تذکره القبور: بضميمه اشعار و مثنويات - گزی برخواری، عبدالکریم بن مهدی - الصفحة ٩٠ - باب هشتم در مقبرهء مرحوم حاجى محمد ابراهيم كرباسى در شرح حالات و جلالت شأن حاجى محمد ابراهيم كرباسى
مثل حاجى پيدا مى شود كه به اين حد احتياط در شريعت ودقت در امر دين و مواظبت بر دقايق آداب شريعت وتعبد صرف در احكام از براى كم كسى ممكن است وبه حدى بوده كه أو را مردم صاف وصادق شمرده اند مانند اولاد امجاد ايشان كه مضمونها از ايشان نقل مى كنند .
مثل آنكه حاجى ميرزا احمد روضه خوان " أعوذ " را به آواز خواسته بخواند ، حاجى فرموده : " حاجى ميرزا احمد ! اعوذ كه مد ندارد " ، واين از بابت حمل بر صحت است كه حمل بر غنا خواندن ننموده است .
وآن مرحوم در مسجد شعر نمى خوانده وشعر را از شعريت مى انداخته معروف است گفته : ز عشق تا به صبوري - چنانكه مى گويند العهدة على الراوى - يا كم يا زياد هزار فرسنگ است .
چون در اخبار كراهت شعر در مسجد وشب و روزه وماه مبارك رمضان وروز جمعه هر چند شعر حق باشد وارد شده إلى غير ذلك .
از آن مرحوم اين رقم حكايات خيلى كرده اند وآن مرحوم خيلى بى اعتنا به اهل دنيا بوده وزاهد وبا قناعت بوده ، گويند گندم در خانهء خود آسياء [ ب ظ ]مى كرده ويخ اصفهان را هم نمى خورده وغير اينها .
وبا مرحوم سيد خيلى موافق وخود در بسيارى از امور شرعيه كه محل مى شده سيما در اوقاف ومساجد ونحو اينها كه جاى شبهه واشكال واحتياط بوده مداخله نمى كرده ومحول به مرحوم سيد مى نموده .
ودر مستجاب الدعوه بودن معروف است صدمه ووفات بعضى از ديوانيان و بعضى از آقايان را از نفرين حاجى مى دانند .
وحكايت آن مردى كه حاجى در مقام نهى از منكر أو بر آمده ، أو گفته بوده است غول به خايه ام بگذارد ! خبر براى حاجى آورده اند ، حاجى گفته خدايا غولى ندارم ونفرين كرده تخم أو باد كرده ، ووفات نموده ، مشهور است .