خارج فقه مقارن - خارج فقه مقارن - الصفحة ٢٨٠ - اذان از ديدگاه فريقين آتش زدن احاديث توسط ابوبكر
اذان از ديدگاه فريقين: آتش زدن احاديث توسط ابوبكر
کد مطلب: ٦٧٠٧ تاریخ انتشار: ٢٩ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٧٤٥ خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه فريقين: آتش زدن احاديث توسط ابوبكرجلسه ١٧- ١٣٨٦/٠٨/٢٩
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ : ١٣٨٦/٠٨/٢٩
ابوبكر روايات پيامبر اكرم را جمع آوري كرده و مي سوزاند
عزيزان خواسته اند كه سند روايت سوزاندن احاديث در زمان ابو بكر را نقل كنيم. روايت اين است:
قالت عائشة جمع أبي الحديث عن رسول الله صلي الله عليه وسلم وكانت خمسمائة حديث فبات ليلته يتقلب كثيرا قالت فغمني فقلت أتتقلب لشكوي أو لشيء بلغك فلما أصبح قال أي بنية هلمي الأحاديث التي عندك فجئته بها فدعا بنار فحرقها
عايشه مي گويد: پدرم احاديثي از پيامبر صلي الله عليه و آله را جمع كرده بود كه به پانصد حديث رسيده بود تا اين كه شبي در بستر خود به فكر فرو رفته و خوابش نمي برد عايشه مي گويد من كه از اين موضوع ناراحت شده بودم گفتم آيا موضوعي باعث ناراحتي شما شده است؟ صبحگاهان پدرم مرا صدا زد و گفت: دختركم! بشتاب و احاديثي را كه را نزدت گذارده ام را بياور. من هم آوردم و او هم آتشي طلب كرد و آنها را آتش زد.
تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٥، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: ٧٤٨، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي.
روايات در اين باره متعدد وارد شده است كه ابوبكر اول كاري كه كرد احاديث مربوط به اهل بيت يا احاديثي كه اركان حكومت آنها را متزلزل مي كند، آتش زد تا در ميان مردم نباشد. اين يك دردي است و يك سؤالي است كه ما از اهل سنت داريم. براي چه احاديث را آتش زدند. اگر چنانچه بر فرض ابوبكري كه به عنوان خليفه است و به قول شما جزء اولين كساني است كه اسلام آورده و همه را مي شناسد، امكاناتش هم هست، بيايد به مردم اعلان كند كه فلان حديث صحيح است و فلان حديث صحيح نيست. فلاني ثقه و فلاني غير ثقه است. اين در حقيقت عذري است بدتر از گناه. مردم خودشان هم مي توانستند بررسي كنند.
اين كار ابوبكر عدالت صحابه را نيز زير سؤال مي برد... يا گفته اند كه ابو بكر عذر آورد كه مي ترسم سنت پيامبر با قرآن مخلوط شود. از اين آقايان سؤال مي كنيم وقتي كه در باره محل دفن پيامبر اختلاف كردند، مگر ابو بكر نگفت كه هر نبيي هر كجا از دنيا رفت همان جا دفن كنيد. حضرت زهرا سلام الله عليها هم وقتي آمد تقاضاي فدك كرد، مگر ابو بكر نگفت: من از پيامبر شنيدم «نحن معاشر الأنبياء لا نورث»؟ مگر ابو بكر نگفت: از پيامبر شنيدم كه «لو كان في أمتي محدثون لكان عمر»؟ (اگر در امت من كسي محدَّث (كسي كه مائكه با او سخن مي گويند) وجود داشته باشد آن كس عمر مي باشد) اين همه مطالبي كه از قول ابوبكر و عمر نقل كرده اند، چيست؟ چطور شد كه اينها با قرآن مخلوط نشد؟
روايتي دارند اهل سنت و تقريباً اگر نگوييم متواتر، قريب به تواتر است، به نام حديث اريكه. اين روايت از رواياتي است كه شايد كسي بررسي كند بيش از سي چهل سند براي آن پيدا كند.
پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم فرمود:
الا يوشِك رَجُلٌ ينثني شَبْعَاناً علي أَرِيكتِهِ يقول عَلَيكمْ بِالْقُرْآنِ فما وَجَدْتُمْ فيه من حَلاَلٍ فَأَحِلُّوهُ وما وَجَدْتُمْ فيه من حَرَامٍ فَحَرِّمُوهُ
به زودي شخصي شكم باره بر تخت خود تكيه مي زند و مي گويد: بر شما باد روي آوردن به قرآن كريم هر آنچه در آن حلال يافتيد حلال و هر آنچه حرام يافتيد حرام بدانيد.
مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج ٤، ص ١٣٠، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، الوفاة:٢٤١، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصر ـ مسند احمد بن حنبل، ج ٤، ص ١٣٢ ـ سنن الدارمي، عبد الله بن بهرام دارمي، ج ١، ص ١٤٤ ـ سنن ترمذي، ج ٤، ص ١٤٥ ـ السنن الكبري، بيهقي، ج ٩، ص ٣٣١ و ٣٣٢ ـ المعجم الكبير، طبراني، ج ٢٠، ص ٢٧٥ ـ الكفاية في علم الرواية، خطيب بغدادي، ص ٢٣ و...