خارج فقه مقارن - خارج فقه مقارن - الصفحة ٢٥٧ - اذان از ديدگاه فريقين اثبات شهادت ثالثه از كتب شيعه و سني
اذان از ديدگاه فريقين: اثبات شهادت ثالثه از كتب شيعه و سني
کد مطلب: ٦٦٨٤ تاریخ انتشار: ٢٩ بهمن ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٦١٧ خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين اذان از ديدگاه فريقين: اثبات شهادت ثالثه از كتب شيعه و سنيجلسه ٤٠- ١٣٨٦/١١/٢٩
تاریخ : ١٣٨٦/١١/٢٩
اثبات شهادت ثالثه در اذان از روايات عامه
بحث ما در شهادت ثالثه بود كه آيا مي توانيم از روايات خاص يا از عمومات و اطلاقات استفاده كنيم يا خير؟ دو روايت خوانديم از كتاب السلافة في أمر الخلافة آقاي مراغي مصري كه تصريح داشت بر اين كه سلمان و ابوذر در اذان خود بعد از شهادت بر رسالت، شهادت بر ولايت آقا اميرالمؤمنين عليه السلام مي دادند. همچنين عرض كرديم كه اين دو روايت را مي شود پشتيباني گرفت از سيره علماء و متشرعين كه از قديم الأيام اينچنين بوده است. قبل از اين كه به آيه ولايت برسيم، چون بحث مفصلي دارد و بحث در آن ضروري هم هست ، روايات ديگري از منابع شيعه و سني داريم كه تقريبا حالت عموميت دارد كه عموميت آن مانع استعمالش در اذان نيست.
نام امير المؤمنين عليه السّلام بر جاي جاي آسمان ها نوشته شده است
يكي از آنها روايتي است كه طبرسي در كتاب احتجاج (چاپ قديمي)، ص ١٥٨ دارد:
قاسم بن معاويه، قلت لأبي عبدالله (عليه السلام): هؤلاء (أهل سنت) يروون حديثا في أنه لما أسري برسول الله رأي علي العرش مكتوبا: لا إله إلا الله محمد رسول الله ابوبكر الصديق، فقال (عليه السلام): سبحان الله، غيروا كل شئ حتي هذا؟ قلت: نعم، قال (عليه السلام): إن الله عزوجل لما خلق العرش كتب عليه لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علي اميرالمؤمنين، و لما خلق الله عزوجل الماء كتب مجراه لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علي اميرالمؤمنين؛ لما خلق الله عزوجل الكرسي، كتب علي قوائمه لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علي اميرالمؤمنين؛ هكذا لما خلق الله عزوجل اللوح، و لما خلق الله عزوجل جبرئيل و لما خلق الله عزوجل الأرضين...؛ فقالت الأخير و لما خلق الله عزوجل القمر، كتب عليه لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علي اميرالمؤمنين؛ و هو سواد الذي ترونه في القمر. فإذا قال أحدكم لا إله إلا الله، محمد رسول الله، فليقل علي اميرالمؤمنين.
به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه اهل سنت اين چنين روايتي را نقل مي كنند كه وقتي رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به معراج رفت، ديد در كنار عرش نوشته شده: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، ابوبكر صديق؛ امام صادق عليه السلام فرمود: سبحان الله! اهل سنت همه چيز را تغيير دادند حتي اين را؟! گفتم: بله، حضرت فرمود: خداوند وقتي عرش را خلق كرد، بر آن نوشت: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علي اميرالمؤمنين؛ وقتي خداوند آب را آفريد، بر مجراي آب نوشت: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علي اميرالمؤمنين؛ و... و وقتي كه خداي عالم ماه را خلق كرد بر او نوشت: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علي اميرالمؤمنين و اين همان سياهي است كه در ماه مي بيني. بعد فرمود: هركه از شما گفت: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، بايد بگويد: علي اميرالمؤمنين.
الاحتجاج، شيخ طبرسي، ج ١، ص ٢٣٠.
روايت كاملا مطلق است و مقيد نكرده كه در روز يا شب، اذان يا غير اذان گفته شود. اطلاقش شامل مي شود خود اذان و اقامه را و هيچ منعي از گفتن شهادت ثالثه نيست و تعبير هم خيلي صريح است. اين يك روايت كه به اطلاقه شامل اذان و اقامه هم مي شود.
نام رسول خدا صلّي الله عليه وآله به نام امير المؤمنين عليه السّلام تأييد گشته است
روايت دوم از ابوحمراء از رسول الله (صلي الله عليه و سلم):
لما أسري بي إلي السماء إذاً علي العرش مكتوب لا إله إلا الله، محمد رسول الله، أيدتُه بعلي.
هنگامي كه مرا به معراج سير دادند ديدم كه بر عرش نوشته شده است: لا اله الا الله، محمد رسول الله، و او (حضرت محمد صلي الله عليه و آله ) را به وجود علي [حضرت] علي تاييد نمودم.
كتاب الشفا(م)، ج ١، ص ١٣٨، اسم المؤلف: القاضي عياض(م) الوفاة: ٥٤٤، دار النشر ـ مناقب مغازلي، ص ٣٩ ـ الرياض النضرة طبري، ج ٢، ص ١٧٢ - نظم الدرر السمطين حمويني، ص ١٢٠ - مجمع الزوائد هيثمي، ج ٩، ص ١٢١ -الدرالمنثور سيوطي، ج ٤، ص ١٥٣ - خصائص كبري سيوطي، ج ١، ص ٧.
اين روايتي است كه در غالب منابع اهل سنت آمده است، يعني ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام و تأييد حضرت، نسبت به رسالت، قبل از خلقت آسمان ها بوده است و فراتر از حديث غدير، منزلت و دار است. گرچه اين روايت، خاص يا اطلاق آنچناني ندارد، ولي عموميتي دارد كه تائيد علي عليه السلام همواره با رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بوده است، و لذا اگر كسي در اذان و اقامه و گفتارش، بعد از شهادت بر وحدانيت حق و شهادت بر رسالت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، شهادت بر ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام بدهد، چيز زائدي نبوده است و بيان گر همان واقعيتي است كه خداي عالم در عرش نوشته است.
نام رسول خدا و امير المؤمنين عليهما السّلام بر روي درب بهشت نوشته شده است
روايت سوم كه عموميت دارد و از منابع اهل سنت هم هست، از جابر بن عبدالله انصاري است:
قال: قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم): مكتوب علي باب الجنة: محمد رسول الله، علي بن أبيطالب أخو رسول الله، هذا قبل أن يخلق الله السماوات و الأرض بألفي علم.
خداي عالم دو هزار سال قبل از خلقت آسمان و زمين، بر درب بهشت نوشته است كه محمد رسول الله، و علي بن أبي طالب برادر رسول الله است.
فضائل الصحابة لابن حنبل، ج ٢، ص ٦٦٥، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، الوفاة: ٢٤١، دار النشر: مؤسسة الرسالة، بيروت، ١٤٠٣ - ١٩٨٣، الطبعة: الأولي، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس ـ المعجم الأوسط، ج ٥، ص ٣٤٣، اسم المؤلف: أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني الوفاة: ٣٦٠، دار النشر: دار الحرمين - القاهرة - ١٤١٥، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد, عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني ـ حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج ٧، ص ٢٥٦، اسم المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني، الوفاة:٤٣٠، دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - ١٤٠٥، الطبعة: الرابعة ـ تاريخ بغداد، ج ٧، ص ٣٨٧، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي، الوفاة: ٤٦٣، دار النشر: دار الكتب العلمية، بيروت ـ تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ٤٢، ص ٥٩، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، الوفاة: ٥٧١، دار النشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري ـ ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج ٣، ص ١١٢، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي، الوفاة: ٧٤٨، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٩٩٥، الطبعة: الأولي، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود ـ لسان الميزان، ج ٢، ص ٤٨٣، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، الوفاة: ٨٥٢ ، دار النشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - ١٤٠٦ - ١٩٨٦، الطبعة: الثالثة، تحقيق: دائرة المعرف النظامية، الهند ـ و...
يعني ارتباط اميرالمؤمنين عليه السلام با رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، ربطي به اسلام و حديث دار و منزلت و غدير و امثال آن ندارد و فراتر از اينهاست.
تمام انبياء بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام مبعوث گرديده اند
روايت چهارم باز هم در منابع اهل سنت است. اين روايت خيلي زيباست. عبدالله بن مسعود از نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل مي كند:
أتاني ملك، فقال: يا محمد! و اسئل من أرسلناك من قبلك من رسلنا علي ما بعثوا؟ قال قلت: علي ما بعثوا؟ قال: علي ولايتك و ولاية علي بن أبيطالب.
اي محمد! از پيامبران قبل از خودت سؤال كن كه بر چه چيزي مبعوث شده اند؟ گفتم: بر چه چيزي مبعوث شده اند؟ فرمود: بر ولايت تو و ولايت علي بن أبي طالب.
معرفة علوم الحديث، ج ١، ص ٩٥، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عبد الله الحاكم النيسابوري، الوفاة: ٤٠٥، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٣٩٧هـ - ١٩٧٧م، الطبعة: الثانية، تحقيق: السيد معظم حسين ـ الكشف والبيان (تفسير الثعلبي)، ج ٨، ص ٣٣٨، اسم المؤلف: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري، الوفاة: ٤٢٧ هـ - ١٠٣٥م، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - ١٤٢٢هـ-٢٠٠٢م ، الطبعة: الأولي ، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي ـ تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ٤٢، ص ٢٤١، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، الوفاة: ٥٧١، دار النشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري ـ الجواهر الحسان في تفسير القرآن (تفسير الثعالبي)، ج ٨، ص ٣٣٨، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبي، الوفاة: ٨٧٥، دار النشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بيروت ـ شواهد التنزيل حسكاني، ج ٢، ص ٢٢٣ و...
اين روايت خيلي صريح تر از بقيه روايات است. پس شهادت بر ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام پس از شهادت بر رسالت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، چيز عبث و زائدي نيست. همان مطلبي را ما در اذان و اقامه خود مي گوئيم كه بزرگان شما در كتاب هاي حديثي خود نقل كرده اند.
زماني كه امير المؤمنين عليه السّلام به اين نام ملقب گرديده است
روايت پنجم از حذيفه از نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم است كه فرمود:
لو علم الناس متي سُمّي علي اميرالمؤمنين (عليه السلام) ما أنكروا فضله؛ سُمّي اميرالمؤمنين (عليه السلام) و آدم بين الروح و الجسد، قال الله تعالي و إذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورم و ذريتهم و أشهدهم علي أنفسهم ألست بربكم، قالت الملائكه: بلي، فقال أنا ربكم، محمد نبيكم، علي أميركم.
اگر مردم مي دانستند كه علي (عليه السلام) از چه زماني لقب اميرالمؤمنين (عليه السلام) را گرفته است، فضائل او را انكار نمي كردند؛ او اميرالمؤمنين (عليه السلام) ناميده شد، وقتي كه حضرت آدم (عليه السلام) بين روح و جسد بود، يعني هنوز روح در او دميده نشده بود. هنگامي كه خداوند به فرزندان آدم گفت: آيا من پروردگار شما نيستم؟ ملائكه گفتند: بله، خداوند گفت: پس من پروردگار شمايم و محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) نبي شما و علي (عليه السلام) امير شماست.
الفردوس بمأثور الخطاب، ج ٣، ص ٣٥٤، اسم المؤلف: أبو شجاع شيرويه بن شهردار بن شيرويه الديلمي الهمذاني الملقب إلكيا، الوفاة: ٥٠٩ هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية، بيروت، ١٤٠٦ هـ - ١٩٨٦م، الطبعة: الأولي، تحقيق: السعيد بن بسيوني زغلول.
پس ولايت و اميري اميرالمؤمنين عليه السلام چيزي است كه قبل از خلقت حضرت آدم عليه السلام بوده است.
از اين پنج روايت، روايت اول صراحت داشت در اين كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: فليقل علي اميرالمؤمنين (عليه السلام). چهار سند ديگر، اگر چه ضعيف هم باشد، سندها متعدد و مختلف است و يؤيد بعضه بعضا. اگر بخواهيم بحث رجالي هم بكنيم، بالاتر از ٣ روايت، مستفيض مي شود. اين روايات مضمون مشتركي دارند بر اين كه ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام قرين ولايت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم است.
از خداوند خواسته ام تا نام مرا با نام تو قرين سازد
رواياتي به اين معنا در منابع شيعه زياد داريم. مثلا نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
يا علي! إني طلبت من الله أن يذكرك بكل مورد يذكرني، فأجابني و استجاب لي
يا علي! از خدا خواسته ام كه هر كجا نام من بيايد، نام تو هم، قرين نام من باشد، خدا هم دعاي مرا به اجابت رساند.
ما مشابه اين روايت را در منابع شيعه زياد داريم، اما آنچه كه خيلي مهم است، دو سه روايت صحيح در منابع اهل سنت به اين معنا دارد كه:
آنچه براي خود خواستم براي امير المؤمنين عليه السّلام نيز خواستم
رسول خدا صلّي الله عليه وآله به امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
ما سألت ربي شيئا في صلاتي إلا أعطاني، و ما سألت لنفسي شيئا إلا سألت لك.
هر چه را كه من در نماز از خدا خواسته ام، به من داد، و هيچ چيز براي خودم نخواستم مگر اين كه براي تو هم طلب كردم.
أنساب الأشراف، ج ١، ص ٢٨١، اسم المؤلف: أحمد بن يحيي بن جابر البلاذري (المتوفي: ٢٧٩هـ) الوفاة: ٢٧٩، دار النشر ـ المعجم الأوسط، ج ٨، ص ٤٧، اسم المؤلف: أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني، الوفاة:٣٦٠، دار النشر: دار الحرمين - القاهرة - ١٤١٥، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد, عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ٤٢، ص ٣١٠، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، الوفاة: ٥٧١، دار النشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري ذخائر العقبي في مناقب ذوي القربي، ج ١، ص ٦١، اسم المؤلف: محب الدين أحمد بن عبد الله الطبري، الوفاة: جمادي الآخرة / ٦٩٤هـ ، دار النشر: دار الكتب المصرية - مصر ـ مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ٩، ص ١١٠، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي، الوفاة: ٨٠٧، دار النشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة, بيروت - ١٤٠٧ـ جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج ١١، ص ٢٩٥، اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، الوفاة: ١٩/جمادي الاولي / ٩١١هـ ، دار النشرـ كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج ١٣، ص ٥٠، اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي، الوفاة: ٩٧٥هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ-١٩٩٨م ، الطبعة: الأولي، تحقيق: محمود عمر الدمياطي.
از جمله اين موارد، ذكر رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در اذان و اقامه است و اين از مقام و منزلت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم است.
آنچه براي خود پسنديدم براي امير المؤمنين عليه السّلام نيز مي پسندم
يا در صحيح ترمذي آمده كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
يا عَلِي ! اني أُحِبُّ لك ما أُحِبُّ لنفسي وَأَكرَهُ لك ما أَكرَهُ لنفسي.
يا علي! من هر چه براي خود دوست دارم، براي تو هم دوست دارم؛ و هر چه براي خود نمي پسندم، براي تو نيز نمي پسندم.
مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج ١، ص ١٤٦، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، الوفاة: ٢٤١، دار النشر: مؤسسة قرطبة مصرـ مسند أبي داود الطيالسي، ج ١، ص ٢٥، اسم المؤلف: سليمان بن داود أبو داود الفارسي البصري الطيالسي، الوفاة: ٢٠٤، دار النشر: دار المعرفة - بيروت ـ المصنف، ج ٢، ص ١٤٤، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني، الوفاة: ٢١١، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - ١٤٠٣، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي ـ الطبقات الكبري، ج ٤ ص ٢٣١، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري، الوفاة:٢٣٠، دار النشر: دار صادر - بيروت ـ
الجامع الصحيح سنن الترمذي، ج ٢، ص ٧٢، اسم المؤلف: محمد بن عيسي أبو عيسي الترمذي السلمي، الوفاة: ٢٧٩، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون و...
قطعا رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم شهادت بر رسالت در أذان و اقامه را دوست دارد و ما در اين باره شكي نداريم؛ و وقتي شهادت بر رسالت را دوست مي دارد، قطعا شهادت بر ولايت را هم دوست مي دارد. يعني ما چيزي را در اذان مي گوئيم كه مورد رضاي نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم است.
بعد از خلقت آسمان و زمين، خداوند منادي را به شهادت بر ولايت امير المؤمنين امر فرمود
شيخ صدوق در امالي خود، ص ٧٠١، روايتي از امام صادق عليه السلام دارد كه فرمود:
أَنَا أَوَّلُ أَهْلِ بَيتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا إِنَّهُ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً فَنَادَي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِياً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً.
فرمود ما اول خاندانيم كه خدا نام ما را بلند كرده چون خدا آسمان ها و زمين را آفريد به منادي دستور داد سه بار ندا دهد: اشهد ان لا اله الا اللَّه، اشهد ان محمدا رسول اللَّه اشهد ان عليا امير المؤمنين حقا.
كافي، ج ١، ص ٤٤١ - بحارالأنوار، ج ١٦، ص ٣٦٨.
از اين روايت هم مي توان به عنوان مؤيد براي آن پنج روايت أهل سنت استفاده كرد. در مجموع از روايات شيعه و سني استفاده مي شود بر جواز شهادت بر ولايت در تمام اوقات شبانه روز و در همه حال و اشكال شرعي ندارد و شهادت بر يك امري است محقق.