خارج فقه مقارن - خارج فقه مقارن - الصفحة ٢٦٥ - اذان از ديدگاه فريقين سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (١)
اذان از ديدگاه فريقين: سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (١)
کد مطلب: ٦٦٩٢ تاریخ انتشار: ٠٩ بهمن ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٥٨٣ خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه فريقين: سيره صحابه در گفتن حي علي خير العمل (١)جلسه ٣٢- ١٣٨٦/١١/٠٩
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ : ١٣٨٦/١١/٠٩
عقيل بن ابي طالب از صحابه اي است، كه در اذان «حي علي خير العمل» مي گفت
عقيل برادر اميرالمؤمنين عليه السلام است كه حافظ علوي مي گويد:
أن عقيل بن ابيطالب كان يؤذن بحي علي خير العمل إلي أن فارق الدنيا.
عقيل بن ابي طالب تا آخرين لحظات عمرش، در اذان، حي علي خير العمل مي گفت.
الأذان بحي علي خير العمل حافظ علوي، ص ٢٨
زيد بن ارقم از صحابه اي است، كه در اذان «حي علي خير العمل» مي گفت
يكي ديگر از صحابه، زيد بن ارقم است كه شوكاني در نيل الأوتار، جلد ٢، صفحه٤٤ نقل مي كند:
أن زيد بن أرقم كان يؤذن بحي علي خير العمل.
زيد بن ارقم در اذان خود (حي علي خير العمل( مي گفت.
ايشان مي گويد «كان يؤذن»، يعني بر اين عمل استمرار داشت.
عبد الله بن عباس از صحابه اي است، كه در اذان «حي علي خير العمل» مي گفت
نهمين نفر از صحابه، عبدالله بن عباس حبر الأمة است كه باز حافظ علوي نقل مي كند كه:
كان علي بن ابيطالب و الحسن و الحسين و عقيل بن ابيطالب و إبن عباس و عبدالله بن جعفر و محمد بن حنفيه يؤذنون إلي أن فارقوا الدنيا فيقولون حي علي خير العمل و يقولون لم يزل في الأذان.
علي بن ابي طالب و حسن و حسين و عقيل بن ابي طالب و ابن عباس و عبدالله بن جعفر و محمد بن حنفيه تا پايان عمر خود در اذان (حي علي خير العمل) مي گفتند.
الأذان بحي علي خير العمل حافظ علوي، ص ٥٤ - همين كتاب با تحقيق محمد سالم عزان، ص ١٠٩
عبدالله بن عمر از صحابه اي است، كه در اذان «حي علي خير العمل» مي گفت
دهمين نفر از صحابه، عبدالله بن عمر است. از او روايات زيادي (بيش از ٢٠ روايت) داريم كه در اذان حي علي خير العمل مي گفت. روايت در سنن بيهقي است كه مي گويد:
أنه يقول ذلك (حي علي خير العمل) في أذانه.
عبد الله بن عمر در اذان خود(حي علي خير العمل» مي گفت.
سنن كبري بيهقي، ج ١، ص ٤٢٥.
عبدالرزاق استاد بخاري متوفاي ٢٣٥ هجري، مي گويد:
أن إبن عمر كان إذا قال في الأذان حي علي الفلاح قال حي علي خير العمل.
فرزند عمر هر گاه اذان مي گفت:(حي علي الفلاح» و(حي علي خير العمل» مي گفت.
المصنف عبدالرزاق، ج ١، ص ٤٦٠، ح ١٧٨٦ - جامع إبن أبي شيبه، ج ١، ص ١٤٥ - محلي ابن حزم، ج ٣، ص ١٦٠ - سيره حلبي، ج ٢، ص ١٠٥ - كنز العمال، ج ٨، ص ٣٤٢، ح ٢٣١٧٤ و ص ٣٤٥، ح ٢٣١٨٨.
در كتاب الأذان حافظ علوي و الإعتصام بحبل الله المتين قاسم بن محمد زيدي متوفاي ١٠٢٩ هجري نقل مي كنند:
عن زيد بن محمد عن نافع: أن إبن عمر كان إذا أذن قال حي علي خير العمل.
از ابن عون از نافع روايت شده: فرزند عمر هميشه در اذن خود(حي علي خير العمل» مي گفت.
و در كتاب مراتب الإجماع ابن حزم اندلسي، صفحه ٢٧، از جمله مواردي كه ادعاي اجماع كرده، همين قضيه حي علي خير العمل عبدالله بن عمر است و بعد از نقل اين بحث، مي گويد:
و بحثت عن هذين الإسنادين في حي علي خير العمل، فوجدتهما صحيحين إلي إبن عمر و زين العابدين.
من هر دو سند روايت(حي علي خير العمل» را بررسي كرده و هر دو سند را كه ابن عمر و زين العابدين مي رسد را صحيح يافتم.
احكام الأحكام ابن حزم، ج٤ ، ص ٥٩٣ - الروض النضير، ج ١، ص ٥٤٢ - الإعتصام بحبل الله المتين، ج ١، ص ٣١٠.
اينها رواياتي است كه دلالت مي كند بر اين كه عبدالله بن عمر، به صورت ثابت و مستمر، در اذانش حي علي خير العمل مي گفت. بعضي از روايات هم هست كه مي گويد بعضي وقت ها مي گفت و بعضي وقت ها نمي گفت.
بيهقي در سنن نقل مي كند از نافع كه:
كان إبن عمر أحيانا إذا قال حي علي الفلاح قال علي إثرها حي علي خير العمل.
ابن عمر گاهي از اوقات در اذان خود پس از(حي علي الفلاح» ، (حي علي خير العمل» مي گفت.
سنن البيهقي الكبري،ج ١، ص ١١٠٢، اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسي أبو بكر البيهقي الوفاة: ٤٥٨، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - ١٤١٤ - ١٩٩٤، تحقيق: محمد عبد القادر عطا.
باز در همان صفحه از سندي ديگر نقل مي كند كه:
كان إبن عمر لا يؤذن في سفره و كان يقول حي علي الفلاح و أحيانا يقول حي علي خير العمل.
فرزند عمر در سفر اذان نمي گفت و هر گاه (حي علي الفلاح» مي گفت گاهي (حي علي خير العمل» مي گفت.
سنن البيهقي الكبري،ج ١، ص ١١٠٢، اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسي أبو بكر البيهقي الوفاة: ٤٥٨، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - ١٤١٤ - ١٩٩٤، تحقيق: محمد عبد القادر عطاـ مصنف إبن أبي شيبه، ج ١، ص ١٩٦
باز هم در همان صفحه از سنن بيهقي از ليث سعد از نافع نقل مي كند كه:
كان إبن عمر ربما زاد في أذانه حي علي خير العمل.
ابن عمر گاهي در اذان خود (حي علي خير العمل» مي گفت.
سنن البيهقي الكبري،ج ١، ص ١١٠٢، اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسي أبو بكر البيهقي الوفاة: ٤٥٨، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - ١٤١٤ - ١٩٩٤، تحقيق: محمد عبد القادر عطاـ مصنف إبن أبي شيبه، ج ١، ص ١٩٦
عبد الرزاق استاد بخاري در كتاب المصنف، جلد ١، صفحه ٤٦٤، حديث ١٧٩٧ مي گويد:
عن إبن عمر أنه كان يقيم الصلاة في السفر، يقولها مرتين أو ثلاثا يقول حي علي الصلاة حي علي الصلاة، حي علي خير العمل.
فرزند عمر در سفر اقامه مي گفت و دو مرتبه يا سه مرتبه مي گفت: (حي علي الصلاه، حي علي الصلاه، حي علي خير العمل».
المصنف، ج ١، ص ٤٦٤، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: ٢١١ ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - ١٤٠٣ ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي
در سفر فقط اقامه مي گفت و اذان را نمي گفت و در اقامه گاهي دو مرتبه و گاهي سه مرتبه مي گفت: حي علي الصلاه حي علي الصلاه، حي علي خير العمل.
اينها مسائل دين را به بازي گرفته اند و دل بخواهي عمل مي كنند و تعبد در كار نيست و اين از مصائب تاريخ اسلام است. اينها مي گويند نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مجتهد بود و ما هم مجتهد، ما هم به اجتهاد خود عمل مي كنيم و.... يكي از الطاف الهي خداوند بر ما، همين ائمه عصمت و طهارت (عليهم السلام) و ولايت ايشان است و قدر اين نعمت را نمي دانيم.
ابن حزم تعبيري دارد و مي گويد:
وَلَقَدْ كان يلْزَمُ من يقول في مِثْلِ هذا عن الصَّاحِبِ مِثْلُ هذا لاَ يقَالُ بِالرَّأْي أَنْ يأْخُذَ بِقَوْلِ ابْنِ عُمَرَ في هذافَهُوَ عنه ثَابِتٌ بِأَصَحِّ إسْنَادٍ.
از اين سخن ابن عمر لازم مي آيد كه اگر كسي (حي علي خير العمل) بگويد، قول به رأي نگفته و عمل به اجتهاد كرده و اين جمله در اذان از ابن عمر، با صحيح ترين سند ها ثابت است.
المحلي، ج ٣، ص ١٦٠، اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد، الوفاة: ٤٥٦، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي
زين الدين عراقي كه از فقهاي بنام اهل سنت است، نقل مي كند:
أما حي علي خير العمل فذكر ابن حزم أنه صح عن عبدالله بن عمر عن أبي أمامه، سهل بن حنيف، أنهما كانا يقولان في أذانهما حي علي خير العمل.
اما حي علي خير العمل را ابن حزم ذكر كرده و سند اين سخن از عبد الله بن عمر از ابي امامه از سهل بن حنيف صحيح است و آن دو نفر در اذان خود (حي علي خير العمل» مي گفتند.
الروض النضير، ج ١، ص ٥٤١ - الإعتصام بحبل الله المتين، ج ١، ص ٣١١.
در مختصر از شرح ابن دقيق العيد بر كتاب عمده كه عزيزان دقت كنند و بعدا شايد به اين دو كتاب بيشتر برخورد كنيم و يكي از شخصيت هاي برجسته اهل سنت كه وهابيت هم حساسيت دارند بر او، ابن دقيق العيد است و اسمش احمد بن علي متوفاي ٧٢٣ هجري است. ايشان كتابي دارد بر كتاب عمدة بدر الدين ابن فرهون متوفاي ٦٧٩ هجري و از كتاب هاي معتبر فقهي اهل سنت است و برايش ارزش قائل اند و حدود ١٢ شرح عمده نوشته اند براي او، و اين كتاب مثل كتاب شرائع و عروه ما است كه شرح هاي زيادي بر آن نوشته شده؛ و در خيلي از دروس خارج اهل سنت، ملاك استنباط احكام، غالبا شروحي است كه بر عمده ابن فرهون نوشته شده است. آقاي ابن دقيق العيد تعبيرش اين است كه:
قد صح بالسند الصحيح أن زين العابدين و عبدالله بن عمر أذنا بحي علي خير العمل إلي أن ماتا.
با سند صحيح ثابت شده و امام زين العابدين عليه السلام و عبدالله بن عمر، تا هنگام مرگ، در اذان، حي علي خير العمل را مي گفتند.
الروض النضير، ج ١، ص ٥٤٢.
البته روايات در مورد عبدالله بن عمر زياد است و من اين چند روايت را گزينش كرده ام.
جابر بن عبد الله انصاري از صحابه اي است، كه در اذان «حي علي خير العمل» مي گفت
يازدهمين نفر جابر بن عبدالله انصاري متوفاي حدود ٦٨ هجري است. ايشان نقل مي كند كه در زمان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم:
كان علي عهد رسول الله يقول المؤذن بعد قوله حي علي الفلاح، حي علي خير العمل؛ فلما كان عمر بن الخطاب في خلافته نهي عنه؛ كراهةً عن ينكل عن جهاد.
در زمان رسول خدا صلّي الله عليه و آله مؤذن در اذان خود (حي علي الفلاح و حي علي خير العمل» مي گفت؛ اما عمر در زمان خلافتش به خاطر ترس از اين كه جهاد ترك شود از اين كار نهي نمود.
عمر وقتي به خلافت رسيد، از حي علي خير العمل نهي كرد؛ و ترسيد براي اين كه مردم از جهاد روي بگردانند و روي به نماز ببرند.
در زمان عمر كه فتوحات زيادي انجام شد، مردم به جهاد رغبتي نشان نمي دادند و حتي از فضائل جهاد هم زياد گفته مي شد، ولي مردم مي گفتند اگر واقعا جهاد اين همه فضيلت داشت، چرا به جهاد خير العمل نمي گويند و به نماز مي گويند؟ و ما همين جا در مدينه مي مانيم و عمل به حي علي خير العمل مي كنيم؛ و اين واژه حي علي خير العمل، بهانه اي بود براي فرار از جهاد و به خاطر همين قضيه، عمر دستور داد كه حي علي خير العمل را از اذان حذف كنند و ديگر در اذان گفته نشد. اين دلالت مي كند بر اين كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم آن را نسخ نكرده است؛ مانند متعه كه در زمان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم اجرا مي شد، ولي عمر آن را حرام كرد به همراه متعه حج.