سکولارها چه مي گويند؟ - قطب، محمد - الصفحة ١٠ -           دين حقّ

(اليوم‌ اكملت‌ لكم‌ دينكم‌ و اتممت‌ُ عليكم‌ نعمتي‌ و رضيت‌ لكم‌ الاْ‌سلام‌ديناً)

امروز دينتان‌ را براي‌ شما كامل‌ ساختم‌ و نعمتم‌ را بر شما تمام‌ نمودم‌ و«اسلام‌» را به‌ عنوان‌ دين‌ براي‌ شما پسنديدم‌.

(هوالّذي‌ ارسل‌ رسوله‌ بالهدي و دين‌ الحق‌ لِيظْهِرَه‌ُ علي‌ الدّين‌ كلّه‌ِ)

اوست‌ كسي‌ كه‌ پيامبر خود را با هدايت‌ و دين‌ حق‌ فرستاد، تا آن‌ را بر همه‌دين‌ها غالب‌ و چيره‌ سازد.

هر رسالتي‌ كه‌ از سوي‌ خدا آمد، عقيده‌ و سنّت‌ و قانون‌ و روش‌ زندگي‌بود.

امّا عقيده‌، هرگز درطول‌ همه‌ رسالتها تغييرنيافت‌. از شان‌ آن‌ هم‌ نبود كه‌تغيير يابد. معبودي‌ جز«اللّه‌» نيست‌، «اللّه‌» را بپرستيد، شما را معبودي‌ جزاونيست‌.

امّا «شعائر»، همچون‌ نماز، روزه‌ و زكات‌، در كليت‌ خود تغييري‌ نيافت‌،هر چند تفصيل‌ و شكل‌ و جزئيات‌ آن‌ در طول‌ تاريخ‌ و در رسالتهاي‌ مختلف‌،اختلافهايي‌ داشت‌.

امّا «شرايع‌» و قوانين‌، به‌ حسب‌ حالات‌ اقوامي‌ كه‌ پيامبران‌ به‌ سوي‌ آنان‌مبعوث‌ مي‌شدند و بر اساس‌ نيازهايشان‌ اختلاف‌ گسترده‌اي‌ يافت‌، تا آنكه‌شريعت‌ كامل‌ با آخرين‌ رسالت‌ كه‌ براي‌ همه‌ بشريت‌ و زمان‌ آينده‌ از بعثت‌حضرت‌ محمد(ص) تا وقتي‌ كه‌ خداوند، وارث‌ زمين‌ و زمينيان‌ شود، نازل‌ شدو با اين‌ آيين‌، آن‌ «راه‌ زندگي‌» كه‌ خداي‌ سبحان‌ مي‌خواست‌ تا قيامت‌، بشريت‌بر آن‌ روش‌ سير كند به‌ كمال‌ رسيد.

خداوند، پيامبران‌ را همراه‌ با بينات‌، بر اساس‌ حكمتي‌ فرستاد:

(لقد ارسلنا رسلنا بالبينات‌ و انزلنا معهم‌ الكتاب‌ و الميزان‌َ ليقوم‌َ الناس‌ُبالقسط‌)

ما پيامبران‌ خود را با بينات‌ فرستاديم‌ و همراه‌ آنان‌ كتاب‌ و ميزان‌ نازل‌كرديم‌، تا مردم‌ قسط‌ را بر پاي‌ دارند.

اين‌ حكمت‌ فرستادن‌ پيامبران‌ به‌ سوي‌ بشريت‌ است‌ «بر پاي‌ داشتن‌ قسط‌».ابزار بر پا داشتن‌ قسط‌ در واقعيت‌ مردم‌، همان‌ «كتاب‌» و «ميزان‌» است‌ وپيامبر، پيام‌رسان‌ و بيان‌ كننده‌ و شرح‌ دهنده‌ و آموزگار و پيشوايي‌ است‌ كه‌ به‌مردم‌ مي‌آموزد چگونه‌ زندگي‌ خود را بر پايه‌ قسط‌، بر پاي‌ دارند:

«و انزلنا اليك‌ الذكر لتبّين‌ للناس‌ ما نُزّل‌ اليهم‌، و لعلّهم‌ يتفكّرون‌»

ما ذكر را بر تو نازل‌ كرديم‌، تا بر مردم‌ آنچه‌ را به‌ سوي‌ ايشان‌ نازل‌ شده‌است‌، روشن‌سازي‌ و باشد كه‌ آنان‌ بينديشند.

(لقد كان‌ لكم‌ في‌ رسول‌ الله‌ اسوه‌ حسنه‌ لمن‌ كان‌ يرجو الله‌ و اليوم‌ الاخر وذكراللّه‌ كثيراً)

براي‌ شما در پيامبر خدا(ص) اسوه‌ و سرمشق‌ نيكي‌ است‌، براي‌ كسي‌ كه‌ به‌خدا و روز واپسين‌ ايمان‌ داشته‌ باشد و خدا را بسيار ياد كند.

از رحمت‌ خدا نسبت‌ به‌ بندگانش‌ اين‌ است‌ كه‌ آنان‌ را بي‌هدايت‌ رهانساخته‌، تا گمراه‌ نشوند و بر يكديگر طغيان‌ نكنند كه‌ در نتيجه‌، ميزان‌ اختلال‌يابد و قسط‌ و عدالت‌ نابود شود. اختلال‌ در زندگي‌ مردم‌ يا از درون‌ نفس‌سرچشمه‌ مي‌گيرد يا از بيرون‌. اما از درون‌: با آنكه‌ خداوند، انسان‌ را آفريده‌ تاخدا را بپرستد و او را آفريده‌ تا بيازمايد، اما مشيت‌ و خواست‌ او ايجاب‌ كرده‌كه‌ بستر و زمينه‌ اين‌ آزمون‌ را متاع‌ زندگي‌ دنيا قرار دهد و نيز تمنّيات‌ تركيب‌يافته‌ در وجود انسان‌ در مقابل‌ اين‌ متاع‌:

«و ما خلقت‌ الجن‌ّ و الاْ‌نس‌ الاّ‌ ليعبدون‌»

جن‌ و انس‌ را نيافريدم‌ مگر براي‌ آنكه‌ مرا بپرستند.

«ما انسان‌ را از نطفه‌ آميخته‌اي‌ آفريديم‌ و او را مي‌آزماييم‌، از اين‌ رو او راشنوا و بينا قرار داديم‌»

«محبّت‌ِ خواستني‌ها، از زنان‌ و فرزندان‌ و اموال‌ هنگفت‌ از طلا و نقره‌ واسبهاي‌ ممتاز و چهارپايان‌ و زراعت‌ در نظر مردم‌ جلوه‌ داده‌ شده‌ است‌. اينهاكالاي‌ زندگي‌ دنياست‌ و سرانجام‌ نيك‌، نزد خداست‌.»

آزمايشي‌ كه‌ انسان‌ در رابطه‌ با «متاع‌ زندگي‌ دنيا» در معرض‌ آن‌ قرارمي‌گيرد، شيوه‌ بكارگيري‌ اين‌ متاع‌ و ميزان‌ بهره‌وري‌ از آن‌ و حّد و حدودي‌است‌ كه‌ به‌ آن‌ مي‌رسد يا در آن‌ مرز مي‌ايستد. به‌ عبارت‌ ديگر، آيا دربهره‌مندي‌ از اين‌ متاع‌، به‌ آنچه‌ خدا نازل‌ كرده‌ پاي‌بند مي‌ماند و به‌ حلالي‌ كه‌خدا حلالش‌ كرده‌ و مي‌داند كه‌ خير، با آن‌ محقّق‌ مي‌شود، پاي‌بند مي‌ماند؟ واز حرامي‌ كه‌ خدا تحريم‌ كرده‌ و مي‌داند كه‌ در آن‌ شرّ است‌، پرهيز مي‌كند؟ ياآنكه‌ شهوات‌، او را در پي‌ خود مي‌كشد و از حدود الهي‌ تجاوز كرده‌، درحريم‌ ممنوع‌ مي‌افتد؟