اصطلاحا
٥٢ ص
(٥٠)
=اذان از ديدگاه فريقين تثويب در اذان
٥٣ ص
(٥١)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (8)
٥٤ ص
(٥٢)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (7)
٥٥ ص
(٥٣)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (6)
٥٦ ص
(٥٤)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (5)
٥٧ ص
(٥٥)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (4)
٥٨ ص
(٥٦)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (3)
٥٩ ص
(٥٧)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (2)
٦٠ ص
(٥٨)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (1)
٦١ ص
(٥٩)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (5)
٦٢ ص
(٦٠)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (4)
٦٣ ص
(٦١)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (3)
٦٤ ص
(٦٢)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان (2)
٦٥ ص
(٦٣)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان (1)
٦٦ ص
(٦٤)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال مراجع تقليد شيعه (2)
٦٧ ص
(٦٥)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال مراجع تقليد شيعه (1)
٦٨ ص
(٦٦)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نقد كلام مرحوم خوئي ره" (3)
٦٩ ص
(٦٧)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نقد كلام مرحوم خوئي ره" (2)
٧٠ ص
(٦٨)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نظر مرحوم آيت الله خوئي ره " (1)
٧١ ص
(٦٩)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "شيخ مفيد و كاشف الغطاء ره"
٧٢ ص
(٧٠)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "بررسي روايت شيخ صدوق ره" (2)
٧٣ ص
(٧١)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "بررسي روايت شيخ صدوق ره" (1)
٧٤ ص
(٧٢)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول مرحوم مقدس اردبيلي ره"
٧٥ ص
(٧٣)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول شيخ طوسي ره" (2)
٧٦ ص
(٧٤)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول شيخ طوسي ره" (1)
٧٧ ص
(٧٥)
=وضو از ديدگاه فريقين خلاصه بحث هاي گذشته
٧٨ ص
(٧٦)
=وضو از ديدگاه فريقين ادله علماي اهل سنت در شستن دست و پا، و پاسخ از ادله آنها
٧٩ ص
(٧٧)
=وضو از ديدگاه فريقين اقوال فقهاي شيعه و سني در باب شستن دستها در وضو (2)
٨٠ ص
(٧٨)
=وضو از ديدگاه فريقين اقوال فقهاي شيعه و سني در باب شستن دستها در وضو (1)
٨١ ص
(٧٩)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (3)
٨٢ ص
(٨٠)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (2)
٨٣ ص
(٨١)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (1)
٨٤ ص
(٨٢)
=بدعت هاي عثمان قتل مسلمان به قصاص كشتن كافر
٨٥ ص
(٨٣)
=بدعت هاي عثمان مخالفت علي عليه السلام با حديث "عليكم بسنتي و "
٨٦ ص
(٨٤)
=بدعت هاي عثمان بررسي روايت «عليكم بسنتي و سنة الخلفاء من بعدي»
٨٧ ص
(٨٥)
=بدعت هاي عثمان موارد اختلاف عمر وابوبكر در مسائل ديني و كشوري
٨٨ ص
(٨٦)
=بدعت هاي عثمان اضافه كردن اذاني ديگر بر نماز جمعه
٨٩ ص
(٨٧)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (3)
٩٠ ص
(٨٨)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (2)
٩١ ص
(٨٩)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (1)
٩٢ ص
(٩٠)
=وضو از ديدگاه فريقين اختلاف در وضو از زمان عثمان
٩٣ ص
(٩١)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از رواياتي كه ابن قدامه نقل كرده است
٩٤ ص
(٩٢)
=وضو از ديدگاه فريقين عمل به استحسان و قياس از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام
٩٥ ص
(٩٣)
=وضو از ديدگاه فريقين استحسان و قياس يكي از دلائل اهل سنت بر شستن سر و پا
٩٦ ص
(٩٤)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (4)
٩٧ ص
(٩٥)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (3)
٩٨ ص
(٩٦)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (2)
٩٩ ص
(٩٧)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (1)
١٠٠ ص
(٩٨)
=وضو از ديدگاه فريقين تصريح برخي از روايات اهل سنت در مسح سر و پا (2)
١٠١ ص
(٩٩)
=وضو از ديدگاه فريقين تصريح برخي از روايات اهل سنت در مسح سر و پا (1)
١٠٢ ص
(١٠٠)
=وضو از ديدگاه فريقين برخي از علماي اهل سنت كه قائل به مسح در وضو هستند
١٠٣ ص
(١٠١)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي ابن عباس در كتب اهل سنت و تحريف روايات از طرف برخي
١٠٤ ص
(١٠٢)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت و تحريف آنها
١٠٥ ص
(١٠٣)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت (2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت (1)
١٠٧ ص
(١٠٥)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي نبي اكرم ص در كتب اهل سنت (2)
١٠٨ ص
(١٠٦)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي نبي اكرم ص در كتب اهل سنت (1)
١٠٩ ص
(١٠٧)
«غَسل» یا «مَسح» پاها، در وضو
١١٠ ص
(١٠٨)
=وضو از ديدگاه فريقين علماي اهل سنت تقليد از خودشان را جايز نمي دانند
١١١ ص
(١٠٩)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو در روايات اهل سنت
١١٢ ص
(١١٠)
=وضو از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت در باب وضو
١١٣ ص
(١١١)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو از ديدگاه قرآن
١١٤ ص
(١١٢)
«غَسل» یا «مَسح» پاها، در وضو
١١٥ ص
(١١٣)
=وضو از ديدگاه فريقين نقل روايت آلوسي در باب وضو و پاسخ از آن
١١٦ ص
(١١٤)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو ار ديدگاه ائمه عليهم السلام (2)
١١٧ ص
(١١٥)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو ار ديدگاه ائمه عليهم السلام (1)
١١٨ ص
(١١٦)
نماز تراويح تلخيص نماز تراويح (2)
١١٩ ص
(١١٧)
نماز تراويح تلخيص نماز تراويح (1)
١٢٠ ص
(١١٨)
نماز تراويح تشكيك علماي اهل سنت در تعداد ركعات نماز تراويح
١٢١ ص
(١١٩)
=نماز تراويح نقد روايات وارده از علي ع در تأييد نماز تراويح
١٢٢ ص
(١٢٠)
=نماز تراويح صحت نداشتن حديث (عليكم بسنتي و سنه الخلفاء الراشدون )
١٢٣ ص
(١٢١)
=نماز تراويح اعتراف عمر به بدعت بودن نماز تراويح و توجيه علماي اهل سنت
١٢٤ ص
(١٢٢)
=نماز تراويح مختصري از اقوال علماي شيعه در نماز تراويح
١٢٥ ص
(١٢٣)
=نماز تراويح روايات ائمه عليهم السلام در رابطه با بدعت
١٢٦ ص
(١٢٤)
=نماز تراويح تقسيم بدعت به حسنه و سيئه در نزد اهل سنت
١٢٧ ص
(١٢٥)
=نماز تراويح نماز تراويح از ديدگاه فقهاي اهل سنت (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
=نماز تراويح نماز تراويح از ديدگاه فقهاي اهل سنت (1)
١٢٩ ص
(١٢٧)
=نماز تراويح نماز تراويح در صحيح مسلم و بخاري
١٣٠ ص
(١٢٨)
=نماز تراويح مناقشه در روايات اهل سنت
١٣١ ص
(١٢٩)
=نماز تراويح نماز تراويح در روايات اهل سنت
١٣٢ ص
(١٣٠)
=نماز تراويح تراويح در روايات ائمه عليهم السلام (2)
١٣٣ ص
(١٣١)
=نماز تراويح تراويح در روايات ائمه عليهم السلام (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
=نماز تراويح علت نامگذاري تراويح
١٣٥ ص
(١٣٣)
=نماز تراويح تلخيص ابتدايي از نماز تراويح
١٣٦ ص
(١٣٤)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (3)
١٣٧ ص
(١٣٥)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (2)
١٣٨ ص
(١٣٦)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (1)
١٣٩ ص
(١٣٧)
=متعه الحج تعداد عمره هايي كه رسول خدا ص انجام داده
١٤٠ ص
(١٣٨)
=متعه الحج مخالفت صحابه با عمر در تحريم متعه الحج
١٤١ ص
(١٣٩)
=متعه الحج متعه الحج از ديدگاه صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
=متعه الحج متعه الحج در كتب شيعه
١٤٣ ص
(١٤١)
=متعه الحج امر رسول خدا ص از خروج از احرام مولوي است يا ارشادي؟
١٤٤ ص
(١٤٢)
=متعه الحج غضب رسول خدا ص و نفرين عايشه
١٤٥ ص
(١٤٣)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه ائمه عليهم السلام (2)
١٤٦ ص
(١٤٤)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه ائمه عليهم السلام (1)
١٤٧ ص
(١٤٥)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه قرآن
١٤٨ ص
(١٤٦)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (4)
١٤٩ ص
(١٤٧)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (3)
١٥٠ ص
(١٤٨)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (2)
١٥١ ص
(١٤٩)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (ازدواج وناسه)
١٥٣ ص
(١٥١)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (ازدواج دوستانه)
١٥٤ ص
(١٥٢)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح مسيار) (2)
١٥٥ ص
(١٥٣)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح مسيار) (1)
١٥٦ ص
(١٥٤)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح به نيت طلاق)
١٥٧ ص
(١٥٥)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (خروج از حصر محلل)
١٥٨ ص
(١٥٦)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (متعه و شكل گيري خانوادگي)
١٥٩ ص
(١٥٧)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (7)
١٦٠ ص
(١٥٨)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (6)
١٦١ ص
(١٥٩)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (5)
١٦٢ ص
(١٦٠)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (4)
١٦٣ ص
(١٦١)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (3)
١٦٤ ص
(١٦٢)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (2)
١٦٥ ص
(١٦٣)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (1)
١٦٦ ص
(١٦٤)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (5)
١٦٧ ص
(١٦٥)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (4)
١٦٨ ص
(١٦٦)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (3)
١٦٩ ص
(١٦٧)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (2)
١٧٠ ص
(١٦٨)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (1)
١٧١ ص
(١٦٩)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب در روايات ائمه عليهم السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب از ديدگاه علماي شيعه
١٧٣ ص
(١٧١)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب از ديدگاه مراجع تقليد
١٧٤ ص
(١٧٢)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب
١٧٥ ص
(١٧٣)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (3)
١٧٦ ص
(١٧٤)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (2)
١٧٧ ص
(١٧٥)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (1)
١٧٨ ص
(١٧٦)
نكاح متعه محدود و نامحدود بودن تعداد متعه از ديدگاه تشيع (2)
١٧٩ ص
(١٧٧)
نكاح متعه محدود و نامحدود بودن تعداد متعه از ديدگاه تشيع (1)
١٨٠ ص
(١٧٨)
نكاح متعه متعه از ديدگاه ائمه عليهم السلام در كتب اهل سنت (2)
١٨١ ص
(١٧٩)
نكاح متعه متعه از ديدگاه ائمه عليهم السلام در كتب اهل سنت (1)
١٨٢ ص
(١٨٠)
نكاح متعه سيره صحابه و دستور رسول خدا ص به متعه زنان
١٨٣ ص
(١٨١)
نكاح متعه روايات و سيره عملي ائمه عليهم السلام در موضوع متعه (2)
١٨٤ ص
(١٨٢)
نكاح متعه روايات و سيره عملي ائمه عليهم السلام در موضوع متعه (1)
١٨٥ ص
(١٨٣)
نكاح متعه بررسي روايات متعه متنا و سندا از كتب شيعه (2)
١٨٦ ص
(١٨٤)
نكاح متعه بررسي روايات متعه متنا و سندا از كتب شيعه (1)
١٨٧ ص
(١٨٥)
نكاح متعه روايت حميري از قرب الاسناد در موضوع متعه
١٨٨ ص
(١٨٦)
نكاح متعه مناظره امام صادق ع با ابوحنيفه در موضوع متعه
١٨٩ ص
(١٨٧)
نكاح متعه بحث سندي در روايات متعه (ابو بصير اسدي)
١٩٠ ص
(١٨٨)
نكاح متعه اقوال ائمه عليهم السلام در نكاح متعه
١٩١ ص
(١٨٩)
نكاح متعه كلياتي در موضوع متعه (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
نكاح متعه كلياتي در موضوع متعه (1)
١٩٣ ص
(١٩١)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
=الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (3)
١٩٥ ص
(١٩٣)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (2)
١٩٦ ص
(١٩٤)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (1)
١٩٧ ص
(١٩٥)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (3)
١٩٨ ص
(١٩٦)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (2)
١٩٩ ص
(١٩٧)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (1)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
=الجمع بين الصلاتين بررسي روايات اهل سنت (2)
٢٠١ ص
(١٩٩)
= الجمع بين الصلاتين بررسي روايات اهل سنت (1)
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء ع و پاسخ از شبهات وارده (7)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء ع و پاسخ از شبهات وارده (6)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين تبرك جستن بر خاك قبر رسول خدا ص
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (5)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (3)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (2)
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت در مايسجد عليه
٢١١ ص
(٢٠٩)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين نهي رسول خدا ص از سجده بر عمامه
٢١٢ ص
(٢١٠)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده در عصر نبوت
٢١٣ ص
(٢١١)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين آراء علماي اهل سنت در باب مايسجد عليه
٢١٤ ص
(٢١٢)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين بررسي اقوال علماي فريقين
٢١٥ ص
(٢١٣)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده بر مهر از ديدگاه اهل بيت ع (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده بر مهر از ديدگاه اهل بيت ع (1)
٢١٧ ص
(٢١٥)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين پاسخ از شبهات وارده
٢١٨ ص
(٢١٦)
=التامين في الصلاه خلاصه اي از بحثهاي گذشته
٢١٩ ص
(٢١٧)
= التامين في الصلاه روايت سنن ابي داود در مورد آمين گفتن در نماز (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
= التامين في الصلاه روايت سنن ابي داود در مورد آمين گفتن در نماز (1)
٢٢١ ص
(٢١٩)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (5)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (4)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (3)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (2)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (1)
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
= التامين في الصلاه بررسي روايات ابوهريره و برخورد صحابه با ايشان
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
= التامين في الصلاه بررسي رواياتي كه از طرف ابوهريره و ديگر صحابه وارد شده
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
= التامين في الصلاه روايت ابوهريره يكي از ادله اهل سنت بر جواز (2)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
= التامين في الصلاه روايت ابوهريره يكي از ادله اهل سنت بر جواز (1)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (3)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (2)
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (1)
٢٣٣ ص
(٢٣١)
= التامين في الصلاه روايت جميل بن دراج در گفتن آمين در نماز
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
= التامين في الصلاه اقوال علماي اهل سنت در گفتن آمين در نماز
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
=اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (10)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (9)
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (8)
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (7)
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (6)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (5)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (4)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (3)
٢٤٣ ص
(٢٤١)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (2)
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (1)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
= اذان از ديدگاه فريقين روايت شيخ صدوق ره در شهادت ثالثه و جواب از آن (2)
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
=اذان از ديدگاه فريقين روايت شيخ صدوق ره در شهادت ثالثه و جواب از آن (1)
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
اذان از ديدگاه فريقين مودت در آيات و روايات
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
اذان از ديدگاه فريقين مراد از مودت در آيه مودت چيست؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (3)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (2)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (1)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
اذان از ديدگاه فريقين بررسي معناي (ولي) در آيه ولايت از ديدگاه فريقين
٢٥٣ ص
(٢٥١)
اذان از ديدگاه فريقين مناقشه علماي وهابي و اهل سنت در آيه ولايت
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات ولايت علي علیه السلام با آيه ولايت (مائده 55) (2)
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات ولايت علي علیه السلام با آيه ولايت (مائده 55) (1)
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات شهادت ثالثه از كتب شيعه و سني
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث چهارم شهادت ثالثه در اذان (اشهد ان عليا ولي الله)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
اذان از ديدگاه فريقين فلسفه اذان از ديدگاه ائمه عليهم السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
اذان از ديدگاه فريقين انگيزه خليفه دوم از حذف (حي علي خير العمل) از اذان
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
اذان از ديدگاه فريقين جعل روايت براي اذان گفتن بلال در زمان عمر
٢٦١ ص
(٢٥٩)
اذان از ديدگاه فريقين انگيزه حذف (حي علي خير العمل) از اذان
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
اذان از ديدگاه فريقين اجماع اهل بيت ع بر گفتن حي علي خير العمل
٢٦٣ ص
(٢٦١)
اذان از ديدگاه فريقين سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (2)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
اذان از ديدگاه فريقين سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (1)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
اذان از ديدگاه فريقين سيره ائمه (ع) در گفتن حي علي خير العمل
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
اذان از ديدگاه فريقين وجود و نسخ (حي علي خير العمل) در اذان
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث سوم جايگاه (حي علي خير العمل) در اذان
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
اذان از ديدگاه فريقين معناي بدعت از ديدگاه شيعه و سني
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
اذان از ديدگاه فريقين نمونه هايي از بدعت، در نزد اهل سنت
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
اذان از ديدگاه فريقين تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (2)
٢٧١ ص
(٢٦٩)
اذان از ديدگاه فريقين تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (1)
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (3)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (2)
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (1)
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
اذان از ديدگاه فريقين روايات شيعه در مورد تثويب
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
اذان از ديدگاه فريقين روايات مجوزه تثويب، توجيه و تأويل آنها
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث دوم تثويب در اذان (الصلوه خير من النوم)
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
اذان از ديدگاه فريقين بررسي تناقضات موجود در روايات تشريع اذان
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
اذان از ديدگاه فريقين آتش زدن احاديث توسط ابوبكر
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (5)
٢٨١ ص
(٢٧٩)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (4)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (3)
٢٨٣ ص
(٢٨١)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (2)
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (1)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
اذان از ديدگاه فريقين تشريع اذان از ديدگاه مذاهب اربعه اهل سنت (2)
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
اذان از ديدگاه فريقين تشريع اذان از ديدگاه مذاهب اربعه اهل سنت (1)
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
اذان از ديدگاه فريقين چگونگي تشريع اذان در كتب فقهي اهل سنت
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اذان از ديدگاه فريقين نقش وحي در تشريع اذان و انكار ابن كثير
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
اذان از ديدگاه فريقين روايت صحيح بخاري در چگونگي تشريع اذان
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
اذان از ديدگاه فريقين دسته بندي روايات اهل سنت در تشريع اذان
٢٩١ ص
(٢٨٩)
اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه اهل سنت (2)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه اهل سنت (1)
٢٩٣ ص
(٢٩١)
اذان از ديدگاه فريقين نحوه تشريع اذان از ديدگاه شيعه
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
اذان از ديدگاه فريقين ثواب اذان در روايات ائمه عليهم السلام
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث اول - اذان از ديدگاه فريقين
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
وضو از ديدگاه فريقين بدعتها و عوامل قتل عثمان (2)
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
وضو از ديدگاه فريقين بدعتها و عوامل قتل عثمان (1)
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
وضو از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در غسل رجلين
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
وضو از ديدگاه فريقين اولين مورد اختلاف در وضو
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (3)
٣٠١ ص
(٢٩٩)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (2)
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (1)
٣٠٣ ص
(٣٠١)
وضو از ديدگاه فريقين علت عدم اقتداء اهل سنت به امام جماعت شيعه
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
وضو از ديدگاه فريقين روايات مسح پيامبر ص از طريق اميرالمؤمنين ع (2)
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
وضو از ديدگاه فريقين روايات مسح پيامبر ص از طريق اميرالمؤمنين ع (1)
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت مبني بر مسح رجلين
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
وضو از ديدگاه فريقين نقد نظرات (عيني) در بحث غسل رجلين
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وضو از ديدگاه فريقين تعليم وضو توسط جبرائيل
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي حديث ويل للاعقاب (2)
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي حديث ويل للاعقاب (1)
٣١١ ص
(٣٠٩)
وضو از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در بحث وضو، مسح و (2)
٣١٢ ص
(٣١٠)
وضو از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در بحث وضو، مسح و (1)
٣١٣ ص
(٣١١)
وضو از ديدگاه فريقين المسح علي الرجلين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (2)
٣١٤ ص
(٣١٢)
وضو از ديدگاه فريقين المسح علي الرجلين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (1)
٣١٥ ص
(٣١٣)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (3)
٣١٦ ص
(٣١٤)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (2)
٣١٧ ص
(٣١٥)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (1)
٣١٨ ص
(٣١٦)
وضو از ديدگاه فريقين مناقشات پيرامون آيه وضو
٣١٩ ص
(٣١٧)
وضو از ديدگاه فريقين قرائت سه گانه (ارجلكم) در آيه وضو (2)
٣٢٠ ص
(٣١٨)
وضو از ديدگاه فريقين قرائت سه گانه (ارجلكم) در آيه وضو (1)
٣٢١ ص
(٣١٩)
وضو از ديدگاه فريقين مسح يا غسل رجلين در قرآن
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
آشنايي با فقه مقارن ويژگيهاي مذاهب اربعه و رؤساي آنها
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذهب فقهي مالكي، شافعي و حنبلي
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذهب فقهي حنفي
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذاهب كلامي
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
آشنايي با فقه مقارن علل و پيدايش فرق اسلامي (2)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آشنايي با فقه مقارن علل و پيدايش فرق اسلامي (1)
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش و تطور فقه مقارن
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آشنايي با فقه مقارن اجتهاد در نزد شيعه و سني
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
آشنايي با فقه مقارن اسباب اختلاف فقهاء
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آشنايي با فقه مقارن تعريف فقه مقارن
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
بدعت از دیدگاه فریقین روش مناظره و معنای وحدت
٣٣٣ ص
(٣٣١)
بدعت از دیدگاه فریقین فتاوای علمای وهابی عامل اصلی جنایات
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
بدعت از دیدگاه فریقین شبکه های وهابی و پاسخ ما به شبهات آن ها
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
بدعت از دیدگاه فریقین وهابیت و تکفیر اهل سنت (1)
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
بدعت از دیدگاه فریقین وهابیت و تکفیر اهل سنت (2)
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
بدعت از دیدگاه فریقین مذمت تقلید و مشروعیت توسل
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
بدعت از دیدگاه فریقین مذاهب اربعه اهل سنت از دیدگاه وهابیت
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
بدعت از دیدگاه فریقین پاسخ به شبهات عزاداری (1)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
بدعت از دیدگاه فریقین پاسخ به شبهات عزاداری (2)
٣٤١ ص
(٣٣٩)
بدعت از دیدگاه فریقین زیارت اهل قبور از دیدگاه وهابیت و
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
بدعت از دیدگاه فریقین برگزاری مراسم میلاد از دیدگاه وهابیت و پاسخ به آن
٣٤٣ ص
(٣٤١)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایی از بدعت از دیدگاه وهابیت (1)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایی از بدعت از دیدگاه وهابیت (2)
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
بدعت از دیدگاه فریقین مجازات مبدعین از دیدگاه وهابیت
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (1)
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایي از توهین های شبکه های ماهواره ای وهابی
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (2)
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (3)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (4)
٣٥١ ص
(٣٤٩)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (5)
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (6)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (7)
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
بدعت از دیدگاه فریقین نقد ادلّه اهل سنت بر خلافت «ابوبكر»
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
بدعت از دیدگاه فریقین سابقه تکفیر و قتل در اسلام
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
بدعت از دیدگاه فریقین تشریح فهرست مبحث «بدعت»
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
بدعت از دیدگاه فریقین «بدعت» در لغت و اصطلاح
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
بدعت از دیدگاه فریقین سنت در اصطلاح فقهاء
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (1)
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
بدعت از دیدگاه فریقین شبهه ازدواج «ام کلثوم» با «عمربن خطاب»
٣٦١ ص
(٣٥٩)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (2)
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (3)
٣٦٣ ص
(٣٦١)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (4)
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
بدعت از دیدگاه فریقین بررسی روایات منتسب به امیرالمؤمنین در تأیید «نماز تراویح»
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (5)
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (6)
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت در فرهنگ وهابیت (2)
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (1)
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (2)
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
بدعت از دیدگاه فریقین دفع شبهه از شرک بودن توسل
٣٧١ ص
(٣٦٩)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در اصطلاح قرآن (2) – سنت در لسان معصومین
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بدعت از دیدگاه فریقین
٣٧٣ ص
(٣٧١)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت در فرهنگ وهابیت (1)
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در اصطلاح قرآن (1)
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در لغت و اصطلاح
٣٧٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص

خارج فقه مقارن - خارج فقه مقارن - الصفحة ٣٣٦ - بدعت از دیدگاه فریقین وهابیت و تکفیر اهل سنت (١)

بدعت از دیدگاه فریقین : وهابیت و تکفیر اهل سنت (١)

کد مطلب: ٦٩٨٣ تاریخ انتشار: ٢٢ مهر ١٣٩٣ - ١٧:٢٢ تعداد بازدید: ١١٣٧ خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین بدعت از دیدگاه فریقین : وهابیت و تکفیر اهل سنت (١)
جلسه دهم ١٣٩٣/٠٧/٢٢

 

Get the Flash Player to see this player. url=http://valiasr-aj.com/sound/moqaren/moqaren-٩٣٠٧٢٢.mp٣ width=٣٠٠ height=٨٠ loop=false play=false downloadable=false fullscreen=true displayNavigation=true displayDigits=true align=center playlistThumbs=false

دانلود فایل صوتی

بسم الله الرحمن الرحیم

درس فقه مقارن

استاد دکتر حسینی قزوینی

موضوع درس : بدعت از دیدگاه فریقین :وهابیت و تکفیر اهل سنت (١)             

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله

در جلسات گذشته بحث ما در رابطه با «بدعت» بود؛ و گفتیم که «وهابیت» به مجرد اینکه چیزی را مخالف عقیده خود ببینند،برچسب بدعت می زنند. وبه دنبال آن خروج از دین و فتوا به «قتل»و «تصرف اموال».

وهابیت قبل از«شیعه»،«اهل سنت» را متهم به «کفر» کرده اند

این موضوع «بدعت»،و اتهام زدن و «تکفیر»،از ناحیه وهابیت، فقط  مخصوص«شیعه» نیست؛ بلکه مطالبی در لابه لای کتابهایشان که پیدا می کنیم؛ می بینیم،این آقایان،قبل ازآنکه «شیعه» را متهم به«کفر»کنند؛ و فتوای قتلشان را صادر کنند؛«اهل سنت» را متهم به«کفر» و فتوا به قتلشان داده اند. این نکاتی را که من عرض می کنم،تقاضا دارم خوب دقت کنید.

چون شاید جزء آن بحثهای اساسی و ریشه ای ما باشد.

وهابیها به خون «اهل سنت» تشنه ترند تاخون «شیعه»

این مطالب اگر منتشر بشود در فضای سایبری،یا عزیزان با این شبکه های وهابی تماس بگیرند، و اینها را مطرح بکنند؛حداقل این که این «اهل سنت» متوجه بشوند که «وهابیت» نه تنها دوست آنها نیستند؛ بلکه دشمن سرسخت آنها هستند. همان گونه ای که به خون «شیعه» تشنه اند؛ به خون «اهل سنت» هم تشنه اند،بلکه تشنه تر هستند.

چون اینها احساس میکنند،اهل سنت جای آنها را بیش از شیعه تنگ کرده است. شیعه را «دشمن» خودشان میدانند. و از ناحیه شیعه هر آنچه که بیاید،به عنوان یک دشمن تلقی می کنند ولی از «اهل سنت» به عنوان «دوست» احساس خطر می کنند!

خطری که از ناحیه «دوست» بیاید، به مراتب نفوذش بیشتر هست تا از ناحیه یک «دشمن».

دشمنی که صراحتاً دشمنیش محرز است.

«شافعی» ها مرتد هستند!

این جمله را دقت کنید که «ابن تیمیه» به صراحت میگوید:

«فَمَنْ قَالَ: أَنَا شَافِعِيُّ الشَّرْعِ أَشْعَرِيُّ الِاعْتِقَادِ قُلْنَا لَهُ: هَذَا مِنْ الْأَضْدَادِ لَا بَلْ مِنْ الِارْتِدَادِ...»

اگر کسی بگوید من درگرایش فقه شافعی هستم ودر گرایش کلام اشعری، ما به او میگوئیم، این از مصادیق اضداد است بلکه ارتداد است.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج٤ ص ١٧٧

الآن در بین اهل سنت  این سه گرایش کلامی وجود دارد؛ اشعری،معتزلی، و ماتریدی. و شما اگر ملاحظه کنیدخواهید دیدکه عموم شافعی های کره زمین، بلکه در طول تاریخ، عمدتاً در گرایش کلامی «اشعری» هستند. نه کاری با «معتزله» دارند، نه کاری با «ماتریدیه» دارند.

«ابن تیمیه» که میگوید این از مصادیق «ضدّین» است؛ شرائط ضدین در اینجا نیست. مثل قضیه سواد وبیاض که اینها راتعبیر می کنند به ضدین؛ اینجا نیست. نه شافعی بودن و نه اشعری بودن، هیچکدام خاصیت «ضدین» را ندارند.

حنبلی ها گمراه هستند!

و نسبت به «حنبلی» ها میگوید:

«وَمَنْ قَالَ: أَنَا حَنْبَلِيٌّ فِي الْفُرُوعِ مُعْتَزِلِيٌّ فِي الْأُصُولِ قُلْنَا: قَدْ ضَلَلْت إذًا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ.»

واگر کسی بگوید من حنبلی هستم و معتزلی، میگوئیم که تو گمراه شده ای.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج٤ ص ١٧٧

این هم مال آقایان حنبلی ها .

«حنفی» ها یهود اهل سنت هستند!

نسبت به «حنفی» ها هم،من عرض خواهم کرد که وهابیها اصلاً حنفی ها را «یهود اهل سنت» میدانند! تعبیرشان اینست که:

«و إنّ یهود اهل السنة هم المقلّدون الجامدون وخاصّه بعض الأحناف»

یهود در میان اهل سنت کسانی هستند که مقلد یکی از ائمه چهارگانه هستند به خصوص بعضی از احناف.

نظرة عابرة اعتباریة/سیف الرحمن احمد/ ص ٥٨ انتشارات دارالحدیث مدینه منوره

همانطوری که شیعه ها را یهود امت اسلامی میدانند:

«ولقدصدق من قال: إن یهود هذه الأمة هم الشیعة»

یهود امت اسلامی همین شیعه ها هستند.

القول البلیغ فی التحذیر من جماعة التبلیغ/حمودبن عبدالله/ ص ٢٠

این مطالب اگر خوب منتشر بشود و در اختیار اهل سنت قرار بگیرد اینها متوجه بشوند به اینکه اگر چنانچه «وهابیت» مسلط بشوند؛ اول کاری که می کنند،فتوای قتل همه اهل سنت را صادر می کنند.

نکته بعدی اینست که «ابن تیمیه» در جای دیگر در منهاج السنه میگوید:

«وَأَصْلُ الْمَذْهَبِ إِنَّمَا ابْتَدَعَهُ زَنَادِقَةٌ مُنَافِقُونَ، مُرَادُهُمْ إِفْسَادُ دِينِ الْإِسْلَامِ»

اصلا این مذهب؛ مذهب حنفی و حنبلی و مالکی و شافعی؛ اینها را «زندیقها» و «منافقون» تأسیس کرده اند! ومرادشان فاسد کردن دین اسلام است.

منهاج السنه ج٦ ص ٣٠٣

اصلاً اصل مذاهب،که «شافعی» و«حنبلی» و«حنفی» و«مالکی» است؛ اینها همه توسط «زنادقه» و«منافقین» تأسیس شده اند! «زنادقه» هم یعنی «ملحد» و«بی دین».

گرایش کلامی خود «ابن تیمیه» چه بوده؟

در مورد گرایش خود «ابن تیمیه» عرض خواهم کرد که قبلاً حنبلی بوده،که بعضی از تابعین ابن تیمیه،مثل«ابن قیم جوزیه» می گوید:

«ابن تیمیه» اول تابع مذهب احمدبن حنبل بوده بعد متوجه شد فاسد است آمد بیرون!

این تعبیر را دقت کنید،می گوید:

«وَإِذَا كَانَ الرَّجُلُ مُتَّبِعًا لِأَبِي حَنِيفَةَ أَوْ مَالِكٍ أَوْ الشَّافِعِيِّ أَوْ أَحْمَد: وَرَأَى فِي بَعْضِ الْمَسَائِلِ أَنَّ مَذْهَبَ غَيْرِهِ أَقْوَى فَاتَّبَعَهُ كَانَ قَدْ أَحْسَنَ فِي ذَلِكَ وَلَمْ يَقْدَحْ ذَلِكَ فِي دِينِهِ.وَلَا عَدَالَتِهِ بِلَا نِزَاعٍ؛ بَلْ هَذَا أَوْلَى بِالْحَقِّ وَأَحَبُّ إلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ»

اگرشخصی تابع ابوحنیفه یا مالک ویا شافعی ویا احمد باشدو ببیند فتوای بعضی دیگر از مذاهب،قوی تر از مذهب متبوعش باشد،و از ان پیروی کند،کارخوبی کرده است. و یقیناً ضرری به دین وعدالتش نمی زند.بلکه این به حق سزاوارتر است و در پیش خداوند و رسولش محبوب تر است.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج ٢٢ ص ٢٤٨

شخصی،تابع «ابوحنیفه» است،می بیند که فتوای «مالک» قوی تر ازفتوای ابوحنیفه است، اگرمتابعت کرد از فتوای«مالک» خیلی کار خوبی کرده است.

فقط تنها مذهبی که نمی تواند برود و عمل کند مذهب «شیعه» است!

این کلام «ابن تیمیه» در حالی است که،«مالکی» ها عمل به مذهب «شافعی» را باطل میدانند. شافعی ها عمل به مذهب دیگران را باطل میدانند. و...

و حتی اینها فتوا داده اند براینکه،یک فردی که «شافعی» هست نمی تواند پشت سر «حنفی» نماز بخواند،اگر خواند،نمازش باطل است.»

تا این اندازه فتوا داده اند که یک «شافعی مذهب» پشت سر «حنفی مذهب» نماز بخواند نمازش باطل است. چون شرایط نمازی که در مذهب «مالک» هست،با دیگران متفاوت است،مثلاً مالکی ها معمولاً قائل به «تکتف» نیستند. و درنماز دستانشان را بغل میاندازند.

گرفتن «جزیه» از شافعی ها

بعضی از این آقایان پا را فراتر گذاشتند و صحبت از جزیه گرفتن کرده اند:

«ابن كثير» در شرح حال «محمد بن موسى بن عبد اللّه» حنفي، گفته است:

«لو كانت لي الولاية لأخذت من أصحاب الشافعي الجزية»

اگر من قدرت داشتم برتمام «شافعی» ها جزیه قرار میدادم!

البداية والنهاية: ج١٢ ص١٨٧،  لسان الميزان: ج٥ ص٤٠٢

گرفتن «جزیه» از حنبلی ها

«ذهبي» در كتاب «العبر» گفته است:

فقيه شافعي «ابوحامد محمد بن محمد بروي طوسي» صاحب تعليقه مشهور در موضوعات اختلافي،بسيار در شناخت مذهب اشعري متبحر بود، وارد بغداد شد و عليه حنابله فتنه‌اي به پا كرد،و گفته شده بروي گفته است:

«لو كان لي أمر لوضعت على الحنابلة الجزية»

اگر كار به دست من بود بر حنبلي‌ها جزيه وضع مي‌نمودم»

العبر في خبر من غبر: ج٣ ص٥٢،  شذرات الذهب: ج٤ ص٢٢٤

تمام پیروان ائمه چهارگانه اهل سنت،کافرهستند!

آنچه که مهم است این قسمت است که می گوید:

«كَمَنْ يَتَعَصَّبُ لِمَالِكِ أَوْ الشَّافِعِيِّ أَوْ أَحْمَد أَوْ أَبِي حَنِيفَةَ وَيَرَى أَنَّ قَوْلَ هَذَا الْمُعَيَّنِ هُوَ الصَّوَابُ دُونَ قَوْلِ الْإِمَامِ الَّذِي خَالَفَهُ فَمَنْ فَعَلَ هَذَا كَانَ جَاهِلًا ضَالًّا بَلْ قَدْ يَكُونُ كَافِرًا...»

اگرکسی نسبت به مالک یا شافعی یا احمد و یا ابوحنیفه تعصب داشته باشد، وفتوای یکی به خصوص را صحیح بداند؛ وفتوای امامی کهمخالفش هست را صحیح نداند،کسی اینچنین عقیده ای داشته باشد هم جاهل است هم گمراه است چه بسا کافر هم میشود.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج ٢٢ ص ٢٤٨و ٢٤٩

میگوید:اگر کسی نسبت به امام خودش تعصب داشته باشد؛ تعصب داشته باشد یعنی چه؟

یعنی،نظر وفتوای او را بر دیگری ترجیح دهد؛ که البته این عقیده همه اهل سنت است که «شافعی» است یقین دارد مذهب شافعی هو الصواب.

«مالکی» است یقین دارد مذهب ملکی هوالصواب.

اگر کسی اینچنین عقیده ای داشته باشد چه «شافعی» چه تابع «احمد» و «ابوحنیفه» و«مالک»؛ امام دیگران را حق نمی داند،قولش را ثواب نمی داند.

حکم کسی که «شافعی» است میگوید فقط تبعیت از شافعی حق است و تبعیت از«مالک» وغیره باطل است؛ چیست؟ می گوید:

«فَمَنْ فَعَلَ هَذَا كَانَ جَاهِلًا ضَالًّا بَلْ قَدْ يَكُونُ كَافِرًا...»

آقای ابن تیمیه، با این سخنش دیگری چیزی باقی نگذاشت! یعنی دیگر کل اتباع این چهار امام،شدند کافر!

در ادامه میگوید:

«فَإِنَّهُ مَتَى اعْتَقَدَ أَنَّهُ يَجِبُ عَلَى النَّاسِ اتِّبَاعُ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةِ دُونَ الْإِمَامِ الْآخَرِ فَإِنَّهُ يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ»

اگرکسی معتقدباشد که فقط تبعیت فلام امام مشخص از ائمه اربعه، بر مردم واجب است،نه امام دیگری، چنین شخصی واجب است که توبه داده شود اگر توبه نکرد باید کشته شود.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج ٢٢ ص ٢٤٩

این مهم است که میگوید: فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ... اگر توبه نکرد باید کشته شود! یعنی ایشان با این فتوا ،دیگر هیچ چیزی برای مسلمین باقی نگذاشته. یعنی کل مسلمانهای کره زمین بعد از آقای «ابن تیمیه»،در عصر حاضر می شوند واجب القتل!

«داعش» با فتوای «ابن تیمیه» مسلمین را قتل عام میکند!

این که این آقایان این همه داد میزنند،«تکفیر» چنین است! تکفیر چنان است!...

یا «آل شیخ» مفتی اعظم عربستان سعودی،میاید میگوید:

«داعش» خارج از اسلام هستند! اینها «خوارج» عصر هستند! اینها قتل مسلمانها را جایز میدانند! اینها خلاف قرآن هستند! خلاف سنت هستند!...

خب بفرمائید: اگر «داعش» امروز مسلمانهارا قتل عام میکند؛فتوای «ابن تیمیه» است.

اگر اموال مسلمانها را به عنوان غنائم جنگی تصرف میکنند؛ زن های مسلمان ها را به عنوان «کنیز»، چنین وچنان میکنند؛این دستور و فتوای«ابن تیمیه» است!

اینها معتقد هستند اگر بنا بود بعد از پیغمبر اسلام، پیغمبری بیاید؛ قطعا «ابن تیمیه» کاندید آن پیغمبری بود! یک روزی هم من فتوایشان را اینجا عرض کردم خدمت دوستان.

بعضی از مواقع درمورد یک مسئله فقهی،فقیهی فتوا میدهد به «وجوب»؛ مثل «تکتف»، یک فقیه دیگری فتوا میدهد به «ارسال»، این در حقیقت ترک واجب است. و وقتی ترک واجب کرد میشود «کافر» و قتلش واجب میشود!!

قبلا عرض کردیم اینها می گویند:

«فيمن ترك الصلاة كسلا، من غير جحودأن يستتاب، فإن تاب وإلا قتل كافرا.»

کسی که نماز را بخاطر کسل بودن نمیخواند بدون اینکه منکر اصل نماز باشد، باید توبه داده شود اگه توبه نکرد کافر شده و باید کشته شود.

الدررالسنیه فی الأجوبة النجدیه ج١٠ ص ٣٢٩

یا اینکه می گویند مجرد ترک نماز جماعت موجب قتل است:

«صلاة الجماعة وهی واجبة وجوب عين، فيقاتل تاركها »

نماز جماعت، واجب عینی است. هر کس شرکت نکند قتلش واجب است.

الدررالسنیه فی الأجوبة النجدیه ج١٠ ص ٣٢٨

مسلمانها باید از«داعشی»ها تشکر کنند!

آن روز عرض کردم خدمت دوستان، این آقایان «داعشی»ها خیلی آدمهای بارحمی هستند! خیلی!!

مسلمانها باید خدا را شکر کنند،چون اینها کسانیکه را که به «نمازجمعه» نمیروند به «بیست وپنج» ضربه «شلاق» تنبیه میکنند. ولی فتوای «ابن تیمیه» و«محمدبن عبدالوهاب» و دارو دسته اش میگوید،کسی در «نماز جماعت» حاضر نشود، واجب القتل است!

یا میگوید:

«في باب صلاة العيدين: وهي فرض كفاية، إن تركها أهل بلد يبلغون أربعين بلا عذر، قاتلهم الإمام كأذان»

 اگر اهل یک شهری که جمعیتش به «چهل نفر» میرسد، نماز «عیدفطر وعیدقربان» را که واجب کفایی است، بدون عذر ترک کنند،برحاکم شهر واجب است که تمام چهل نفر را بکشد.

لذا میگوید بعضی از اوقات تبعیت از یک فقیه،منجر میشود به ترک یک واجبی یا ارتکاب حرامی که در این صورت «واجب القتل» است. ولی اینجا می گوید:

«فَإِنَّهُ مَتَى اعْتَقَدَ أَنَّهُ يَجِبُ عَلَى النَّاسِ اتِّبَاعُ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةِ دُونَ الْإِمَامِ الْآخَرِ فَإِنَّهُ يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ»

هرکس عقیده داشته باشد که واجب است از یک امام تبعیت کنیم.نه دیگر ائمه واجب است توبه داده شود و اگر توبه نکرد قتلش واجب است.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج ٢٢ ص ٢٤٩

اگرشما الآن از این«اهل سنت»،درباره مذهبشان سؤال کنید،کسانیکه «حنفی» هستند، میگویند واجب است از«ابوحنیفه» تبعیت کنیم.

کسانی که «مالکی» هستند میگویند واجب است از «امام مالک» تبعیت کنیم.

یعنی این عقیده شایع بین «اهل سنت» است. این چیزی نیست که بگوئیم اهل سنت در آن «تساهل» دارند یا «تسامح» دارند. نه!

یعنی هیچ «حنفی» حاضر نیست به هیچ قیمتی به فتوای «مالک و احمد وشافعی» عمل کند.

شما اگر از شافعی ها بپرسد میگویند بر یک شافعی لازم است فقط از امام شافعی تبعیت کند نه از ائمه دیگر.

و دیگر تابعین ائمه اهل سنت همین جور هستند.

شما کتابهای فقهی آقایان را مراجعه کنید. ببینید نظرآقایان چی هست در اینجا؟

مهمترین کتب فقهی مذاهب مختلف اهل سنت

در فقه «حنفی»، کتاب «المبسوط» سرخسی را داریم، که در حقیقت مثل «جواهر» ما هست در فقه؛ خیلی مفصل آمده بحث کرده. فتاوای «ابوحنیفه» را می آورد ودیگر فتاوا را رد می کند.

یا کتاب «حاشیه ابن عابدین» که الآن جزء کتابهای درسی حوزه های علمیه اهل سنت است. یا این «فتاوا هندیه».

در فتاوای «حنبلی» ها شما «المغنی ابن قدامه» را می بینید که این کتاب هم مثل «جواهر» ما هست. و شاید مفصل تر از جواهر ما هم است.

در فتاوای «مالکی» ها، «المدونة الکبری» را داریم.

در «شافعی» ها کتاب «ام» شافعی، که در حقیقت در رابطه با مسائل آراء و فتاوای شافعی مفصل صحبت کرده است.

امام جماعت «حرمین شریفین» از چه مذهبی است؟

در «حرمین شریفین» تا کسی «وهابی» نباشد و معتقد به وهابیت نباشد،و معتقد به بطلان دیگر مذاهب نباشد، اجازه نمی دهند در «مسجدالحرام» امام جماعت بشود.

نه تنها حرمین شریفین، بلکه در مسجد روستاها هم، اجازه نمی دهند نماز بخواند.

اینها حتما باید نسبت به «وهابیت ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب» کاملاً معتقد و وفادار باشند.

پنج نماز جماعت جداگانه! در کنفرانس وحدت اسلامی!

این که گفتیم اینها فتوا داده اند براین که یک فردی که مثلا «شافعی» هست نمی تواند پشت سر «حنفی» نماز بخواند. و دیگر مذاهب هم به این شکل دارند؛ ما این را از نزدیک لمس کردیم.

در «کنفرانس وحدت» که در «تهران» برگزار شد. وقت «نمازمغرب» که شد دیدیم «شافعی» ها که از «کردستان» بودند، یک نماز جماعت برپا کردند! آقایانی که از «زاهدان» آمده بودند یک جماعت! «مصریها» یک جماعت.

«پنج نماز جماعت» بر پا شده بود و ما همانجا ثمره کنفرانس وحدت را دیدیم!

الآن در «مسجدین شریفین» بعضی از «اهل سنت» نماز جماعت که خواندند، نمازشان را اعاده می کنند.

البته خود «ابن تیمیه» هم فتوا داده است که:

«اگر کسی وارد مسجد شد دید یک امام جماعت ظالمی دارد نماز میخواند و این اگر آنجا نماز نخواند احساس خطر می کند؛ واجب است پشت سرش نماز بخواند و دوباره بعداً اعاده کند.»

من ندیدم فقهای اهل سنت فتوا داشته باشند که اگر کسی در «مسجدین شریفین» پشت سر این «وهابیها» نماز بخواند، باید نمازش را اعاده کند. من ندیدم شاید هم باشد.

آیا «وهابی» ها خود را «قسیم» چهار فرقه «اهل سنت» میدانند؟

بله کاملاً. نه تنها «قسیم»،بلکه بالاتر از این میدانند. میگویند اگر کسی معتقد به مذاهب دیگر باشد کافر است و واجب القتل است. این از «قسیم» هم بالاتر است. چهارفرقه اهل سنت را «عدو» می دانند برای خودشان!

شما مراجعه کنید کتاب «الدرر السنیه» زینی دحلان میگوید:

«وكانوا إذا أراد أحد أن يتبعهم على دينهم طوعا أو كرها يأمرونه بالإتيان بالشهادتين أولا ثم يقولون له اشهد على نفسك إنك كنت كافرا واشهد على والديك إنهما ماتا كافرين واشهد على فلان وفلان إنه كان كافرا ويسمون له جماعة من أكابر العلماء الماضين فإن شهدوا بذلك قبلوهم وإلا أمروا بقتلهم»

«محمدبن عبدالوهاب» وقتی در جزیرةالعرب ظاهر شد،فتوا داد که اگر کسی بخواهد وارد دین! محمدبن عبدالوهاب بشود، باید پنج تا «شهادت» به زبان بیاورد. شهادت به «وحدانیت خدا»، شهادت به «رسالت پیغمبر»، شهادت به «کفر خودش»، که قبلاً کافر بودم والآن که دارم وارد وهابیت میشوم مسلمان می شوم. شهادت به این که پدر ومادرم »کافر» از دنیا رفته اند. اگر شهادت داد قبولش میکردند وگرنه دستور قتلش را صادر میکردند.

الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه زینی دحلان ص٤٦

«زینی دحلان» مفتی مکه مکرمه بوده. یک عالم عادی اهل سنت نیست. یک شخصیت شناخته شده است. و این عقیده وهابیت است که ایشان میگوید.

تعبیرش اینست که: إذا أراد أحد أن يتبعهم على دينهم... واژه «دین» محمدین عبدالوهاب را به کار می برد. یعنی محمدبن عبدالوهاب دین جدیدی آورده است!

کتاب «داعیة ولیس نبیاً» خواندنی است

آقای «فرهان مالکی» کتابی دارد به نام «داعیة ولیس نبیاً». یعنی محمدبن عبدالوهاب یک دعوت گر بوده پیغمبر نبوده است. این را در رد وهابیت نوشته است.

ایشان از علمای بزرگ عربستان است. و شاگرد «محمدمالکی» است. که ازرهبران مالکی های عربستان سعودی بوده است.

این کتاب، خواندنی است و در «اینترنت» هم موجود است. ایشان خیلی آدم مؤدبی است.

ومؤدب حرف می زند وقتی از «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب» نام می برد،با عبارت «رحمه الله» یاد می کند. و البته در ذیل همین «رحمه الله» تمام حرفهای خودش را می زند.

البته ایشان با کمک همسرش کتابها را مینویسد. و کاملاً هم مستند ومستدل می نویسند.

علمای وهابی فتوای کفر ایشان را  صادر کرده اند. و طبیعی است کسی که بیاید اینگونه با حریت،حرفهای خودش را بزند، تخریبش میکنند.ایشان الآن در بین دانشجویان جایگاه خوبی دارد. و کوتاهی از ماست که نتوانستیم در بین دانشجویان حضور ونفوذ داشته باشیم.

سلام ما دانشجویان عربستان را به آقای «خامنه ای» ابلاغ کنید.

ماه مبارک رمضان سال ٨٤ یا ٨٥ مکه بودیم. شبها می رفتیم طبقه بالا. ده پانزده نفر از این دانشجویان دانشگاه «ام القری»  میآمدند دور هم جمع می شدیم و با هم بحث می کردیم.

خیلی هم علاقه به بحث داشتند. علاقه که نه! عشق به بحث داشتند.

یک شب یکی از این دانشجویان برگشت گفت:

شما ایرانیها افتخار کنید رهبرانی مثل «خمینی» دارید. که آمد گفت «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» به وجود همچین رهبرانی شما باید افتخار کنید.

ولی رهبران ما به نوکریشان برای «آمریکا» افتخار می کنند.

میگفت هر وقت رفتید خدمت آقای خامنه ای،سلام ما دانشجویان را به ایشان ابلاغ کنید.

ببینید امروز دانشجویانشان وتحصیل کرده هایشان، اگر کسی برود با اینها صحبت کند و یک مقدار اطلاع رسانی بکند، خیلی به سادگی قبول میکنند.

هدایتی در شب ولادت امیرالمؤمنین در مولد امیرالمؤمنین

 من «شب سیزده رجب» بود که مکه بودم. چیزی که از زمان بچه گی غبطه میخوردم به حال آنهایی که شب «سیزده رجب» کنار «بیت الله الحرام» هستند. و در کنار آن قسمت شکافته شده «کعبه» که «فاطمه بنت اسد» رفت داخل خانه خدا، را مشاهده می کنند.خداوند توفیق داد دو مرتبه روز «سیزده رجب»، مکه بودم.

یک روز در کنار رکن یمانی بودیم،داشتیم نگاه می کردیم. مردم هم آمده بودند نگاه می کردند و اشک می ریختند. یکی از این دانشجوهایی که مال دانشگاه «ام القری» بود آمد دست گذاشت روی شانه من گفت:

«ما هذه الخرافات التی تعتقدون بأنّ علیاً ولد فی جوفه الکعبه»

این خرافات چیست که شما معتقد هستید «علی» در درون کعبه متولدشده است.

دیدم خیلی آتش درونش تند است. گفتم: با هم برویم گوشه ای بنشینیم صحبت کنیم.

گفتم: «حاکم نیشابوری» را می شناسی؟

گفت: بله.

گفتم: مستدرک حاکم را دیده ای؟

گفت: بله.

گفتم: حاکم نیشابوری در مستدرک میگوید:

«فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة»

مستدرک حاکم نیشابوری ج٣ ص ٥٥٠  ح ٦٠٤٤

وقتی این را گفتم، آنهم با جلد وصفحه .از این رو به آن رو شد. منقلب شد. یک مقداری نگاه کرد به من و بعد یک مقداری بحثمان را ادامه دادیم ورفت.

جالب این است که فردا شب، ایشان آمد مرا پیدا کرد. گفت: من سه ساعت امروز رفتم کتابخانه، این «مستدرک» را زیر و رو کردم، ولی پیدا نکردم. این مطلب کجاست؟

می خواست مثلاً بگوید این دروغ است و تو به من دروغ گفتی.

گفتم: مستدرکی که من گفتم، چاپ «دارالکتب العلمیه» بیروت است، با تحقیق «دکتر مرعشلی» در شرح حال «حزام» این را آورده است.

گفتم: در همین نرم افزاری که من کنار «ام القری» گرفتم هم موجود است.

گفت: میشود با هم برویم هتل من از نرم افزار این را ببینم؟

ساعت تقریباً یک ونیم بعد نیمه شب بود ما رسیدیم هتل. من «کامپیوتر» داشتم آوردم لابی هتل، مطلب مستدرک را نشان دادم. سریع برداشت اینها را نوشت.

گفت: شما یک جمله ای هم گفتید دیشب، آن هم پیدا کنید آدرسش کجاست؟

گفتم: «بخاری» معتقد است بر اینکه،خلیفه اول «ابوبکر» است. دوم «عمر»، سوم «عثمان» چهارم «معاویه» و «علی» را جزء خلفا نمی شمارد. آدرسش هم کتاب «تاریخ صغیر» بخاری ص ١١٨ وص ٩٨ . این را هم سریع برداشت عبارتش را نوشت. چاپش را نوشت. محققش را نوشت.

بعد یک جمله ای گفت که خیلی برای من جالب بود. گفت: من تأسف می خورم که این همه تراث در کتابهای ما هست ولی ما از اینها بیخبر ماندیم.

جالب است که «ایمیل» و «شماره تلفن» ما را هم گرفت. که اگر سؤالی داشت بپرسد.

گفت: می شود الآن من یک زنگی بزنم، ببینم درست است یا نه ؟ زنگ زد، تلفن من زنگ خورد، خاطرجمع شد و رفت.

بعد از آن داستان، هر موقع که من می رفتم «مکه»، یک پیام به او می دادم، می آمد مرا پیدا می کرد دانشجوها را جمع می کرد و بعضی مواقع شش ساعت، هفت ساعت، با هم صحبت می کردیم.

این عشق وعلاقه، خدا پیغمبری، در بین جوانهای شیعه خودمان بنده ندیدم.

ولی اینها این قدر تشنه مطالب هستند، که البته مطالبی که ارائه می شود باید مستند و مستدل باشد.

یک مقداری کوتاهی از ماست. به قول شاعر که می گوید:

«آبادی بت خانه ز ویرانی ماست»

من عقیده ام براین است همان گونه ای که نیروهای ما، طلبه های ما، در این هشت سال جنگ تحمیلی، می رفتند «جبهه»، و آنجا «تبلیغ» می کردند. «موعظه» می کردند. «نصیحت» می کردند. اگر طلبه های ما در همان «جیش النصره» یا خود «داعش» نفوذ کنند، بروند تبلیغ کنند؛ قطعاً اثر دارد. من هیچ شبه ای ندارم.

من بر این عقیده هستم، تعداد زیادی از اینهایی که در «عراق» و«سوریه» می جنگند، جاهل هستند. اگر خوب به اینها اطلاع رسانی بشود، حتی از طریق «تلفن همراه»، و به جای اینکه بر سر اینها گلوله ببارانیم و اسلحه به رویشان بکشیم؛ بیائیم یک مطالبی را بنویسیم و از طریق یک «هلی کوپتر» بین اینها پخش کنیم، بردارند مطالعه کنند.

من عقیده ام این است وتجربه این «سی، چهل سال» که دارم اینست، که اگر به اینها اطلاع رسانی بشود، و خوب مطالب برای اینها روشن بشود، تأثیر فراوانی خواهد داشت.

البته یک عده ای هستند،که «لجوج» هستند. نبی مکرم هم از قبر بیاید بگوید حق چنین است زیر بار نمی روند. ولی اینها تعداد زیادشان اگر حقیقت برایشان روشن بشود، برمیگردند.

اینها آمده اند در «سوریه» و«عراق»، و تصورش اینست که جنگ با مردم آنجا، قربة الی الله است. کشتن طرف مقابل، تکلیف شرعی و واجب عینی است.

اگر ما این تفکر را از این ها بگیریم، قطعاً بلاشک در کارهای خودش تجدید نظر خواهد کرد.

والسلام علیکم ورحمة الله