استفتائات قضائيه و مؤسسه حقوقي وکلاي بين الملل - روحانی، سيد محمد صادق - الصفحة ٨
زيرا اگر در يك مسألة دليل خاص عقلى يا نقلى (كتاب، سنت، عقل واجماع) وجود داشته باشد حكم آن مسألة طبق مدرك معلوم است، واگر دليل خاصى در مسألة نبود به قواعد كلى به اصطلاح عموماتى كه در قرآن يا سنت وارد است رجوع مىكنند.
چند نمونه از قواعد عامه را به طور اجمال ياد آور مىشويم: الف - قواعد حاكم: در متن مقررات اسلامى يك سلسله قواعد كنترل كننده قرار گرفته است كه فقهاء آن ها را قواعد حاكم مىنامند اين ها قواعدى هستند كه بر سراسر احكام و مقررات اسلامى تسلط دارند وبر همه ى آن ها حكومت مىكنند قاعده لا ضرر، لا حرج از اين دسته اند در حقيقت اسلام براى قواعد حاكم حق وتو قائل شده (١) است.
در اسلام هر كس در اجراى حقوق واستفاده از امكانات خود آزاد است ولى به موجب قاعده لا ضرر آزادى هر كس تابع محدود يتهائى است كه به وسيله قانون منحصرا به منظور مراعات حقوق وآزادى هاى ديگران وبراى نظم عمومى وضع گرديده است.
فقهاء از اين قاعده كلى حكم صدها موضوع جزئى را استفاده مىكنند.
و هم چنين احكام ومقررات اسلامى تا زمانى قابل اجراء است كه به مرتبه عسر وحرج برسد ودر صورت حرج حكم برداشته شده وتكليف انسان هم عوض مىشود.
ب - در اسلام دو حكم كلى است به اين صورت: احلت لكم الطيبات وحرمت عليكم الخبائث در اسلام حكم بعضى از خوردنى ها وآشاميدنى ها به طور صريح و (هامش: ١ - اين قواعد داستان مفصلى دارد اولى از فرمايش پيغمبر اكرم (ص) لا ضرر ولا ضرار في الاسلام دومى از آيه شريفه: ما جعل عليكم في الدين من جرح استفاده شده است.