خارج فقه مقارن - خارج فقه مقارن - الصفحة ١٤٩ - نكاح متعه تلخيص بحثهاي گذشته (٤)
نكاح متعه: تلخيص بحثهاي گذشته (٤)
کد مطلب: ٦٥٧٦ تاریخ انتشار: ٢٩ دي ١٣٨٨ تعداد بازدید: ١٠٥٨ خارج فقه مقارن » نكاح متعه نكاح متعه: تلخيص بحثهاي گذشته (٤)جلسه ٤٥_تاریخ : ٨٨/١٠/٢٩
بسم الله الرحمن الرحيم
جلسه ٤٥_تاریخ : ٨٨/١٠/٢٩
بحث ما ديروز در رابطه با نسخ حكم متعه در كتب أهل سنت بود. عرض شد كه حديث و سنت صراحت دارند بر مشروعيت متعه. سيره صحابه و تابعين و عمل آنها دلالت مي كند بر مشروعيت متعه. ولي تنها دليل أساسي كه آنها در برابر ما إقامه مي كنند، نسخ متعه است و عمده دليل آنها هم روايت منسوب به آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) است و آن هم در غزوه خيبر.
در اين رابطه، چند پاسخ داديم و باقي را بيان مي كنيم.
جواب دوم: حلّيت متعه در لسان أمير المؤمنين (عليه السلام)
خود أهل سنت در كتب خود، إنكار اين قضيه را آورده اند و أمير المؤمنين (عليه السلام) قائل به حلّيت متعه بود و تعبير أمير المؤمنين (عليه السلام) اين است:
لولا أن عمر نهي عن المتعة ما زني إلا شقي
جامع البيان للطبري، ج٥، ص١٩ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص١٤٠ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج٧، ص٤٩٧ ـ تفسير السمرقندي، ج١، ص٣٢٠ ـ تفسير الثعلبي، ج٣، ص٢٨٦ ـ نواسخ القرآن لإبن الجوزي، ص١٢٤ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج٢، ص٧٢٠ ـ العجاب في بيان الأسباب لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٨٥٩ ـ المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز لإبن عطية الأندلسي، ج٢، ص٣٦ ـ تفسير الرازي، ج١٠، ص٥٠ ـ تفسير القرطبي، ج٥، ص١٣٠ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج٣، ص٢٢٦ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج١٢، ص٢٥٣ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٦، ص٥٢٢ ـ الإستذكار لإبن عبد البر، ج٥، ص٥٠٦ ـ الفايق في غريب الحديث للزمخشري، ج٢، ص٢١٠ ـ أحكام القرآن للجصاص، ج٢، ص١٨٦ ـ لسان العرب لإبن منظور، ج٨، ص٣٣٠
و اين مشخص است كه تا زمان عمر بن خطاب، متعه مشروع بوده است و تنها مانع عمل مردم به متعه، نهي عمر بن خطاب بود.
جواب سوم: تصريح صحابه به نهي متعه توسط عمر
خيلي واضح و روشن است كه متعه در ميان مسلمانان رايج بود.
اولا:
جابر بن عبد الله يقول: كنا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الأيام علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر، حتي نهي عنه عمر في شأن عمرو بن حريث
صحيح مسلم، ج٤، ص١٣١
ثانيا:
إن إبن عباس و إبن الزبير إختلفا في المتعتين، فقال جابر: فعلناهما مع رسول الله صلي الله عليه و سلم، ثم نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما
صحيح مسلم، ج٤، ص٥٩ و ١٣١
ثالثا:
متعتان كانتا علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم أنا أنهي عنهما و أعاقب عليهما: متعة النساء و متعة الحج
مسند احمد، ج٣، ص٣٢٥ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج٧، ص٢٠٦ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٣، ص٣٢٦ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١٤، ص٢٠٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٦٤، ص٧١ ـ تهذيب الكمال للمزي، ج٣١، ص٢١٤ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٥، ص٤١٩ ـ تذكرة الحفاظ للذهبي، ج١، ص٣٦٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٦، ص٥١٩ ـ أحكام القرآن للجصاص، ج٢، ص١٩١ ـ تفسير الرازي، ج٥، ص١٦٧ ـ تفسير القرطبي، ج٢، ص٣٩٢ ـ وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج٦، ص١٥٠ ـ شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمة، ج٢، ص١٤٦ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص١٤١ ـ الإستذكار لإبن عبد البر، ج٥، ص٥٠٥ ـ علل الدارقطني، ج٢، ص١٥٦ ـ المغني لإبن قدامه، ج٧، ص٥٧٢ ـ المحلي لإبن حزم، ج٧، ص١٠٧ ـ المبسوط للسرخسي، ج٤، ص٢٧ ـ معرفة السنن و الآثار للبيهقي، ج٥، ص٣٤٥ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج١، ص١٨٢ ـ المحاضرات الأدباء للراغب اصفهاني، ج٢، ص٢١٤ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج١، ص١١٢ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج٢، ص٧٢٠
پس هم أمير المؤمنين (عليه السلام) منكر نسخ متعه است و هم خود عمر بن خطاب صراحت دارد كه اين دو متعه در زمان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و أبوبكر بود.
جواب چهارم: إنكار عمل به متعه در غزوه خيبر توسط بزرگان أهل سنت
بزرگان أهل سنت صراحت دارند كه در غزوه خيبر، اصلا زناني با مسلمانان نبودند كه بخواهند متعه كنند. چون خيبر با مدينه فاصله آن چناني نداشت كه لشكر اسلام بخواهند زناني را همراه خودشان ببرند. فقط زنان يهود بودند و تا آن زمان هم جواز مشروعيت ازدواج با زنان يهودي نازل نشده بود.
١. إبن القيم الجوزية
و قصة خيبر لم يكن الصحابة يتمتعون باليهوديات و لا إستأذنوا في ذلك رسول الله صلي الله عليه و سلم و لا نقله أحد قط في هذه الغزوة و لا كان للمتعة فيها ذكر البتة، لا فعلا و لا تحريما. فإن خيبر لم يكن فيها مسلمات و إنما كن يهوديات و إباحة نساء أهل الكتاب لم يكن ثبت بعد ...
در غزوه خيبر، صحابه با زنان يهودي متعه نكردند و نه اجازه از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) گرفتند و هيچ أحدي هم اين قضيه را نقل نكرده است و در غزوه خيبر، نه روايتي داريم كه دستور به متعه داده شده باشد و نه روايتي داريم كه تحريم شده باشد. در غزوه خيبر، زنانِ مسلمان نبودند و فقط زنانِ يهودي بودند و تا آن زمان، جواز نكاح با زنان يهودي نيامده بود ...
زاد المعاد لإبن القيم الجوزية، ج٢، ص٥٨
٢. سهيلي
إبن حجر عسقلاني نقل مي كند از سهيلي ـ از علماء و فقهاء نامي أهل سنت ـ :
بأن النهي عن نكاح المتعة يوم خيبر و هذا شئ لا يعرفه أحد من أهل السير و رواة الأثر
فتح الباري لإبن حجر العسقلاني، ج٩، ص١٤٥ ـ عمدة القاري للعيني، ج١٧، ص٢٤٧ ـ إرشاد الساري للقسطلاني، ج٦، ص٥٣٦ ـ زاد المعاد لإبن القيم الجوزية، ج٢، ص١٨ ـ نصب الراية للزيلعي، ج٣، ص٣٣٥
٣. إبن عبد البر
و علي هذا أكثر الناس
نظر أكثر مردم هم اين است كه متعه در روز خيبر حرام نشده است
فتح الباري لإبن حجر العسقلاني، ج٩، ص١٤٥
اين دلائل را آورديم تا ثابت كنيم حرمت متعه در خيبر، هيچ ريشه و أصلي ندارد و أمير المؤمنين (عليه السلام) منكر اين قضيه است و عمر بن خطاب إعتراف دارد و بزرگان أهل سنت هم مي گويند آگاهان به سيره و راويان أثر اين قضيه را قبول ندارند.
اينها در غير از خيبر مي گويند در جاهاي ديگر هم نقل شده است. مي گويند آدم دروغ گو، كم حافظه است. اينها خواستند كار خليفه دوم را درست كنند، زدند كار را خراب تر كردند. در مكه و هوازن و خيبر و حنين نقل كرده اند كه متعه حلال و سپس نسخ شد. متأسفانه فقهاي أهل سنت هم براي توجيه، گفته اند كه ما يك مسئله و مشكل فقهي داريم كه در ميان مسائل فقهي از عجيب ترين عجايب است كه متعه، چندين بار حلال و سپس نسخ شده است.
جواب پنجم: تعارض در روايات خود أهل سنت
برخي مي گويند تعارض در روايات وجود دارد و اين دالّ بر حرمت متعه است. برخي مي گويند در غزوه خيبر ـ اوائل سال ٧ هجري ـ حلال شد و سپس نسخ شد. برخي مي گويند در سال أوطاس ـ جنگ در ديار هوازن در ١٢ شوال سال ٨ هجري ـ بود كه حلال و سپس نسخ شد. برخي مي گويند در سال فتح مكه ـ كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با لشكر اسلام در روز ١٨ رمضان سال ٨ هجري وارد سرزمين مكه شدند ـ بود و قبل از خروج از مكه، در طي ١٥ روزي كه در مكه بودند، اجازه متعه داده شد و قبل از خروج از مكه، از متعه نهي شد. برخي مي گويند در جنگ حنين بود. برخي مي گويند در سال عمره قضاء ـ در سال ٧ هجري ـ بود. برخي مي گويند در غزوه تبوك نهي شد. برخي مي گويند در جنگ أحزاب حلال شد. برخي مي گويند در حجة الوداع حلال شد.
اينها را آقاي نووي درشرح صحيح مسلم، جلد ٩، صفحه ١٨٠مفصل نقل مي كند.
وقتي آقاي إبن قدامه مقدسي به اين مسائل مي رسد، مانور عجيبي مي دهد كه قبلا هم بحث كرده ايم.
خلاصه سخن در رابطه با متعه اين است:
تنها دليلي كه اين آقايان مي توانند إقامه بكنند و ما بايد به آن جواب بدهيم، همين قضيه نسخ است و تمام شبهات ديگر را اين گونه جواب مي دهيم كه در قرآن و سنت و سيره صحابه و تابعين، حلّيت متعه ثابت شده است.
اگر اين موضوعات را در نظر داشته باشيم، هرگونه شبهه را مي توانيم جواب مي دهيم. اگر آنها بگويند متعه، زنا است، مي گوييم:
إن الله أمر بالمتعة
إن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) أمر بالمتعة
إن الصحابه عمل بالمتعة
آيا اينها همه زنا كرده اند؟
اگر مي گويند در متعه، مسئله أسره و زندگي و تشكيل خانواده و تكثير نسل و إرث وجود ندارد، مي گوييم اين شبهه شما، إعتراض به حكم إلهي است و در تمام موارد ديگري كه اينها وجود ندارد هم جاري است. مثلا نكاحي صورت مي گيرد و زن مرتدّ مي شود و إرثي در آنجا نيست. در جايي كه زوجين تصميم به بچه دار شدن نمي گيرند هم جاري است. در خيلي از موارد، ميان پدر و پسر هم إرث وجود ندارد، چه رسد به زوجين. بهترين جواب نقضي هم همان «نكاح به نيت طلاق» و «نكاح مسيار» و «ازدواجِ دوستي» است كه هيچ كدام از اين شبهات مطرح شده در متعه، در آنها هم وجود ندارد و هيج تفاوتي از نظر ترتّب نتيجه نكاح بر «عقد موقت» و «نكاح به نيت طلاق» وجود ندارد. در هر دو، إرث و تكثير نسل و تشكيل خانواده و غيره وجود ندارد.
اگر مي گوييد در متعه، اگر مردْ زنش را طلاق بدهد، چون پسر آن مرد خبر نداشته، بعداً بدون اين كه بداند آن زن به او حرام است، با او ازدواج مي كند و اين اشكال دارد. در جواب مي گوييم كه همين اشكال هم در «ازدواجِ دوستي» و «نكاح مسيار» و «نكاح به نيت طلاق» هم مطرح است. هم چنين در ازدواج دائم هم مطرح است كه وقتي زوجين در شهري با هم ازدواج مي كنند و بعد از يك ماه از هم طلاق مي گيرند و بعد هم پسر آن مرد مي رود با او ازدواج مي كند، بدون اين كه بداند آن زن بر او حرام است.
هر آنچه كه اين آقايان در مورد متعه، شبهه مطرح كنند، تمام آنها هم در ازدواج هايي كه آنها جديدا درست كرده اند، مانند «ازدواجِ دوستي» و «نكاح مسيار» «نكاح به نيت طلاق» مطرح است.
اينها خلاصه بحث ما در رابطه با متعه بود.
تمام حرف هاي آقايان أهل سنت به خاطر اين است كه حرف آقاي عمر بن خطاب در مورد تحريم متعه روي زمين نماند و غير از اين هيچ درد ديگري ندارند. البته برخي براي خلفاء راشدين، طبق اين حديث:
عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين
قدرت ولايت تشريعي را قائل هستند و عرض كرديم كه اين روايت، صحيح نيست و بزرگان أهل سنت هم زير بار اين حديث نمي روند و خود إبن تيميه هم مي گويد كه كلمه خلفاء راشدين، بعد از زمان بني أميه و در زمان مأمون و هارون الرشيد مصطلح شد و قبلاً اين كلمه وجود خارجي نداشت.
إن شاء الله بحث بعدي ما در رابطه بامتعة الحجاست. البته اين موضوع، خيلي فوائد آن چناني ندارد و فقط بحث علمي است و الان خود أهل سنت هم در رابطه بامتعة الحج، فتاوايي نزديك به شيعه دارند. ولي از آنجايي كه عمر اين دو متعه را تحريم كرده است، ما هم اين موضوع را بحث مي كنيم.
در رابطه با اقسام حج، اختلاف اساسي با أهل سنت داريم تحت عنوان حج قِران. آنها براي حج ساكنين مكه، بحث جدايي دارند و ما هم بحث جدايي داريم و إن شاء الله اين موضوع را هم بررسي خواهيم كرد.
«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»