خارج فقه مقارن
(١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (36)
٤ ص
(٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (35) – محاجه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر (2)
٥ ص
(٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (34) – محاجه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر (1)
٦ ص
(٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (33) – مواردی از جهل «عمر بن خطاب» نسبت به احکام الهی!
٧ ص
(٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (32) – سرنوشت خمس در زمان خلافت ابوبکر (2)
٨ ص
(٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (31) – مراد از «ذوی القربی» در آیه خمس چه کسانی هستند!؟
٩ ص
(٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (30) – سرنوشت خمس در زمان خلافت ابوبکر (1)
١٠ ص
(٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (29) – جمع بندی نهایی از مسئله مکاتبات پیامبر برای دریافت خمس (2)
١١ ص
(٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (28) – جمع بندی نهایی از مسئله مکاتبات پیغمبر اکرم برای دریافت خمس!
١٢ ص
(١٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (27) – كارگزاران پیغمبر اکرم برای دریافت خمس!
١٣ ص
(١١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (26) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (10)
١٤ ص
(١٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (25) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (9)
١٥ ص
(١٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (24) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (8)
١٦ ص
(١٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (23) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (7)
١٧ ص
(١٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (22) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (6)
١٨ ص
(١٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (21) – روایاتی در منابع اهل سنت، در بیان دریافت خمس توسط امیرالمؤمنین
١٩ ص
(١٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (20) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (5)
٢٠ ص
(١٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (19) – نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (4)
٢١ ص
(١٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (18) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (3)
٢٢ ص
(٢٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (17) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (2)
٢٣ ص
(٢١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (16) –نامههای پیغمبر اکرم، به سران قبایل برای دریافت خمس (1)
٢٤ ص
(٢٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (15) – چرایی عدم وجود اخذ خمس در سیره پیامبر اکرم (2)
٢٥ ص
(٢٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (14) – چرایی عدم وجود اخذ خمس در سیره پیامبر اکرم
٢٦ ص
(٢٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (13) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (9)
٢٧ ص
(٢٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (12) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (8)
٢٨ ص
(٢٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (11) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (7)
٢٩ ص
(٢٧)
تبیین مسئله خمس در اسلام (10) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (6)
٣٠ ص
(٢٨)
تبیین مسئله خمس در اسلام (9) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (5)
٣١ ص
(٢٩)
تبیین مسئله خمس در اسلام (8) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (4)
٣٢ ص
(٣٠)
تبیین مسئله خمس در اسلام (7) – خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (3)
٣٣ ص
(٣١)
تبیین مسئله خمس در اسلام (6) – چند نکته مهم در باب رجال و درایه
٣٤ ص
(٣٢)
تبیین مسئله خمس در اسلام (5) - بیان چند نکته مهم رجالی!
٣٥ ص
(٣٣)
تبیین مسئله خمس در اسلام (4) - خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام) (2)
٣٦ ص
(٣٤)
تبیین مسئله خمس در اسلام (3) - خمس در روایات ائمه طاهرین (علیهم السلام)
٣٧ ص
(٣٥)
تبیین مسئله خمس در اسلام (2) - ضرورت استفاده از نرم افزارهای علوم اسلامی
٣٨ ص
(٣٦)
تبیین مسئله خمس در اسلام (1)- خمس در لغت و اصطلاح
٣٩ ص
(٣٧)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين كتابهايي كه در عصر ائمه ع نوشته شده است (6600 كتاب )
٤٠ ص
(٣٨)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين توصيه ائمه ع بر نوشتن احاديث و منابع آنها
٤١ ص
(٣٩)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين هدف از ممانعت نشر حقايق قرآني، نشر آيات و روايات ولايت بوده
٤٢ ص
(٤٠)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين ممانعت از نشر حقايق قراني توسط خليفه دوم
٤٣ ص
(٤١)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين ممانعت عثمان از نقل حديث و زنداني كردن عمر صحابه را به جرم
٤٤ ص
(٤٢)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين تهديد و برخورد خشن ابوبكر و عمر نسبت به ناقلين حديث
٤٥ ص
(٤٣)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين نهي و ممانعت از نقل احاديث نبوي توسط عمر
٤٦ ص
(٤٤)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين سوزاندن احاديث نبوي توسط ابوبكر و عمر
٤٧ ص
(٤٥)
=تاريخ حديث از ديدگاه فريقين مقايسه سنت در مكتب اهل بيت ع و مكتب سقيفه
٤٨ ص
(٤٦)
=اذان از ديدگاه فريقين بررسي جايگاه حي علي خير العمل در اذان
٤٩ ص
(٤٧)
=شهادت ثالثه در اذان شهادت ثالثه در اذان، از چه زماني شروع شد؟
٥٠ ص
(٤٨)
=اذان از ديدگاه فريقين مراد از تثويب چيست ؟
٥١ ص
(٤٩)
=اذان از ديدگاه فريقين معناي تثويب لغتا و اصطلاحا
٥٢ ص
(٥٠)
=اذان از ديدگاه فريقين تثويب در اذان
٥٣ ص
(٥١)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (8)
٥٤ ص
(٥٢)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (7)
٥٥ ص
(٥٣)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (6)
٥٦ ص
(٥٤)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (5)
٥٧ ص
(٥٥)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (4)
٥٨ ص
(٥٦)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (3)
٥٩ ص
(٥٧)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (2)
٦٠ ص
(٥٨)
=شهادت ثالثه در اذان حفظ شعائر ديني از ديدگاه اهل سنت (1)
٦١ ص
(٥٩)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (5)
٦٢ ص
(٦٠)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (4)
٦٣ ص
(٦١)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان "رعايت شعائر ديني" (3)
٦٤ ص
(٦٢)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان (2)
٦٥ ص
(٦٣)
=شهادت ثالثه در اذان ادله مشروعيت شهادت ثالثه در اذان (1)
٦٦ ص
(٦٤)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال مراجع تقليد شيعه (2)
٦٧ ص
(٦٥)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال مراجع تقليد شيعه (1)
٦٨ ص
(٦٦)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نقد كلام مرحوم خوئي ره" (3)
٦٩ ص
(٦٧)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نقد كلام مرحوم خوئي ره" (2)
٧٠ ص
(٦٨)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "نظر مرحوم آيت الله خوئي ره " (1)
٧١ ص
(٦٩)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "شيخ مفيد و كاشف الغطاء ره"
٧٢ ص
(٧٠)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "بررسي روايت شيخ صدوق ره" (2)
٧٣ ص
(٧١)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "بررسي روايت شيخ صدوق ره" (1)
٧٤ ص
(٧٢)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول مرحوم مقدس اردبيلي ره"
٧٥ ص
(٧٣)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول شيخ طوسي ره" (2)
٧٦ ص
(٧٤)
=شهادت ثالثه در اذان اقوال علماي شيعه "قول شيخ طوسي ره" (1)
٧٧ ص
(٧٥)
=وضو از ديدگاه فريقين خلاصه بحث هاي گذشته
٧٨ ص
(٧٦)
=وضو از ديدگاه فريقين ادله علماي اهل سنت در شستن دست و پا، و پاسخ از ادله آنها
٧٩ ص
(٧٧)
=وضو از ديدگاه فريقين اقوال فقهاي شيعه و سني در باب شستن دستها در وضو (2)
٨٠ ص
(٧٨)
=وضو از ديدگاه فريقين اقوال فقهاي شيعه و سني در باب شستن دستها در وضو (1)
٨١ ص
(٧٩)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (3)
٨٢ ص
(٨٠)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (2)
٨٣ ص
(٨١)
=وضو از ديدگاه فريقين شستن دست در وضو از ديدگاه شيعه و سني (1)
٨٤ ص
(٨٢)
=بدعت هاي عثمان قتل مسلمان به قصاص كشتن كافر
٨٥ ص
(٨٣)
=بدعت هاي عثمان مخالفت علي عليه السلام با حديث "عليكم بسنتي و "
٨٦ ص
(٨٤)
=بدعت هاي عثمان بررسي روايت «عليكم بسنتي و سنة الخلفاء من بعدي»
٨٧ ص
(٨٥)
=بدعت هاي عثمان موارد اختلاف عمر وابوبكر در مسائل ديني و كشوري
٨٨ ص
(٨٦)
=بدعت هاي عثمان اضافه كردن اذاني ديگر بر نماز جمعه
٨٩ ص
(٨٧)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (3)
٩٠ ص
(٨٨)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (2)
٩١ ص
(٨٩)
=بدعت هاي عثمان نماز مسافر از ديدگاه شيعه و سني (1)
٩٢ ص
(٩٠)
=وضو از ديدگاه فريقين اختلاف در وضو از زمان عثمان
٩٣ ص
(٩١)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از رواياتي كه ابن قدامه نقل كرده است
٩٤ ص
(٩٢)
=وضو از ديدگاه فريقين عمل به استحسان و قياس از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام
٩٥ ص
(٩٣)
=وضو از ديدگاه فريقين استحسان و قياس يكي از دلائل اهل سنت بر شستن سر و پا
٩٦ ص
(٩٤)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (4)
٩٧ ص
(٩٥)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (3)
٩٨ ص
(٩٦)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (2)
٩٩ ص
(٩٧)
=وضو از ديدگاه فريقين پاسخ از برداشت غلط از روايت "ويل للاعقاب " (1)
١٠٠ ص
(٩٨)
=وضو از ديدگاه فريقين تصريح برخي از روايات اهل سنت در مسح سر و پا (2)
١٠١ ص
(٩٩)
=وضو از ديدگاه فريقين تصريح برخي از روايات اهل سنت در مسح سر و پا (1)
١٠٢ ص
(١٠٠)
=وضو از ديدگاه فريقين برخي از علماي اهل سنت كه قائل به مسح در وضو هستند
١٠٣ ص
(١٠١)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي ابن عباس در كتب اهل سنت و تحريف روايات از طرف برخي
١٠٤ ص
(١٠٢)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت و تحريف آنها
١٠٥ ص
(١٠٣)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت (2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي اميرالمومنين ع در كتب اهل سنت (1)
١٠٧ ص
(١٠٥)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي نبي اكرم ص در كتب اهل سنت (2)
١٠٨ ص
(١٠٦)
=وضو از ديدگاه فريقين وضوي نبي اكرم ص در كتب اهل سنت (1)
١٠٩ ص
(١٠٧)
«غَسل» یا «مَسح» پاها، در وضو
١١٠ ص
(١٠٨)
=وضو از ديدگاه فريقين علماي اهل سنت تقليد از خودشان را جايز نمي دانند
١١١ ص
(١٠٩)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو در روايات اهل سنت
١١٢ ص
(١١٠)
=وضو از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت در باب وضو
١١٣ ص
(١١١)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو از ديدگاه قرآن
١١٤ ص
(١١٢)
«غَسل» یا «مَسح» پاها، در وضو
١١٥ ص
(١١٣)
=وضو از ديدگاه فريقين نقل روايت آلوسي در باب وضو و پاسخ از آن
١١٦ ص
(١١٤)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو ار ديدگاه ائمه عليهم السلام (2)
١١٧ ص
(١١٥)
=وضو از ديدگاه فريقين وضو ار ديدگاه ائمه عليهم السلام (1)
١١٨ ص
(١١٦)
نماز تراويح تلخيص نماز تراويح (2)
١١٩ ص
(١١٧)
نماز تراويح تلخيص نماز تراويح (1)
١٢٠ ص
(١١٨)
نماز تراويح تشكيك علماي اهل سنت در تعداد ركعات نماز تراويح
١٢١ ص
(١١٩)
=نماز تراويح نقد روايات وارده از علي ع در تأييد نماز تراويح
١٢٢ ص
(١٢٠)
=نماز تراويح صحت نداشتن حديث (عليكم بسنتي و سنه الخلفاء الراشدون )
١٢٣ ص
(١٢١)
=نماز تراويح اعتراف عمر به بدعت بودن نماز تراويح و توجيه علماي اهل سنت
١٢٤ ص
(١٢٢)
=نماز تراويح مختصري از اقوال علماي شيعه در نماز تراويح
١٢٥ ص
(١٢٣)
=نماز تراويح روايات ائمه عليهم السلام در رابطه با بدعت
١٢٦ ص
(١٢٤)
=نماز تراويح تقسيم بدعت به حسنه و سيئه در نزد اهل سنت
١٢٧ ص
(١٢٥)
=نماز تراويح نماز تراويح از ديدگاه فقهاي اهل سنت (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
=نماز تراويح نماز تراويح از ديدگاه فقهاي اهل سنت (1)
١٢٩ ص
(١٢٧)
=نماز تراويح نماز تراويح در صحيح مسلم و بخاري
١٣٠ ص
(١٢٨)
=نماز تراويح مناقشه در روايات اهل سنت
١٣١ ص
(١٢٩)
=نماز تراويح نماز تراويح در روايات اهل سنت
١٣٢ ص
(١٣٠)
=نماز تراويح تراويح در روايات ائمه عليهم السلام (2)
١٣٣ ص
(١٣١)
=نماز تراويح تراويح در روايات ائمه عليهم السلام (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
=نماز تراويح علت نامگذاري تراويح
١٣٥ ص
(١٣٣)
=نماز تراويح تلخيص ابتدايي از نماز تراويح
١٣٦ ص
(١٣٤)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (3)
١٣٧ ص
(١٣٥)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (2)
١٣٨ ص
(١٣٦)
=متعه الحج تلخيص بحثهاي گذشته (1)
١٣٩ ص
(١٣٧)
=متعه الحج تعداد عمره هايي كه رسول خدا ص انجام داده
١٤٠ ص
(١٣٨)
=متعه الحج مخالفت صحابه با عمر در تحريم متعه الحج
١٤١ ص
(١٣٩)
=متعه الحج متعه الحج از ديدگاه صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
=متعه الحج متعه الحج در كتب شيعه
١٤٣ ص
(١٤١)
=متعه الحج امر رسول خدا ص از خروج از احرام مولوي است يا ارشادي؟
١٤٤ ص
(١٤٢)
=متعه الحج غضب رسول خدا ص و نفرين عايشه
١٤٥ ص
(١٤٣)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه ائمه عليهم السلام (2)
١٤٦ ص
(١٤٤)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه ائمه عليهم السلام (1)
١٤٧ ص
(١٤٥)
متعه الحج متعه الحج از ديدگاه قرآن
١٤٨ ص
(١٤٦)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (4)
١٤٩ ص
(١٤٧)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (3)
١٥٠ ص
(١٤٨)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (2)
١٥١ ص
(١٤٩)
نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (ازدواج وناسه)
١٥٣ ص
(١٥١)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (ازدواج دوستانه)
١٥٤ ص
(١٥٢)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح مسيار) (2)
١٥٥ ص
(١٥٣)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح مسيار) (1)
١٥٦ ص
(١٥٤)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (نكاح به نيت طلاق)
١٥٧ ص
(١٥٥)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (خروج از حصر محلل)
١٥٨ ص
(١٥٦)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (متعه و شكل گيري خانوادگي)
١٥٩ ص
(١٥٧)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (7)
١٦٠ ص
(١٥٨)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (6)
١٦١ ص
(١٥٩)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (5)
١٦٢ ص
(١٦٠)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (4)
١٦٣ ص
(١٦١)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (3)
١٦٤ ص
(١٦٢)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (2)
١٦٥ ص
(١٦٣)
نكاح متعه پاسخ به شبهات متعه (بحث روايي) (1)
١٦٦ ص
(١٦٤)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (5)
١٦٧ ص
(١٦٥)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (4)
١٦٨ ص
(١٦٦)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (3)
١٦٩ ص
(١٦٧)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (2)
١٧٠ ص
(١٦٨)
نكاح متعه پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (1)
١٧١ ص
(١٦٩)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب در روايات ائمه عليهم السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب از ديدگاه علماي شيعه
١٧٣ ص
(١٧١)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب از ديدگاه مراجع تقليد
١٧٤ ص
(١٧٢)
نكاح متعه متعه با اهل كتاب
١٧٥ ص
(١٧٣)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (3)
١٧٦ ص
(١٧٤)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (2)
١٧٧ ص
(١٧٥)
نكاح متعه متعه با زنان فاحشه و فاجره (1)
١٧٨ ص
(١٧٦)
نكاح متعه محدود و نامحدود بودن تعداد متعه از ديدگاه تشيع (2)
١٧٩ ص
(١٧٧)
نكاح متعه محدود و نامحدود بودن تعداد متعه از ديدگاه تشيع (1)
١٨٠ ص
(١٧٨)
نكاح متعه متعه از ديدگاه ائمه عليهم السلام در كتب اهل سنت (2)
١٨١ ص
(١٧٩)
نكاح متعه متعه از ديدگاه ائمه عليهم السلام در كتب اهل سنت (1)
١٨٢ ص
(١٨٠)
نكاح متعه سيره صحابه و دستور رسول خدا ص به متعه زنان
١٨٣ ص
(١٨١)
نكاح متعه روايات و سيره عملي ائمه عليهم السلام در موضوع متعه (2)
١٨٤ ص
(١٨٢)
نكاح متعه روايات و سيره عملي ائمه عليهم السلام در موضوع متعه (1)
١٨٥ ص
(١٨٣)
نكاح متعه بررسي روايات متعه متنا و سندا از كتب شيعه (2)
١٨٦ ص
(١٨٤)
نكاح متعه بررسي روايات متعه متنا و سندا از كتب شيعه (1)
١٨٧ ص
(١٨٥)
نكاح متعه روايت حميري از قرب الاسناد در موضوع متعه
١٨٨ ص
(١٨٦)
نكاح متعه مناظره امام صادق ع با ابوحنيفه در موضوع متعه
١٨٩ ص
(١٨٧)
نكاح متعه بحث سندي در روايات متعه (ابو بصير اسدي)
١٩٠ ص
(١٨٨)
نكاح متعه اقوال ائمه عليهم السلام در نكاح متعه
١٩١ ص
(١٨٩)
نكاح متعه كلياتي در موضوع متعه (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
نكاح متعه كلياتي در موضوع متعه (1)
١٩٣ ص
(١٩١)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
=الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (3)
١٩٥ ص
(١٩٣)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (2)
١٩٦ ص
(١٩٤)
= الجمع بين الصلاتين بررسي اقوال علماي شيعه (1)
١٩٧ ص
(١٩٥)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (3)
١٩٨ ص
(١٩٦)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (2)
١٩٩ ص
(١٩٧)
= الجمع بين الصلاتين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (1)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
=الجمع بين الصلاتين بررسي روايات اهل سنت (2)
٢٠١ ص
(١٩٩)
= الجمع بين الصلاتين بررسي روايات اهل سنت (1)
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء ع و پاسخ از شبهات وارده (7)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء ع و پاسخ از شبهات وارده (6)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين تبرك جستن بر خاك قبر رسول خدا ص
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (5)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (3)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (2)
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين جواز سجده بر تربت سيد الشهداء عليه السلام (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت در مايسجد عليه
٢١١ ص
(٢٠٩)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين نهي رسول خدا ص از سجده بر عمامه
٢١٢ ص
(٢١٠)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده در عصر نبوت
٢١٣ ص
(٢١١)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين آراء علماي اهل سنت در باب مايسجد عليه
٢١٤ ص
(٢١٢)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين بررسي اقوال علماي فريقين
٢١٥ ص
(٢١٣)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده بر مهر از ديدگاه اهل بيت ع (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين سجده بر مهر از ديدگاه اهل بيت ع (1)
٢١٧ ص
(٢١٥)
= سجده بر مهر از ديدگاه فريقين پاسخ از شبهات وارده
٢١٨ ص
(٢١٦)
=التامين في الصلاه خلاصه اي از بحثهاي گذشته
٢١٩ ص
(٢١٧)
= التامين في الصلاه روايت سنن ابي داود در مورد آمين گفتن در نماز (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
= التامين في الصلاه روايت سنن ابي داود در مورد آمين گفتن در نماز (1)
٢٢١ ص
(٢١٩)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (5)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (4)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (3)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (2)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
= التامين في الصلاه بررسي صدق و كذب روايات ابوهريره (1)
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
= التامين في الصلاه بررسي روايات ابوهريره و برخورد صحابه با ايشان
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
= التامين في الصلاه بررسي رواياتي كه از طرف ابوهريره و ديگر صحابه وارد شده
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
= التامين في الصلاه روايت ابوهريره يكي از ادله اهل سنت بر جواز (2)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
= التامين في الصلاه روايت ابوهريره يكي از ادله اهل سنت بر جواز (1)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (3)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (2)
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
= التامين في الصلاه آراء و اقوال علماي شيعه در گفتن آمين در نماز (1)
٢٣٣ ص
(٢٣١)
= التامين في الصلاه روايت جميل بن دراج در گفتن آمين در نماز
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
= التامين في الصلاه اقوال علماي اهل سنت در گفتن آمين در نماز
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
=اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (10)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (9)
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (8)
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (7)
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (6)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (5)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (4)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (3)
٢٤٣ ص
(٢٤١)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (2)
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
= اذان از ديدگاه فريقين آراء و اقوال علماي شيعه در شهادت ثالثه (1)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
= اذان از ديدگاه فريقين روايت شيخ صدوق ره در شهادت ثالثه و جواب از آن (2)
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
=اذان از ديدگاه فريقين روايت شيخ صدوق ره در شهادت ثالثه و جواب از آن (1)
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
اذان از ديدگاه فريقين مودت در آيات و روايات
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
اذان از ديدگاه فريقين مراد از مودت در آيه مودت چيست؟
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (3)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (2)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
اذان از ديدگاه فريقين شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (1)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
اذان از ديدگاه فريقين بررسي معناي (ولي) در آيه ولايت از ديدگاه فريقين
٢٥٣ ص
(٢٥١)
اذان از ديدگاه فريقين مناقشه علماي وهابي و اهل سنت در آيه ولايت
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات ولايت علي علیه السلام با آيه ولايت (مائده 55) (2)
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات ولايت علي علیه السلام با آيه ولايت (مائده 55) (1)
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
اذان از ديدگاه فريقين اثبات شهادت ثالثه از كتب شيعه و سني
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث چهارم شهادت ثالثه در اذان (اشهد ان عليا ولي الله)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
اذان از ديدگاه فريقين فلسفه اذان از ديدگاه ائمه عليهم السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
اذان از ديدگاه فريقين انگيزه خليفه دوم از حذف (حي علي خير العمل) از اذان
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
اذان از ديدگاه فريقين جعل روايت براي اذان گفتن بلال در زمان عمر
٢٦١ ص
(٢٥٩)
اذان از ديدگاه فريقين انگيزه حذف (حي علي خير العمل) از اذان
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
اذان از ديدگاه فريقين اجماع اهل بيت ع بر گفتن حي علي خير العمل
٢٦٣ ص
(٢٦١)
اذان از ديدگاه فريقين سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (2)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
اذان از ديدگاه فريقين سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (1)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
اذان از ديدگاه فريقين سيره ائمه (ع) در گفتن حي علي خير العمل
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
اذان از ديدگاه فريقين وجود و نسخ (حي علي خير العمل) در اذان
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث سوم جايگاه (حي علي خير العمل) در اذان
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
اذان از ديدگاه فريقين معناي بدعت از ديدگاه شيعه و سني
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
اذان از ديدگاه فريقين نمونه هايي از بدعت، در نزد اهل سنت
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
اذان از ديدگاه فريقين تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (2)
٢٧١ ص
(٢٦٩)
اذان از ديدگاه فريقين تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (1)
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (3)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (2)
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
اذان از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در مورد تثويب و نقد آنها (1)
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
اذان از ديدگاه فريقين روايات شيعه در مورد تثويب
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
اذان از ديدگاه فريقين روايات مجوزه تثويب، توجيه و تأويل آنها
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث دوم تثويب در اذان (الصلوه خير من النوم)
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
اذان از ديدگاه فريقين بررسي تناقضات موجود در روايات تشريع اذان
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
اذان از ديدگاه فريقين آتش زدن احاديث توسط ابوبكر
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (5)
٢٨١ ص
(٢٧٩)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (4)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (3)
٢٨٣ ص
(٢٨١)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (2)
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
اذان از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (1)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
اذان از ديدگاه فريقين تشريع اذان از ديدگاه مذاهب اربعه اهل سنت (2)
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
اذان از ديدگاه فريقين تشريع اذان از ديدگاه مذاهب اربعه اهل سنت (1)
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
اذان از ديدگاه فريقين چگونگي تشريع اذان در كتب فقهي اهل سنت
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اذان از ديدگاه فريقين نقش وحي در تشريع اذان و انكار ابن كثير
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
اذان از ديدگاه فريقين روايت صحيح بخاري در چگونگي تشريع اذان
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
اذان از ديدگاه فريقين دسته بندي روايات اهل سنت در تشريع اذان
٢٩١ ص
(٢٨٩)
اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه اهل سنت (2)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه اهل سنت (1)
٢٩٣ ص
(٢٩١)
اذان از ديدگاه فريقين نحوه تشريع اذان از ديدگاه شيعه
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
اذان از ديدگاه فريقين ثواب اذان در روايات ائمه عليهم السلام
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
اذان از ديدگاه فريقين مبحث اول - اذان از ديدگاه فريقين
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
وضو از ديدگاه فريقين بدعتها و عوامل قتل عثمان (2)
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
وضو از ديدگاه فريقين بدعتها و عوامل قتل عثمان (1)
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
وضو از ديدگاه فريقين نقد روايات اهل سنت در غسل رجلين
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
وضو از ديدگاه فريقين اولين مورد اختلاف در وضو
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (3)
٣٠١ ص
(٢٩٩)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (2)
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
وضو از ديدگاه فريقين صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (1)
٣٠٣ ص
(٣٠١)
وضو از ديدگاه فريقين علت عدم اقتداء اهل سنت به امام جماعت شيعه
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
وضو از ديدگاه فريقين روايات مسح پيامبر ص از طريق اميرالمؤمنين ع (2)
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
وضو از ديدگاه فريقين روايات مسح پيامبر ص از طريق اميرالمؤمنين ع (1)
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي روايات اهل سنت مبني بر مسح رجلين
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
وضو از ديدگاه فريقين نقد نظرات (عيني) در بحث غسل رجلين
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وضو از ديدگاه فريقين تعليم وضو توسط جبرائيل
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي حديث ويل للاعقاب (2)
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وضو از ديدگاه فريقين بررسي حديث ويل للاعقاب (1)
٣١١ ص
(٣٠٩)
وضو از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در بحث وضو، مسح و (2)
٣١٢ ص
(٣١٠)
وضو از ديدگاه فريقين روايات اهل سنت در بحث وضو، مسح و (1)
٣١٣ ص
(٣١١)
وضو از ديدگاه فريقين المسح علي الرجلين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (2)
٣١٤ ص
(٣١٢)
وضو از ديدگاه فريقين المسح علي الرجلين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (1)
٣١٥ ص
(٣١٣)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (3)
٣١٦ ص
(٣١٤)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (2)
٣١٧ ص
(٣١٥)
وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (1)
٣١٨ ص
(٣١٦)
وضو از ديدگاه فريقين مناقشات پيرامون آيه وضو
٣١٩ ص
(٣١٧)
وضو از ديدگاه فريقين قرائت سه گانه (ارجلكم) در آيه وضو (2)
٣٢٠ ص
(٣١٨)
وضو از ديدگاه فريقين قرائت سه گانه (ارجلكم) در آيه وضو (1)
٣٢١ ص
(٣١٩)
وضو از ديدگاه فريقين مسح يا غسل رجلين در قرآن
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
آشنايي با فقه مقارن ويژگيهاي مذاهب اربعه و رؤساي آنها
٣٢٣ ص
(٣٢١)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذهب فقهي مالكي، شافعي و حنبلي
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذهب فقهي حنفي
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش مذاهب كلامي
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
آشنايي با فقه مقارن علل و پيدايش فرق اسلامي (2)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
آشنايي با فقه مقارن علل و پيدايش فرق اسلامي (1)
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
آشنايي با فقه مقارن پيدايش و تطور فقه مقارن
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
آشنايي با فقه مقارن اجتهاد در نزد شيعه و سني
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
آشنايي با فقه مقارن اسباب اختلاف فقهاء
٣٣١ ص
(٣٢٩)
آشنايي با فقه مقارن تعريف فقه مقارن
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
بدعت از دیدگاه فریقین روش مناظره و معنای وحدت
٣٣٣ ص
(٣٣١)
بدعت از دیدگاه فریقین فتاوای علمای وهابی عامل اصلی جنایات
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
بدعت از دیدگاه فریقین شبکه های وهابی و پاسخ ما به شبهات آن ها
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
بدعت از دیدگاه فریقین وهابیت و تکفیر اهل سنت (1)
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
بدعت از دیدگاه فریقین وهابیت و تکفیر اهل سنت (2)
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
بدعت از دیدگاه فریقین مذمت تقلید و مشروعیت توسل
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
بدعت از دیدگاه فریقین مذاهب اربعه اهل سنت از دیدگاه وهابیت
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
بدعت از دیدگاه فریقین پاسخ به شبهات عزاداری (1)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
بدعت از دیدگاه فریقین پاسخ به شبهات عزاداری (2)
٣٤١ ص
(٣٣٩)
بدعت از دیدگاه فریقین زیارت اهل قبور از دیدگاه وهابیت و
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
بدعت از دیدگاه فریقین برگزاری مراسم میلاد از دیدگاه وهابیت و پاسخ به آن
٣٤٣ ص
(٣٤١)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایی از بدعت از دیدگاه وهابیت (1)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایی از بدعت از دیدگاه وهابیت (2)
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
بدعت از دیدگاه فریقین مجازات مبدعین از دیدگاه وهابیت
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (1)
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
بدعت از دیدگاه فریقین نمونه هایي از توهین های شبکه های ماهواره ای وهابی
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (2)
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (3)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (4)
٣٥١ ص
(٣٤٩)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (5)
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (6)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
بدعت از دیدگاه فریقین ریشه های تکفیر مسلمین (7)
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
بدعت از دیدگاه فریقین نقد ادلّه اهل سنت بر خلافت «ابوبكر»
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
بدعت از دیدگاه فریقین سابقه تکفیر و قتل در اسلام
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
بدعت از دیدگاه فریقین تشریح فهرست مبحث «بدعت»
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
بدعت از دیدگاه فریقین «بدعت» در لغت و اصطلاح
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
بدعت از دیدگاه فریقین سنت در اصطلاح فقهاء
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (1)
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
بدعت از دیدگاه فریقین شبهه ازدواج «ام کلثوم» با «عمربن خطاب»
٣٦١ ص
(٣٥٩)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (2)
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (3)
٣٦٣ ص
(٣٦١)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (4)
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
بدعت از دیدگاه فریقین بررسی روایات منتسب به امیرالمؤمنین در تأیید «نماز تراویح»
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (5)
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
بدعت از دیدگاه فریقین نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت» (6)
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت در فرهنگ وهابیت (2)
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (1)
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (2)
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
بدعت از دیدگاه فریقین دفع شبهه از شرک بودن توسل
٣٧١ ص
(٣٦٩)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در اصطلاح قرآن (2) – سنت در لسان معصومین
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بدعت از دیدگاه فریقین
٣٧٣ ص
(٣٧١)
بدعت از دیدگاه فریقین بدعت در فرهنگ وهابیت (1)
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در اصطلاح قرآن (1)
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
بدعت از دیدگاه فریقین «سنّت» در لغت و اصطلاح
٣٧٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص

خارج فقه مقارن - خارج فقه مقارن - الصفحة ٣١٦ - وضو از ديدگاه فريقين اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (٣)

وضو از ديدگاه فريقين: اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (٣)

کد مطلب: ٦٧٤٣ تاریخ انتشار: ٠٩ آبان ١٣٨٥ تعداد بازدید: ٦١٥ خارج فقه مقارن » وضو از ديدگاه فريقين وضو از ديدگاه فريقين: اقوال علماي اهل سنت در بحث وضو (٣)
جلسه هفدهم ١٣٨٥/٠٨/٠٩

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ١٣٨٥/٠٨/٠٩

اما نكته سوم ايشان كه خيلي دور از تعقل يك روحاني و آخوند و فقيه است؛ آن هم فقيهي مثل ابن قدامه، اين است كه مي گويد:

( والثالث) انهما معرضتان للخبث لكونهما يوطأ بهما علي الأرض بخلاف الرأس.

كله انسان با زمين تماس ندارد و معمولا آلوده هم نيست و لذا شارع مقدس به مسح اكتفا كرده است؛ ولي در رِجل چون با زمين در تماس است و غالبا آلوده است، شارع مقدس غسل را واجب كرده است.

اين جا ما جواب مي دهيم كه اين قضيه رجلين كه اگر با زمين هم تماس دارد، اولا اين قياس عقلي است و احكام الهي با قياس تنظيم نمي شود. اگر در واقع نظر شارع مقدس هم همين بود كه به نظر شما هست و شما فتوي داده ايد، اگر كسي نجاستي و يا آلودگي در پا دارد، همه فقها فتوي داده اند كه بايد نجاست را يا خبائث را از پا برطرف كند و بعد از آن شروع كند به وضو گرفتن. به تعبير آقاي سبحاني كه مي فرمايد:

وافسد منه هو وجه الثالث فإنّ كون الرجلين مترضتين للخبث لا يقتضي تعين الغسل، فإنّ القائل بالمسح يقول بأنّه يجب أن تكون الرجل طاهرة من الخبث ثمّ تمسح.

ما اول رجل را از آلودگي ها پاك مي كنيم اگر نجس است آب مي كشيم، و بعد مسح مي كشيم. اگر كسي كه در خيابان راه مي رود و كارگر است، كشاورز است و همواره با گرد و خاك زندگي مي كند، سرش به مراتب بيش از پايش آلوده است؛ چون پا معمولا در داخل جوراب است و يا در داخل كفش، آلودگي هايش كم تر است؛ ولي اگر چنانچه سر آلوده و يا نجس بود، شما در آن جا چه كار مي كنيد، فتواي شما چيست؟ آيا مي گوييد كه در آن صورت غسل واجب است كه هم وضو محقق شود و هم تطهير يا اين كه مي گوييد كه اول بايد سر را اگر آلودگيش به قدري است كه مسح اطلاق نمي شود، اول بايد سر را پاك كنيم، اگر نجس است تطهير كنيم بعد مسح بكشيم؟ در پا هم ما همين حرف را مي زنيم. مگر تمام مسلمان ها با پاي پياده در خيابان ها راه مي روند و با پاي برهنه در دستشويي و غيره مي روند كه شما اين حكم را مي فرماييد. اگر اين ملاك باشد، پاي انسان غالبا آلودگي هايش از سر كم تر است؛ چون پا عمدتا يا در داخل جوراب است يا در داخل كفش. يعني حتي اگر ملاك ابن قدامه را هم قبول كنيم، در پا نمي توانيم حكم به غسل كنيم.

مگر مسأله وضو براي تطهير اعضاي وضو است يا به خاطر امر الهي است؟ اگر چنانچه فلسفه و حكمت وضو تميز بودن اعضاء باشد، اگر بدون نيت پنجاه بار داخل آب برويد و بيرون بياييد، اطلاق وضو نمي شود، ده بار هم بدون نيت وضو اعضايتان را بشوييد، مبيح نماز نمي شود.

راه گريز چهارم كه در كلام ابن قدامه اين است كه مي گويد:

ويحتمل أنه أراد بالمسح الغسل الخفيف قال أبو علي الفارسي: العرب تسمي خفيف الغسل مسحا فيقولون تمسحت للصلاة أي توضأت وقال أبو زيد الأنصاري نحو ذلك.

المغني، عبد الله بن قدامه، ج ١، ص ١٢٣

احتمال دارد مراد از مسح غسل خفيف باشد. ابو علي فارسي مي گويد:عرب غسل خفيف را مسح مي نامد و مي گويند تمسحت للصلاة يعني براي نماز وضوء گرفتم و ابو زيد انصاري نبز مثل آن را گفته است.

ببينيد كه اين توجيه چه قدر از ادبيات يك روحاني و يك آخوند به دور است. نحوه صحبت مشخص است كه يك مشخص يك صحبت فقهي و علمي نيست؛ بلكه گريز از حكم و مسأله شرعي است. مي گويد:

مراد از مسح غسل خفيفي است؛ يعني يك شستشوي سطحي.

اين يك نوع فرار از حكم است. تعبيري دارد ابن حزم اندلسي در كتاب الفِصل شان كه مي گويد:

بعضي از بزرگان ما آمده اند اقوال ائمه اربعه را به عنوان يك حجت شرعي پذيرفته اند و تمام آيات و روايات را منطبق با اقوال آن ها تطبيق مي كنند يا توجيه مي كنند.

مصيبت ما اين است كه مي گويند: وقتي ابوحنيفه مي گويد غسل، مالك مي گويد غسل، شافعي مي گويد غسل، احمد بن حنبل مي گويد غسل، پس اين ها هم آيات را بهتر از ما فهميده اند و هم سنت را. اگر ما اين آيات را مي بينيم، احمد بن حنبل هم آيه را ديده است؛ ولي بعد از ديدن آيه رفته سراغ غسل، ابوحنيفه اين آيه را ديده است، آن چه كه ما مي فهيميم ابوحنيفه هم فهميده است، شايد يك چيزي ديگري هم فهيمده كه ما نمي دانيم؛ پس ما ناچاريم آيات را طوري تعبير كنيم كه منطبق با فتاواي ائمه اربعه باشد. درد اصلي اين است و لاغير. تمام اين توجيهات به خاطر اين است كه اين بحث را منطبق كنند مطابق با آراي فقهاي اربعه شان.

اين تعبير ابن قدامه را مي بينيم كه قرطبي در الجامع في القرآن، ج٦، ص٩٢ همين تعبير را دارد. ابوحيان در تفسير بحر المحيط، ص٤٨٣ همين توجيه را دارد. آقاي عيني در عمده القاري في شرح صحيح البخاري، ج٢، ص٢٣٩ همين تعبير را دارد. ابن رشد اندلسي در كتاب مقدماتش، ج١، ص١٥ همين تعبير را دارد.

اين ها نظرشان اين است كه بايد طوري آيه را تفسير كنيم كه اگر چه به قطع رسيديم مراد آيه مسح است و از همه اين حرف ها دست برداريم و خداي عالم گفته است كه مسح كنيم، مراد مسح نيست؛ بلكه مراد از مسح يك غسل خفيف است.

در اين جا ما عرض مي كنيم كه اگر شما از عرف و لغت و از مردم عادي (كولاه نمدي ها) سؤال كنيد كه مراد از غسل چيست؟ خواهد گفت كه مراد از غسل، اسالة الماء علي العضو است. مراد از غسل جريان دادن آب است بر عضو؛ حالا چه دست تان را زير شير بگيرد و آب بر آن جاري شود يا اين كه دست تان را پر از آب مي كنيد و با دست اصاله مي دهيد. يعني آب در يك جا سيلان پيدا كند، به آن غسل مي گويند.

مي پرسيم: اذا امر مولا عبده أن يمسح عضوه، در اين جا عبد چه كار كند، خواهد گفت كه: مراد از مسح امرار اليد علي العضو است. حالا اين كه در يد تري و بللي هم باشد يا نه، بحثي ديگري است. مسح مطلق يعني كشيدن دست بر عضوي. مسح يده علي رأس اليتيم؛ يعني امرار داد دست را بر رأس. پس غسل اسالة الماء است سواء كان باليد او بالحنفيه. اگر چنانچه آمد يك آب را جريان داد مي گويند: غَسَلَ؛ ولي اگر مرور داد دستش را بر چيزي، مي گويند: مَسَحَ.

ما از اين حضرات سؤال مي كنيم آيا خداي عالم كه وضو را براي عموم مسلمين واجب كرده است؛ به طوري كه هر روز بايد اين مسأله را انجام بدهند، مثل زكات و حج خمس نيست كه فقط براي يك عدة خاصي آن هم در يك مقطع خاصي واجب باشد كه اگر ابهامي بود مي توانند از علما سؤال كنند. وضو يك عمل عبادي است كه تمام مسلمين همه روزه گرفتار او هستند. اگر خداي حكيم بخواهد يك امر مبتلابه عموم مردم را به اين شكل بيان كند، خلاف حكمت است، خلاف فصاحت و بلاغت است. اگر يك فرد عادي چنين چيزي را بگويد، يك مولايي بگويد: وامسح رجلك. بعد كه اين عبد برود پايش را مسح بكشد، آيا مي تواند او را بازخواست كند كه من نگفتم كه وامسح يعني مسح كن، مراد من از اين مسح، غسل خفيف است، همه اين مولا را مذمت مي كنند. مي گويد آقاي مولا عقل مباركت كجا رفت؟ از اين تعبير شما امرار يد مي فهمند و عبد هم همين را فهميده است. عرف عبد را ممتثل مي دانند. اگر مولا بخواهد عبد را عقاب كند و بگويد مراد من غسل خفيف بوده است، همة عقلا اين مولا را مذمت مي كنند. آن وقت شما در بارة خداي حكيم در يك امر عبادي مبتلابه عموم مسلمان ها؛ آن هم چندين بار در يك روز، يك تعبيري را به كار مي بريد كه نسبت آن به يك عبد قبيح است. اين دور از عقل است و عقاب كردن عبد، عقاب بلابيان و قبيح است.

و خود علماي بزرگ اهل سنت نيز اين توجيه را كه آورده اند، رد كرده اند. جناب آقاي صاوي كه حاشيه اي دارد بر تفسير بيضاوي، وقتي اين را نقل مي كند مي گويد:

وهو بعيد.

و خود طبري مي گويد:

ان الشرع اراد تفرقة ما بين البابين، فاغسلوا وجوهكم، ثم قال وامسحوا. فلوكان متقاربين في المعنا

خداي عالم در قرآن بين دو باب (غسل و مسح) كاملا تفرقه انداخته است، اگر هردو متقارب بودند، نيازي به تفرقه نبود. مثلا مي گفت: واغسلوا بوجوهكم و ايديكم و رؤوسكم و ارجلكم. بعد نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله با قراين و شواهدي مي گفت كه مراد ما از غسل رأس و رجل اين چنين بوده است. يا اگر مي گفت كه: وامسحو بوجوهكم و ايديكم و رؤوسكم و ارجلكم. بعد پيامبر مي گفت كه مراد ما از اين مسح در وجه و يد غسل شديد است؛ ولي در رجل غسل خفيف است. اين خيلي قبيح است. خداي عالم وقتي دو واژه به كار مي برد، يكي واغسلوا و يكي وامسحوا، مشخص است كه دو مقوله از دو باب است.

اگر چنانچه بين غسل و مسح تقارن بود، ما مي توانستيم يكي را برداريم و به جاي ديگري استعمال كنيم و حال آن كه احدي نگفته است كه ما مي توانيم يك جاي كه واغسلوا آمده است، برداريم و به جايش وامسحوا بگذاريم. يا بر عكس.

اين هم پاسخ از توجيهات آقاي ابن قدامه مقدسي.

ما كليه اشكالاتي كه علماي اهل سنت؛ به ويژه ابن قدامه مقدسي در المغني داشت، نسبت به استدلال به آيه بر مسح رجلين، عرض كرديم و جواب داديم.

نسخ آيه توسط سنت :

يكي از اشكالاتي كه آقايان آورده اند و اين تعبير زياد در كتب فقهيه و تفاسيرشان به چشم مي خورد، مي گويند آيه دلالت بر مسح دارد؛ چه به جر بخوانيم، چه به نصب؛ ولي سنت آمده اين آيه رانسخ كرده است. رواياتي داريم كه دلالت مي كند بر غسل رجلين و اين روايات صحيحه هستند و در حد تواتر است و دليل قطعي است و ما مي توانيم به واسطه اين روايات مضمون آيه را نسخ كنيم.

اين مطلب را ابن حزم اندلسي در كتاب الاحكام في الاصول الاحكام، ج١، ٥١٠ آورده است، اين مطلب را آقاي سبحاني در ص٣٦ كتاب الانصاف جلد ١ مطرح كرده است.

و هناك من يري دلالة آلإية علي المسح بوضوح و يبطل القول بأنّ ارجلكم معطوف علي قوله: «وجوهكم» و يقول: لايجوز ألبتة أن يحال بين المعطوف و المعطوف عليه بخبر عن المعطوف.

ابن با اين كه اين جا صراحت دارد كه نمي تواند اين رجلين عطف باشد بر وجوه به خاطر جمله اي كه فاصله شده است بين معطوف و معطوف عليه.

لانّه اشكال و تلبيس و اضلال لابيان .

تلبيس است و اضلال بدون بيان.

لاتقول: ضربت محمداً و زيداً و مررت بخالد و عمراً.

نمي توانيم عمراً را عطف كنيم به زيداً.

و انت تريد أنّك ضربت عمراً اصلاً.

اصلا اين امكان پذير نيست.

فلما جائت السنّة بغسل الرجلين صحّ انّ المسح منسوخ عنهما.

زماني كه سنت ( روايت) به شستن بيايد صحيح اين است كه آيه مسح نسخ شده است.

حاج آقاي سبحاني در اين جا سه تا جواب فرموده اند:

اولا آقاي سبحاني در نقل اقوال تلاش مي كند نهايت ادب را رعايت كند و هميشه هم در سر درس در آن دوره هاي كه در خدمت شان بوديم سال ٦١ تا ٦٤ ايشان تأكيد زياد داشت به طلبه ها كه در نقل اقوال علما و نقد آنها نهايت ادب را رعايت كنيد. خود ادب به بزرگان انسان را موفق تر مي كند، اسائه ادب به بزرگان از انسان سلب توفيق مي كند. و ايشان از استادشان حضرت امام نقل مي كرد كه ايشان در نقد اقوال بزرگان حد اكثر مي گفت: «يلاحظ عليه» اين كلام ايشان قابل ملاحظه است. اين كه: «وهو باطل، وهو كذب و قد غلط هذ الرجل» اين تعابير، تعابيري نيست كه با ادبيات حوزوي امام صادق عليه السلام تطبيق كند و لذا ايشان در تمام كتاب هايشان ولو اين كه سخت ترين انتقاد را دارد نسبت به حتي علماي اهل سنت تلاش شان بر اين است كه با كلمه «يلاحظ عليه» و امثال اين مطرح كند.

يلاحظ عليه أوّلا: أنّه لايصحّ نسخ الكتاب إلا بالسنة القطعية.

اولا: ميان شيعه و سني متفق عليه است كه نسخ كتاب فقط با سنت قطعيه امكان پذير است.

لانّ الكتاب دليل قطعي لا ينسخه إلاّ دليل قطعي مثله.

زيرا دليل قطعي را فقط دليل قطعي نسخ مي كند.

و اما المقام فالسنّه الدالة علي الغسل متعارضة مع السنة الدالة علي المسح

سنتي كه دلالت مي كند بر مسح، خودش متعارض است با سنتي كه دلالت مي كند بر مسح.

فكيف يمكن أن نقدم أحد المتعارضين علي القرآن الكريم بغير مرجح

چطور ممكن است بكي از معارضين را بر قرآن بدون هيچ مرجحي مقدم كرد؟

اين جا عزيزان دقت كنند كه اين عبارت آقاي سبحاني «و اما المقام » تقريبا با آن دو تا سطر اولي ايشان هم خواني ندارد، يك مقداري اگر منصفانه نگاه كنيم، ايشان آن جا ادعاشان اين است كه سنت قطعيه مي تواند كتاب را كه دليل قطعي است نسخ كند. ايشان بايد يك مقدمه اي مي چيد كه آيا اين سنتي كه شما ادعا مي كنيد قطعي هست يا قطعي نيست. بحث قطعيت و عدم قطعيت را بايد ايشان زير سؤال ببرد نه اين كه بگويد سنتي كه شما داريد بعضي از اين سنت دلالت دارد بر مسح، بعضي از اين سنت دلالت دارد بر غسل. ايشان مي گويد ما فرضا سنتي كه دلالت بر مسح دارد، مضمونش با آيه يكي است، آن سنتي كه دلالت بر غسل دارد قطعي است در نزد ما با قطعي، قطعي را نسخ مي كنيم؛ ايشان دليلي بر عدم قطعيت سنت وارد نكرده اند.

اگر اين طور تعبير مي كردند كه سنت در صورتي مي تواند قطعي باشد كه با سنت قطعي ديگر معارض نباشد، ما مي پذيرفتيم و روي چشم مان مي گذاشتيم؛ ولي بين آن دو سطر اول و اين سه چهار سطر بعدي يك نوع نا هماهنگي است. اين عبارت اين سرور عزيزمان با همه دقتي كه دارند اين جا قطعيت سنت را زير سؤال نبرده است. اصلا بحثي از قطعيت سنت ندارد.

و اما المقام فالسنّه الدالة علي الغسل متعارضة مع السنة الدالة علي المسح

آيا اين دو تا هر دو قطعي هستند يا نه؟

مخلف ما مي تواند ادعا كند سنت دال بر مسح قطعي نيست بلكه سنت دال بر غسل (سشتن) قطعي است.

بايد در بيان طوري بيان كنيم كه احساس كنيم او هم براي خودش مي خواهد دست و پا بزند و او هم شعوري دارد و تلاش مي خواهد بكند.

البته ايشان مي گويد:

و ستوافيك الروايات المتضافرة الدالة علي أنّ النبي و أصحابه كانوا يمسحون الارجل مكان الغسل.

بازهم ما داريم كه يك سري از صحابه مسح مي كردند و يك سري از صحابه هم داريم كه غسل مي كردند. پس باز در هر دو صورت قطعيت براي ما روشن نشد.

اما جواب دوم ايشان:

و ثانيا: اتّفقت الاُمة علي أنّ سورة المائده آخر ما نزل علي النبي (ص) و انّها لم تنسخ آية منها، و قد مرّ من الروايات و أقوال الصحابة ما يدلّ علي ذلك.

ثانيا: مسلمانان اتفاق دارند كه سوره مائده آخرين سوره ايست كه بر نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شده است. روايات و اقوال صحابه در اين باره قبلا ذكر شد.

ايشان در اين جا بايد بگوييم كه به قولي يك لغزش قلم از ايشان صورت گرفته است. يعني تعبير مرحوم كلباسي كه: «هذا من زلّة القلم لا من زلّة القدم » اصلا اين مطلب ارتباطي با اشكال مستشكل دارد يا ندارد؟ اين آيه شريفه آيه مائده آخرين سوره اي است كه نازل شده و هيچ آيه اي كه بياد آن را نسخ كند، نيامده است. مستدل اين را نمي گويد كه با آيه، آيه را نسخ كرده ايم. اگر ابن حزم مي گفت كه يك آيه اي داريم كه اين آيه را نسخ مي كند، كاملا فرمايش آقاي سبحاني درست است.

ايشان مي گويد كه هيچ آيه از اين سوره با آيه اي ديگر نسخ نشده است. ولي آيا با سنت هم نسخ نشده است؟ اين را نمي گويد. مستشكل مي گويد كه قبول داريم كه آيه دلالت بر مسخ مي كند؛ ولي سنت قطعيه داريم كه اين آيه را نسخ كرده است. ولي آقاي سبحاني مي گويد اين سوره آخرين سوره اي كه بر پيغمبر نازل شده است و هيچ آيه اي از آن نسخ نشده است. اما اين كه بالآيه او بالسنه، ندارد. آن چه كه روايات است در باره عدم نسخ سوره مائده، ناظر بر آيات است كه بعداً مفصل خواهيم خواند.نسخ بعضي از آيات به وسيله آيات ديگر را ما داريم ولي آياتي ديگري كه آيات اين سوره را نسخ كند نيامده است.

آيا سنتي هم داريم يا نداريم كه اين آيات را نسخ كرده يا نه، نداريم. ولي سوره مائده سه ماه يا چهار ماه قبل از رحلت پيغمبر نازل شده است. مستشكل مي گويد در طول اين سه ما نبي مكرم آمده بيان كرده است و خودش هم وضوي دارد دال بر غسل. اصلا اين آيه يك ماه قبل يا بيست روز قبل از رحلت نازل شده است. آيا در طول اين بيست روز امكان آمدن سنت ناسخ هست يا نيست؟ قطعا هست. بلي اگر ما يك دليلي بياوريم بر اين كه سوره مائده و هيچ سنتي نسخ كرده است قابل قبول است و بايد اين طور بيان كنيم. سوره مائده آخرين سوره اي كه نازل شده است و بعد از او نه آيه اي و نه سنتي كه نسخ كند، نداريم. اين باشد ما مي پذيريم. طرف مقابل ما هم تسليم است ولي بيان شما عاري از اين است و اين را نمي رساند.

اما فرمايش سوم ايشان:

وثالثاً: كان اللازم علي ابن حزم أن يجعل الإية دليلا علي منسوخية السنة.

بهتر اين بود كه آقاي ابن حزم آيه را دليل قرار بدهد بر منسوخيت سنت.

يعني سنت قبل از اين بر غسل بوده است و آيه آمده است سنت غسلي را نسخ كرده است و مسح را ثابت كرده.

ولو ثبت انّ النبي غسل رجليه في فترة من الزمن فالإية ناسخة لها لا أنّها ناسخة للقرآن.

در صورتي كه ما ثابت كنيم سنت دال بر غسل قبل از نزول آيه است. هذا اول الكلام. بلي اگر ما اول بيايم و يك مقدمه بچنيم و بگوييم كه تمام سنت دال بر غسل قبل از نزول آيه است. اين را اول ثابت كنيم به عنوان مقدمه اولي. بعد بگوييم آيه نازل شده است دال بر مسح. و مقدمه سوم اين كه بعد از نزول آيه سنت دال بر غسل هم نداريم. اگر اين سه مقدمه را كنار هم بگذاريم اين دليل و جواب كافي است و گر نه خير.

انشاء الله در قضيه نسخ، تمام روايات نسخ را مي آوريم و رد مي كنيم. رواياتي كه استدلال بر غسل كرده اند پايه ندارد. يعني سنت قطعي كه نيست هيچ، حتي سنت ظني هم نيست. اگر ما همان طوري كه آقاي سبحاني در بحث سنت وارد مي شود و خيلي محققانه و خيلي دقيق و قطعي وارد شده، اگر يكي از آن صحبت ها را كه هفت هشت صفحه بعد خواهد آمد اين جا آورده بود، اين استدلال كلا از بين مي رفت.

شما مي گوييد سنت بايد قطعي باشد، كدام سنت را شما قطعي مي دانيد؟ سنت بر دو قسم است: سنتي كه مسح را ثابت مي كند و سنتي كه غسل را ثابت مي كند؛ اما آن هايي كه غسل را ثابت مي كنند، كلا ضعيف، وهمي و ظني هستند. اگر ما اين سنت را زيرش را خالي كرديم و از حالت سنت قطعيه بيرون آمد، كلا به طور كلي از بين مي رود، يا لا اقل گيريم كه سنت غسلي هم قطعي است، آيا سنت مسحي هم قطعي است يا نيست؟ اگر ثابت كرديم كه سنت غسلي و سنت مسحي هر دو قطعي هستند، تعارضا تساقطا و آيه مي ماند بدون معارض. و نمي توانند جواب بدهند.

اولا السنة الدالة علي الغسل ليس قطعية بل كلها ضعاف و كلها ظنون و كلها احتمالات. و ثانيا: سلمّنا بأن السنة الغسلية قطعية فهي معارضة بالسنة القطعية تعارضا تساقطا.

آقاي سبحاني مي توانست در دو سطر به جاي اولا و ثانيا بيان كند و تفصيل بحث را محول كند به بخش سنت كه ايشان آمده و مطرح كرده است.

البته اين چيزي است كه به ذهن ما آمد خواستيم اين طور نباشد كه بزرگان هر چه گفتند ما فقط سر تسليم فرود بياوريم و بگوييم فرمايش شما درست است؛ بلكه خود ايشان هم نقل مي كردند كه استاد ما حضرت امام به بعضي از كساني كه تقرير درس ايشان را مي نوشتند و مي دادند، مي گفت استاد ما آقاي شيخ عبد الكريم حائري مي فرمود كه آقايان اين تقريرات درس ما را كه مي نويسيد، حداقل يك اشكالي هم بكنيد و يك مناقشه اي هم بكنيد و اگر اشكال و مناقشه اي نمي آيد، فحشي هم بدهيد كه بفهميم شما جرأت پرخاشگري هم نسبت به استاد داريد و لذا اين را هم از باب اين كه يك جسارتي هم نسبت به استاد كرده باشيم، خودشان ما را تحريك و تشجيع كردند بر اين، به نظر ما هر سه فرمايش ايشان قاصر است و مي توانست با توجه به بحث هاي كه بعدا ايشان دارد، در دو سطر همان طوري كه عرض كردم بيان كند و هيچ قابل خدشه هم نيست.

اما بحث دومي كه ايشان آورده و به نظر ما مي توانست بهتر دقت شود، در همان صفحه ٣٧ ايشان هست. البته در تك تك اين ها قابل حرف هست؛ ايشان عبارتي از زمخشري مي آورد. عبازت زمخشري خيلي مفصل است كه مي گويد: اصلا به طور كلي در رجل كه خداي عالم آمده و واژه مسح به كار برده است «وامسحوا برؤوسكم وارجلكم » اصلا ارجل عطف به رؤوس است، كلمه مسح آورده است به خاطر اين است كه اصلا رجل جايش شستن است و از آن جايي كه اين رِجل براي اسراف در آب است و شايد مثلا افراد بردارد و آفتابه را خالي كند روي پاهايش براي اين كه خنك شود يا اين كه زير شير بگيرد و پنچ دقيقه آب بياد و چون مظنه اسراف است، خداي عالم براي اين كه از اين اسراف جلوگيري كند، واژة مسح را به كار برده است و مسح هم همان غسل خفيف است. يعني غسل بدون اسراف.

بايد به عقل اين ها گفت فاتحه. بعضي توجيهاتي دارند؛ مثل اين عبارت ابن تيميه را فرصت نشد بخوانم كه هفت دليل براي غسل آورده است كه هفت تاش به يكي، يكيش به هيچ چيز نمي ارزد. يعني اصلا داد مي زند كه ما دست و پا مي زنيم آن چه را كه ائمه اربعه درباره غسل آورده اند، ما آن را تثبيت كنيم و به كرسي بنشانيم.

حاج آقاي سبحاني اين جا دو سه تا نكته خيلي قشنگ آورده است و خيلي ظريف است و مي فرمايد كه شما كه مي فرماييد: در غسل مظنه اسراف بوده و خداي عالم واژه مسح را آوره است؛ يعني غسل خفيف، اين عبارت را شايد امثال زمخشري بتواند به كرسي بنشاند و بيايد با آن دقت هاي علمي بگويد كه اين و اين و اين؛ ولي آيه خطابش عموم مؤمنين است؛ چه عالم چه جاهل، چه پير چه جوان. وقتي خطاب عموم مردم است و عمل هم مبتلا به شبانه روزي مؤمنين است، اين خلاف حكمت است كه خداي عالم يك لفظ را به كار ببرد و معناي خلاف ظاهريش را اراده كند. چون عموم مردم از مسح امرار اليد را استفاده مي كند نه اسالة الماء را. از غسل اسالة الماء استفاده مي كنند. اگر مولايي به عبدش بگويد مثلا بيا شانه مرا مسح كن، اين عبد برود و يك پارچ آب بياورد و شروع كند شانه آقا را شستن، و بگويد مسح مشترك بين غسل است و من تصور كردم كه شما وقتي گفتيد مسح، همان غسل خفيف را اراده كرده ايد، يك سيلي محكم زير گوش عبد مي زند و مزمتش مي كند.

بعد مي گويد:

و بعبارة اخري: انّما يصحّ ما ذكره من النكتة إذا أمن من الالتباس لا في مثل المقام الذي لا يؤمن منه.

اگر چنانچه جايي باشد كه شواهد و قرائني باشد كه مطلب جا افتاده باشد، مسأله ديگري است؛ ولي در اين جا كه با اين همه اختلافي كه در بين مذاهب است، جايش نيست.

جواب دوم اين است:

أن الايدي أيضا مظنة للاسراف مثل الارجل .

آقاي زمخشري ! آيا دست مظنه اسراف نيست؟ آيا يك آدم نمي تواند دستش را دو دقيقه زير آب بگيرد و به عنوان وضو بشويد. آن كسي كه پايش را مي گيرد، دستش را هم مي گيرد. اگر بناست اسراف كند، اسراف رجل و ايد ندارد. در ايد هم مي تواند اسراف كند، چرا در ايد نگفت: وامسحوا ايديكم براي اين كه مظنة اسراف است.

البته در اين جا، خود آقاي سبحاني مرامشان بر اين است كه جواب نقضي را مقدم مي دارند. از نظر اسلوب بيان هم در جدل، معمولا جواب هاي نقضي جلو مي افتد تا طرف خلع سلاح بشود. تا طرف چيزي نداشته باشد. بعد از اين كه جواب نقضي را گفتيم سراغ جواب حلي را مي گوييم. در اين جا آقاي سبحاني اول جواب حلي را گفته اند بعد رفته اند سراغ جواب نقضي و اين با مبناي ايشان در بقيه كتاب هايشان منافات دارد.

به نظر ما فرمايش متين است؛ ولي فرمايش «يلاحظ اولا» ايشان خيلي عليه السلام نيست. يك مقدار شايسته بود بحثي را كه اول ايشان آوردند بحث خيلي زيبايي هم هست كه آدم واقعا لذت مي برد از اين نحوه صحبت، ص١٣ كه عالي بحث كرده اند. اگر آن عبارتي را كه در آن جا آورده بود، خلاصه او را در اين جا مي آورد و يا اشاره مي كرد، به نظر من عبارت ايشان در آن جا روان تر از اين پنج شش خطي است كه به عنوان يلاحظ اولا آورده است.