خارج فقه مقارن - خارج فقه مقارن - الصفحة ١٧١ - نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (١)
نكاح متعه: پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (١)
کد مطلب: ٦٥٩٨ تاریخ انتشار: ١٢ آبان ١٣٨٨ تعداد بازدید: ٧١٣ خارج فقه مقارن » نكاح متعه نكاح متعه: پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (١)جلسه ٢٣ _تاریخ : ٨٨/٠٨/١٢
بسم الله الرحمن الرحيم
جلسه ٢٣ _تاریخ : ٨٨/٠٨/١٢
بحث ما در رابطه با متعه بود. تمام رواياتي را كه مربوط به ائمه (عليهم السلام) در اصل متعه و إباحه و حرمت متعه و سيره نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه (عليهم السلام) در متعه بود، خوانديم.
دو نكته فرعي كه در حقيقت نكته اساسي بود، بررسي كرديم: ١. ازدواج موقت با فاجرات و فاحشات ٢. ازدواج موقت با اهل كتاب. با توضيحاتي كه عرض شد، ظاهر قضيه اين است كه نظر ائمه (عليهم السلام) اين است: «با زنان فاجره معروفه غير پرچم دار و با زنان اهل كتاب، متعه كردن اشكالي ندارد».
نكته مهمي كه برخورديم، اين بود كه كسي كه زن حره دارد، آيا مي تواند با زنان اهل كتاب متعه كند يا خير؟ بعضي از فقهاء مانند حضرت آيت الله العظمي سيستاني و مرحوم حضرت آيت الله العظمي تبريزي (ره) و برخي از قدماء معتقد بودند كه اين كار اشكال شرعي دارد. عرض كرديم كه اگر روايات محمد بن سنان را حجت بدانيم، حمل بر كراهت مي شود و اگر حجت ندانيم، فرمايش حضرت آيت الله العظمي سيستاني تثبيت مي شود.
امروز مي خواهيم وارد اصل بحث شويم در رابطه با شبهات وهابيت در رابطه با متعه. با توجه به آنچه كه تا به حال ديديم، وهابيت در رابطه با متعه، مطالبي را دارند كه اين موارد را از ليدرها و نظريه پردازان وهابيت مي خوانيم و با توجه به منابع شيعه و اهل سنت نقد مي كنيم. وهابيت، حدود ٦٢ شبهه در رابطه با متعه دارند.
الف ) قرآن و سنت
١. محمد بن عبد الوهاب
ليس في الآية لفظ صريح يحلها فإنه قال: وَ أُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ(سوره نساء/آيه٢٤)» الآية، فقوله: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ(سوره نساء/آيه٢٤)» يتناول كل مدخول بها تعطي جميع الصداق، بخلاف المطلقة قبل الدخول و ليس لتخصيص الآية بالموقت معني، بل في المؤبد أولي، فلا بد من دلالتها عليه إما بالتخصيص و إما بالعموم، يدل عليه ذكره بعد نكاح الإماء، فدل علي أنه في كل نكاح الحرائر مطلقا : در اين آيهوَ أُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ» لفظ صريحي نداريم كه نشان گر حلال بودن متعه باشد و اين آيه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ»نشان مي دهد كه بايد مهريه زنان مدخول بها، پرداخت شود؛ برخلاف زني كه قبل از دخول، طلاق داده مي شود. اگر اين آيه را تخصيص بدهيم به متعه، معنايي ندارد. بلكه نسبت دادنش به عقد دائم، أولي است و ضروري است دلالت اين آيه بر عقد دائم؛ يا با تخصيص و يا با عموم آيه. دليل آن هم اين است كه بعد از نكاح أمه ـ كنيز ـ آمده است و دلالت مي كند كه اين آيه در رابطه با نكاح زنان آزاد و حرّه است، بدون قيد»
مجموع مؤلفات محمد بن عبد الوهاب، ج١١، ص١٧٣ ـ منهاج السنة لإبن تيمية، ج٤، ص١٨٦
خلاصه حرف اين دو نفر اين است: «در قرآن، آيه اي كه دلالت كند بر متعه، نداريم».
در روايات متعدد از اهل سنت آمده است كه منظور از اين آيه، متعه است. در صحيح مسلم(ج٤، ص١٣١) از جابر نقل شده است: «كنا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الأيام علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر حتي نهي عنه عمر» و بسياري از علماء وهابي هم تصريح كرده اند: «متعه، در صدر اسلام حلال بود و سپس نبي مكرم (صلي الله عليه و سلم) آن را حرام كرد». صحيح بخاري(ج٦، ص٢٣٠) هم صراحت دارد: «نهي رسول الله صلي الله عليه و سلم عن المتعة عام خيبر».
٢. عبد العلي فاروقي
في الحقيقة أنّ المتعة لم تجوّز في الاسلام مطلقا و قوله تعالي: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ ...» نزلت به مسائل المهر : به هيچ وجه در اسلام، متعه جائز نبوده است و اين آيه، در مورد مهريه نازل شده است»
تعارف مذهب شيعة لعبد العلي الفاروقي، ص١٤٥ـ١٤٧
٣. دهلوي
إنّ إستدلالهم بقوله تعالي: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ ...» و إنها نزلت في المتعة غلط محض و الروايات الواردة عن إبن مسعود و سائر الصحابة مفتراة و إن نقلت في بعض التفاسير الغير المعتبرة من اهل السنة، لأنّ هذا يخالف نظم القرآن و لا يقبل أيّ تفسير يخالف نظم القرآن و إن ورد عن الصحابي : استدلال شيعه به اين آيه كه در مورد متعه نازل شده است، غلط محض است و روايات وارد شده از إبن مسعود و ساير صحابه، إفتراء و دروغ است؛ اگر چه در بعضي از تفاسير غير معتبر اهل سنت نقل شده است. زيرا اگر اين آيه در مورد متعه باشد، نظم و سياق قرآن را به هم مي زند و هر تفسيري كه نظم و سياق قرآن را به هم بزند، قبول نيست، حتي اگر از صحابه وارد شده باشند»
پس خود اينها هم ثابت مي كنند كه در كتاب هاي خود، به صحابه دروغ بسته اند و «حكم الأمثال في ما يجوز و في ما لا يجوز سيّال». اين كه مي گويد «تفاسير غير معتبر»، ما اين تفاسير را مي آوريم تا ببينيم معتبر است يا غير معتبر. در مورد صحابه هم خودشان حرف هاي جالبي مي زنند و گاهي مي خواهند ابرو را درست كنند، مي زنند چشم را هم خراب مي كنند.
فاللّه تعالي بيّن أولاً المحرمات فقال: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ (سوره نساء/آيه٢٣)» ثم قال: وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ (سوره نساء/آيه٢٤)» أي يحلّ لكم سوي هذه المحرمات لكن بشرط أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ» أي تصرفوا الأموال للمهر و النفقة، فبطل بهذا الشرط تحليل الفروج و إعارتها، ثم قال: مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ» أي إحفظوا النساء و لا تجعلوها لعبة لقضاء الشهوة، فبطلت المتعة لإنّ المرأة لا تحتفظ فيها للرجل، فإنّها تدور علي الرجال في الأزمان المختلفة. ثم يقول: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ ...» أي لو قرّرتم المهر ثم استمتعتم بالدخول يجب عليكم تمام المهر و إلاّ نصفه : خداوند محرمات را بيان كرده است: ... سپس فرمود: وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ» يعني حلال شد براي شما غير از اين محرمات، به شرط اين كهأَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ» يعني مهريه و نفقه آنها را بدهيد و با اين شرط، باطل شد حلال كردن و عاريه دادن فروج و سپس فرمود: مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ» يعني از زنان محافظت كنيد و آنها را بازيچه شهوت قرار ندهيد. پس متعه باطل شد، چون در متعه، زنان قابل حفاظت و ايمن براي مردان نيستند و در هر زماني، نزد مردان متفاوتي هستند. سپس فرمود: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ ...»يعني اگر مهريه قرار داديد و به او دخول كرديد، پرداخت تمام مهريه به گردن شما واجب مي شود و اگر دخول نكرديد، نصف مهريه»
يكي از شبهاتي كه به شيعه دارند، اين است كه مي گويند: «شيعيان جائز مي دانند عاريه دادن فروج را و فروج را بر مردان حلال كردند. اگر مهمان آمد، شما مي توانيد زنان تان را در اختيار مهمان قرار بدهيد». روايتي را هم از تهذيب الأحكام نقل كرده اند بر اين كه: «مؤمن مي تواند كنيز خودش را براي برادر ديني اش تحليل كند». البته اين قضيه، اختصاص به شيعه ندارد و اين حكم اسلامي است و كسي كه كنيز دارد، مي تواند آن را ببخشد و در اختيار هر كسي قرار بدهد يا بفروشد و در اين صورت، هر گونه تصرفي براي مالك اول حرام و براي مالك دوم، اشكالي ندارد و از اين كار، تعبير به تحليل فروج يا عاريه دادن نمي كنند. اگر اين گونه باشد، در فتاواي فقهاي اهل سنت خوانديم كه ابوحنيفه گفت: «صاحب خانه مي تواند دختر خود را در اختيار مهمان خود قرار بدهد».
يكي بايد از ايشان سوال كند كه پرداخت تمام مهريه يا نصف مهريه را از كجا آورده است. اگر واقعا در نكاح دائم باشد، در اين آيه، دادن مهريه، مشروط به استمتاع است، شما هم استمتاع را به دخول تعبير كرديد. يعني هر زني كه به او دخول شد، پرداخت تمام مهريه اش واجب مي شود و نتيجه اش اين مي شود: «كل إمرأة غير مدخول بها ليس فيها مهر». پس اين كه مي گوييد، نصف مي شود، از خودتان گفته ايد و بر قرآن تحميل كرده ايد.
فإقتطاع هذه الآية عن الايات السابقة و حملها علي كلام جديد باطل في اللغة، لأنّ الفاء تمنع القطع و الإبتداء بكلام جديد، بل تربط ما بعد الكلام بما قبله: حرف فاء درفَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ»يك نوع تفريع بعد از فاء است به قبل از فاء. فاء، ممانعت مي كند از اين كه كلام، مستقل باشد، در حالي كه اين فاء، مرتبط مي كند قبلش را به بعدش»
تحفة إثنا عشرية للدهلوي، ص٥١٧
«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»